29 دی 1395, 8:11
تاكنون درباره نقش استغفار، بسيار گفته و نوشتهاند، با اين همه به نظر ميرسد كه اين عامل سرنوشتساز كه حضرت آدم (ع) را در هنگام هبوط از بهشت، رهايي بخشيد و فرصتهاي مكرري به او داد تا در مسير كمالي و هدايتي عبوديت گام بردارد و به مقام راستين خويش دست يابد و همچنين بسياري از انسانها را دستگير شده، آنچنان مهم و ارزشمند است كه هر از گاهي ميبايست و بلكه ميتوان چيزهاي جديد و آثار و بركات تازهاي از آن كشف كرد و به دست آورد. از اين رو بازخواني آداب و آثار آن تنها براي كشف بعدي ديگر از ابعاد و جهتي ديگر از جهات بينهايت اين ابزار كارآمد الهي در دست بشر است كه به سادگي ميتواند به وسيله آن خود را از بسياري از گرفتاريها رهايي بخشد يا بسياري از گرفتاريها و مصيبتها را از خويش دفع كند؛ زيرا استغفار داراي دو كاركرد مهم دفعي و رفعي است.
بسياري از مردم به ويژه جوانان ميپرسند كه از چه چيزي استغفار كنيم؟ اين پرسش زماني پررنگتر مطرح ميشود كه آنان كه با آموزههاي قرآني يا روايي مواجه ميشوند كه در آن پيامبران و امامان (ع) و اولياي خداوندي مامور به استغفار شده يا در دعاهاي خويش به ذيل توبه و استغفار چنگ زدهاند. در اين صورت ميپرسند كه پيامبر (ص) يا امامان (ع) چرا بايد استغفار كنند و از چه چيزي ميبايست استغفار كنند؟ اصولا استغفار چيست و چه جايگاهي در هستيشناسي و امور تكوين دارد كه براي دفع بلاهاي طبيعي به ذيل آن تمسك جسته ميشود يا براي رفع مصيبت و بلايي آن را ابزار و وسيله رهايي قرار ميدهند؟ آنگونه كه محقق انديشمند و زبان شناس و قرآن پژوه فرهيخته راغب اصفهاني در كتاب مفردات الفاظ القرآن الكريم خويش گفته است: «استغفار به معناي طلب آمرزش، از ريشه غفران گرفته شده است كه در اصل به معناي پوشيدن چيزي است كه آدميرا از آلودگي نگه دارد. بنابراين استغفار به معناي طلب پوشيدن چيزي است كه آدميرا از آلودگيهاي دروني و بيرون محافظت كند و از آن دور نگه دارد. به سخن ديگر، استغفار، درخواست مصونيت از عذاب با گفتار و رفتار خويش است. (مفردات راغب اصفهاني ذيل واژه غفر) . كسي كه استغفار ميكند ميكوشد تا خود را از آلودگي حفظ كند و تن پوشي را به تن نمايد تا بوي گناهان بيروني ديگران به وي نرسد يا نميگذارد بوي گناهان او به بيرون درز كند و او را رسوا سازد يا كاري ميكند كه آثار و پيامدهاي آن از درون و بيرون وي برطرف شود.
در روايات است كه هر گناهي بويي دارد كه بسيار زننده است و ديگران را ميآزارد. اصولا هر چيزي در دنيا داراي بوي خوش و بوي زننده است. رفتارها و گفتارهاي آدمينيز اينگونه است. لذا از مومن و انسانهاي طيب و پاك بوي خوشي برميخيزد كه همگان را به سوي خود جلب و جذب ميكند. در داستان اويس قرني آمده است كه وقتي پیامبر(ص) از مسافرت به مدينه بازگشت بيان كرد كه بوي خوشي به مشام ميرسد و اين بوي از قرن است. معلوم شد كه اويس قرني به مدينه آمده بود تا به ديدار محبوب خويش حضرت ختميمرتبت (ص) برسد ولي به سبب وعدهاي كه به مادر خويش داده بود آن حضرت را نديده از مدينه بازگشت؛ زيرا پيامبر (ص) به بيرون مدينه مسافرت كرده بود و در آن جا حضور نداشت. اين بوي خوش مومن است كه اهل دل آن را ميبويند و ميشنوند.
استعفار موجب ميشود تا آدميدور خويش حصار و دژي استوار بر پا كند و از آثار زشت گناه ديگران در امان ماند؛ همچنين باعث ميشود تا از آثار و تبعات گناه خويش در امان باشد و حداقل در ميان خلق رسوا نشود. توبه يعني بازگشت به سوي خدا و درمسير كمال قرارگرفتن پس از آنكه با گناه خويش كجروي كرده است و استغفار يعني اينكه خود را از آثار و تبعات آن در امان داشتن و از رسوايي رهايي يافتن. بنابراين هركسي ميبايست براي رهايي از آثارو تبعات بيروني، با استغفار دژ و قلعهاي براي خود بسازد. استغفار امري عمومياست و اختصاص به گناهكاران ندارد وحتي مومنان براي در امان ماندن از آثار دروني و بيروني اعمال ديگران به ذيل استغفار تمسك ميجويند.
گاه انسان ميبايست از ظلم و ستم به نفس خويش استغفار كند؛ زيرا حق نفس را چنان كه بايد و شايد ادا نكرده و اسمايي را كه خداوند در ذات وي به وديعت نهاده به فعليت نرسانده است (آل عمران آيه 135 و نساء آيات 64 و 110 و نيز اعراف آيه 23 و انبياء آيات 87 و 88 و قصص آيه 16) و گاه ديگر نياز است كه از گناه و خطاي خويش توبه و استغفاركند (بقره آيه 58 و اعراف آيه 161 و غافر آيه 55 و آل عمران آيه 190و 193 و يوسف آيه 29 و 97و آيات ديگر قرآن) و دميديگر ميبايست از قضاوت عجولانه و داوري بيدليل و ضد ارزشي (ص آيات 24 و 25) يا قتل (قصص آيات 15و 16) و كفر نفاق وشرك (مائده آيات 73 و 74) استغفار نمايد. چنان كه استغفار گاه از گناه و خطاي خود است (ابراهيم آيه 41 ونوح آيه 28) و گاه براي گناه ديگران از مردم و زنان مومن (محمد آيه 9 و ممتحنه آيه 12 و نوح آيه 28) يا فرزند (يوسف آيات 97 و 98) و برادران (اعراف آيه 151 و حشر آيه 10) ووالدين (ابراهيم آيه 41 و نوح آيه 28) و مانند آن است.
در روايت است كه پيامبر (ص) به مردم هشدار ميدهد كه براي در امان ماندن از رسواشدن در پيشگاه مومنان، خود را با استغفار از خطا و گناهان در امان نگه داريد؛ زيرا چنان كه گفته شد هر خطا و گناهي بويي دارد و حالتي در انسان ايجاد ميكند و نوري را از انسان ميزدايد كه اهل دل آن را ميبينند و ميبويند. آن حضرت فرمود: با استغفار خود را معطر كنيد تا بوي گناهشان شما را رسوا نسازد. نزول باران و رونق كشاورزي (نوح آيه 10 و 12) ازطريق جلب محبت الهي با استغفار (هود آيه 90) صورت ميگيرد و انسان در رحمت الهي قرار گرفته و از آثار رحمت خاص بهره مند ميشود (بقره آيه199 و نساء آيات 106 و 110 و آيات ديگر). البته آثار ديگري نيز براي استغفار در آيات قرآني گفته شده كه بيان آن مجال ديگري ميطلبد. امام صادق (ع) نيز در پاسخ به اين سوال كه چه استغفاري مانع نوشتن گناه ميشود؟ فرمودند: « هرگاه بنده گناهي مرتكب شود، از بامداد تا شب به او مهلت داده ميشود. اگر آمرزش خواست، آن گناه برايش نوشته نميشود (الكافي: 2 / 437 / 1 منتخب ميزان الحكمه: 428). اميرالمومنين (ع) نيز درباره اينكه هركس نعمت استغفار بيابد از چه نعمتي محروم نميشود؟ ميفرمايند: «به هر كس (نعمت) آمرزش خواهي داده شود، از آمرزيده شدن محروم نشود (نهج البلاغه: الحكمه 135 منتخب ميزان الحكمه: 428). رسول مكرم اسلام همچنين ارزش پيامد استغفار زياد را چنين توصيف ميفرمايند: «هر كس زياد آمرزش بخواهد، خداوند از هر غميبراي او گشايشي قرار دهد و از هر تنگنايي برون شوي (نورالثقلين: 5 / 357 / 45 منتخب ميزان الحكمه: 428).
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان