27 دی 1395, 8:57
پدرش 26 ساله بود كه ایشان زاده شد. 12 تا 15 سال بنابر اختلاف از عمر شريفش را دركنار جدش امام سجاد(ع) و نوزده سال را در كنار پدرش امام باقر (ع) گذراند. ابن بابويه و قطب راوندي روايت كرده اند كه از حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) پرسيدند كه امام بعد از تو كيست ؟فرمود: محمد باقر شكافنده علوم است. پرسيدند: بعد از او امام كه خواهد بود؟ فرمود: جعفر كه نام او نزد اهل آسمانها صادق است. امام ششم شيعيان و رئيس مذهب تشيع درسال 114 هجري قمري در سن 31 سالگي به امامت رسيد و رداي ولايت بردوش گرفت كه حدود هجده سال آن ( 132-114 ) همزمان با حكومت امويان و شانزده سال آن ( 148-132 ) همزمان با حكومت عباسيان بود.
عصر امام صادق(ع) يكي از طوفانيترين ادوارتاريخ اسلام است كه از يك سو اغتشاشها و انقلابهاي پياپي گروههاي مختلف، بهويژه از طرف خونخواهان امامحسين(ع) رخ ميداد كه انقلاب ابوسلمه در كوفه و ابو مسلم در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است. از ديگر سو، عصر برخورد مكتبها و ايدئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفي و كلامي مختلف بود كه از برخورد امت اسلام با مردم كشورهاي فتح شده و نيز روابط مراكز اسلامي با دنياي خارج به وجود آمده و در مسلمانان نيز شور و هيجاني براي فهميدن و پژوهش پديد آورده بود. عصري كه كوچكترين كم كاري يا عدم بيداري و تحرك پاسدار راستين اسلام يعني امام (ع)، موجب نابودي دين و پوسيدگي تعليمات حياتبخش اسلام، هم از درون و هم از بيرون ميشد. زمان امام صادق(عليه السلام)، زمان تزلزل حكومت بني اميه و فزوني قدرت بني عباس بود و اين دوگروه مدتي درحال كشمكش و مبارزه با يكديگر بودند. از زمان هشام بن عبدالملك تبليغات و مبارزات سياسي عباسيان آغاز شد و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عمليات نظامي شد و سرانجام در سال 132 به پيروزي رسيد. بني اميه در اين مدت، گرفتار مشكلات سياسي فراواني بودند، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شيعيان را نداشتند. عباسيان نيز چون از دستيابي به قدرت در پوشش شعار طرفداري از خاندان پيامبر و گرفتن انتقام خون آنان عمل ميكردند، فشاري از طرف آنان مطرح نبود. از اين رو اين دوران، دوران آرامش و آزادي نسبي امام صادق (ع) و شيعيان بود و آن حضرت از اين فرصت استفاده كرده و تلاش فرهنگي وسيعي را آغاز كرد. پيشواي ششم در چنين دوراني به فكر نجات افكار توده مسلمان از الحاد و بدبيني و كفر و نيز ممانعت از انحراف اصول و معارف اسلامي از مسير راستين بود، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين كه به وسيله خلفاي وقت صورت ميگرفت جلوگيري ميكرد. اينجا بود كه امام(ع) دشواري فراوان در پيش و مسئوليت عظيم بر دوش داشت. او آن قدر فقه و دانش اهل بيت را گسترش داد و زمينه ترويج احكام و بسط كلام شيعي را فراهم ساخت كه مذهب شيعه به نام او به عنوان «مذهب جعفري» شهرت يافت. آن اندازه كه دانشمندان و راويان از دانش امام بهره برده و از ايشان حرف و حديث نقل كرده اند از هيچ يك از ائمه ديگر نقل نكرده اند. ليكن طولي نكشيد كه بني عباس پس از تحكيم پايههاي حكومت و نفوذ خود، همان شيوه ستم و فشار بني اميه را پيش گرفتند و حتي از آنان گوي سبقت ربودند. وضع به حدي ناگوار شد كه همگي ياران امام (ع) را در معرض خطر مرگ قرار ميداد، چنانچه زبدههايشان جزو ليست سياه مرگ بودند. امام صادق(ع) كه همواره مبارزي نستوه، خستگي ناپذير و انقلابي در ميدان فكر و عمل بود، كاري كه امام حسين (ع) به صورت قيام خونين انجام داد، در لباس تدريس و تأسيس مكتب و انسان سازي انجام داد و جهادي راستين كرد. رحلت امام را به سبب مسموميت دانسته اند ارتكاب اين جنايت را منصور در توان خود نميديد لذا به جعفر بن سليمان، پسر عموي خويش و والي وقت مدينه محول كرد. فرزند برومندش امام موسي بن جعفر(ع) او را دو جامه سفيد مصري كه در آن احرام ميبست و در پيراهني كه ميپوشيد و در عمامهاي كه ازامام زينالعابدين(ع) به ایشان رسيده بود، كفن نمود و بر آن نماز خواند و او را در بقيع به خاك سپرد.
زهرا رضاييان
بغض هايمان را در كجاي حرم نداشته ات مويه كنيم؟ نامت، علم افراشته بر بلنداي علوم است و شب، پيراهن سوگي است كه آسمان در عزايت به تن كرده است. سينهها، داغ بزرگي را حمل ميكنند و جانها، در آتش مصيبتي عظيم ميگدازند... دنيا هميشه براي درك وسعت آسمانيان حقير و اندك است. دوباره خورشيدي در خاك بقيع خواهد خفت كه آفتاب صداقت از منزلگه انديشه اش بر ميتابيد و كلامش حق را بالنده ميكرد. كوهي از وقار بود، دريايي از علوم، اقيانوسي از حكمت و فضيلت، گسترهاي از رحمت و عبادت. امروز انديشه تشيع در پله ششم، تاريخ را به ماتم ميخواند، ماتم چشمه جوشان كلام شيعه، ماتم خزانه دار علم عليع، فاتح قلههاي بلند دانش خداوندي و... گويي امواج خروشان علم در ساحل ابديت آرميده است، گويي عشق با تمام وسعتش در دل خاك جاي گرفته است. او كوثري بود كه هر كه از زلال حكمتش نوشيد، حكيم شد و هر كه بر كرانه عرفانش قدم نهاد، مجنون گرديد. خطيبان به بيان او خطبه خوان شدند. دانههاي تسبيحش سرشار از حرمت اجابت دعاهايي بود كه اهالي زمين را زير دين دست هايش، زندگي بخشيد... با اين همه، مظلوميت را چگونه ميتوان معنا كرد، وقتي كه تن پاره خورشيد ولايت، در غربت خود، چونان لالهاي سرخ روي زمين سراسر گناه بخشكد؟ ذهن كوتاه اين جماعت را چه نسبت با بلنداي علم و معرفت و كمال او؟ او كه شمع هدايت خويش را به ضيافت اصحاب عقل برد تا قفلهاي بسته بر ذهنها و ضميرها بشكند و همگان بدانند كه پيامبران آمدهاند تا دفينههاي عقل را از زير آوار تعصب و تحجر بيرون كشند. امروز اين كاروان بلند علم است كه از باغستان روشن معرفت او نور گرفته تا مرز تيرگيهاي جهل آدمي را در هم شكند و دانايي و حكمت را به بشريت بنماياند. او كه شكوه شرقي علوم گوناگون بيفروغ ميشد، اگر فرا راهمان قرار نميگرفت و راه را بر ما هموار نمينمود. يا أَيتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ „ ارْجِعِي إلَي رَبِّك رَاضِيةً مَّرْضِيةً[1]؛ و غمي سخت بر جان مدينه مينشيند و اين ندا در آسمان ميپيچد: «خدايا! مرا به طاعت خود بياراي و به نافرماني ات خوار مفرماي. خدايا! مرا روزي كن تا در گشايشي كه از فضل خود نصيبم كردهاي، با آنكه روزي خود را بر او تنگ فرمودهاي، غم خوار و يار باشم». [2]
2- سيد جعفر شهيدی، زندگی امام صادق (ع) 9، ص 108.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان