دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

با خوبی بدی‌هایتان را بشویید

No image
با خوبی بدی‌هایتان را بشویید  

اختلافشان زياد نبود، اما همان اندك نيز همچون فلفل، بلاي زندگي نوپايشان شده بود. غبار جنجال بر سر امور كوچك و كم اهميت، فضاي زندگي شان را تيره كرده بود. دعوا و بگو مگو، كار روزمره شان بود. 

يك‌بار بر سرِ ديدار فاميل، بار ديگر بر سر اينكه با چه كسي به سفر بروند. گاهي بر سر بدگماني و  سوءظن. برخي اوقات بر سر برنامه تلويزيون و حتي ديدگاه سياسي. براي عليرضا مزه و طعم غذا اصلاً اهميتي نداشت، اما مدتي بود كه به آن هم گير مي‌داد. يك بار به خاطر خوش نمك بودن غذا اوقات تلخي به پا كرد كه همسايه‌ها هم به سر و صداي بلندش اعتراض كردند. هر چيز كوچك و پيش پا افتاده‌اي قدرت ايجاد جرقه براي روشن كردن آتش نبردي بي‌انتها را داشت. هرچند مدت زيادي از آغاز زندگي شان نگذشته بود اما يك خاطره زيبا هم براي هم نيافريدند كه با ياد آن دلگرم شوند و زندگي را شيرين كنند. حسابي به چهره زندگي جوانشان پنجه افكنده و چهره آن را زشت و بد منظر كرده بودند. كلافگي و سردرگمي گريبان هر دو را گرفته بود؛ هم كفر يكديگر را در آورده بودند، هم نمي‌توانستند از كارهايشان دست بردارند. شايد نمي‌‌دانستند درد از كجاست. شايد هم درمان را نياموخته بودند. هرچه بود، تحمل آن وضع برايشان ناگوار و رنج آور بود. به پيشنهاد يك دوست، مشاوري آگاه را برگزيدند و براي مشكل گشايي از زندگي شان به او مراجعه كردند. مشاور به حرف‌‌هايشان خوب گوش مي‌‌داد. معلوم بود كه مشاوري كار كشته بود. بدون شنيدن حرف‌هاي دو طرف، لب به سخن نگشود. اجازه داد تا هر دو هر چه در درون دارند را به او نشان دهند تا بتواند با كمكشان بهترين راهكار را برگزيند. بعد از شنيدن سخنان هر دو نسخه‌اي براي هر يك از آنها پيچيد. اما براي هر كدام به صورت جداگانه. به همين دليل آنها را تك به تك به داخل اتاق فرا خواند و راهكارش را بيان كرد. اما يك دغدغه خاطر براي آن دو باقي مانده بود. عليرضا كه مثل همسرش از اوضاع زندگي شان ناراضي بود دل به دريا زد و پرسيد: ناسازگاري‌هاي ما از يك روز و دو روز پيش شروع نشده. اين قصه، سر دراز دارد. با عمل كردن به دستور العمل‌هاي شما وضعمان سامان مي‌يابد، اما حكايت ناخوشي‌هاي ما چه مي‌شود؟ ما هر دو در تمام طول زندگي از رنجاندن يكديگر كوتاهي نكرده‌ايم. سرنوشت اين زخم زبان‌‌ها و كدورت‌ها چه مي‌شود؟مشاور كه هر دو را افرادي با اطلاع و نگران نسبت به زندگي و آينده‌شان مي‌ديد، لبخند زيبايي زد و تنها يك جمله گفت: «با خوبي‌، بدي ‌هايتان را بشوييد.» اين جمله كوتاه، آغاز زندگي جديدي را براي عليرضا و همسرش نويد داد؛ زندگي كه در آن عشق و صميميت جايگزين نفرت و كدورت شد و خاطرات تلخ گذشته را از خاطر اين زوج جوان زدود. عليرضا و همسرش اميد از دست رفته را باز يافتند. مدت زيادي از آن كدورت‌ها فاصله نگرفته بودند. اما مهرباني‌ها و خوبي‌ها به خوبي جواب داده بود. هركس آنها را مي‌ديد گمان نمي‌كرد كه تا چند روز قبل، همسايه‌هايشان هم از آنها شاكي بودند. «خوبي» كار خودش را كرده بود. هميشه نبايد اشتباهات را خط زد. گاهي بايد اشتباهات را پاك كرد. نه تنها بودنشان عبرت‌انگيز نيست، كه مايه سرافكندگي است. چنين نيست كه هميشه جواب كلوخ انداز، سنگ باشد. اما هميشه مي‌توان با نيكي، بدي را جبران كرد. براي هر لكه‌اي كه روي لباس مي‌‌نشيند، حلّال و پاك‌كننده‌اي وجود دارد كه براي زدودن آن، بايد از حلّال مناسبش استفاده نمود. البته آن حلاّل هم نبايد خود لكه زايي كند. اين همان معجوني است كه بابا طاهر از آن به محبت ياد مي‌كند؛ معجوني براي زدودن خارها. و اين همان نور اميدي است كه خداوند به انسان مي‌نماياند؛ حسنات و كارهاي نيكو، آثار سيئات و كارهاي ناپسند را با خود مي‌برند. (هود،114) همان اميد بخش‌ترين آيه‌اي كه حضرت امير عليه‌السلام  به ياران خويش معرفي مي‌كرد. در ميان حسنات، ستون خيمه، نماز است. براي رفع غبار خطاها، بهترين راه، نماز است. پس، از آن استعانت بجوييد. 

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS