دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بایسته های تربیت اجتماعی از دیدگاه علی(ع)

No image
بایسته های تربیت اجتماعی از دیدگاه علی(ع)

تربيت اجتماعي، علي(ع) معاشرت، نيكو سخن، خيرخواهي، رعايت ادب، عزت نفس، حفظ اسرار، امر به معروف و نهي از منكر

محمدرضا ضمیری

از سیره و گفتار امیرمومنان علی(ع) به خوبی استنباط می‌شود که حضرت به معاشرت با جمع و جماعت معتقد بوده و گوشه‌گیری عزلت کلی از مردم را روا نمی‌دانستند؛ ولی برای معاشرت و برخورد با مردم، توصیه‌ها و اصولی را گوشزد می‌نمودند. از مجموع سفارشهایی که آن حضرت به فرزندانشان داشته اند، سه محور کلی به دست می‌آید؛ کیفیت معاشرت شایسته با مردم، ارتباطات سازنده با برخی اقشار و بالاخره راه‌های کسب محبوبیت اجتماعی که در مقاله حاضر به آنها پرداخته شده است. گفتنی است این مطلب از فصلنامه فرهنگ کوثر شماره61 انتخاب شده که با هم آن را از نظر می‌گذرانیم.

الف) کیفیت معاشرت شایسته با مردم:

امیرمومنان علیه السلام به پیروی از دستور جامع قرآنی و بنا به آیه

«محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم»

اصولی را در معاشرت و برخورد مناسب با مردم بیان نموده؛ از جمله:

1. خوش اخلاقی با مردم: امام علی(ع) می‌فرماید:

حسن الخلق خیر قرین

خوش خلقی بهترین همدم (برای انسان) است.

حضرت راه سلامت ماندن در میان مردم را، اخلاق نیکو برشمرده و می‌فرماید: تسلم من الناس بحسن الخلق؛ با خوش اخلاقی، خود را از شر مردم نگه دار!

2. نیکو سخن گفتن با دیگران: حضرت به امام حسین(ع) می‌فرماید:

اعلم ای بنی انه من لانت کلمته، وجبت محبته

ای فرزندم! بدان هر کس که سخنش نرم باشد، مهر و محبتش به دیگران ضرورت یابد.

حضرت در فراز دیگری در کیفیت سخن گفتن با مردم چنین آورده است:

و لاتقل ما لاتعلم بل لاتقل کلما تعلم و لاتقل ما لاتحب ان یقال لک

آنچه نمی‌دانی نگو! بلکه هر آنچه می‌دانی، اظهار مکن! نیز حرفی را که نمی‌خواهی به تو بگویند، مگو!

3. خیرخواهی برای دیگران: حضرت علی(ع) به امام حسن می‌فرماید:

وامحض اخاک النصیحه حسنه کانت او قبیحه و ساعده علی کل حال

خالصانه برای برادرت خیرخواهی کن، بپسندد یا نپسندد، و در هر حال با او مساعدت کن!

4. رعایت ادب: امام علی(ع) به امام حسین(ع) می‌فرماید:

الادب خیر میراث ادب

بهترین ارث از گذشتگان است.

در جای دیگر می‌فرماید:

دل و جان خود را با ادب، روشن و فروزان کن!

از اینجا معلوم می‌شود که رعایت «آداب اجتماعی» اثر زیادی بر روح و روان آدمی دارد.

5. عزت نفس: خداوند، عزت را مخصوص خود، پیامبر و مومنان قرار داده است: «ولله العزه و لرسوله و للمومنین»

امیرمومنان(ع) راه رسیدن به عزت را، بی‌نیازی از مردم بیان کرده و به امام حسین می‌فرماید: ای بنی! عزالمومن غناه عن‌الناس؛ فرزندم! عزت مومن به بی‌نیازی از مردم است.

6. عفو و گذشت: یکی از اصول «تربیت اجتماعی»، گذشت از خطاهای دیگران است؛ زیرا هر انسانی (غیر از معصومان علیهم السلام) در زندگی مرتکب خطاهایی می‌شود و چه بسا پس از فهمیدن خطای خود، از آن پشیمان شده و قصد تکرار آن را نداشته باشد. حضرت به امام حسن(ع) می‌فرماید:

و اقبل عذر من اعتذر الیک و خذالعفو من الناس

هرکس پوزش طلبد، عذرش را بپذیر و گذشت از مردم را، پیشه خود ساز.

و در جای دیگر می‌فرماید:

«همانا عدالت همراه با عفو برای خردمند، از کتک زدن سخت تر است.»

7. حفظ اسرار: در معاشرت با دیگران، گاهی متوجه برخی نکات می‌شویم که آنان دوست ندارند برای عموم افشا شود؛ اینجاست که «حفظ اسرار دیگران»، یک وظیفه اجتماعی خواهد شد. امیرمومنان(ع) به امام حسین(ع) می‌فرماید:

و من هتک حجاب غیره انکشف عورات بیته

هرکس پرده آبروی دیگران را پاره کند، عیب‌های خانواده‌اش (نیز) برملا و آشکار می‌گردد. از این کلام استفاده می‌شود که افشای عیب‌های پنهانی دیگران، موجب آشکار شدن عیوب خانوادگی انسان نیز می‌گردد و بین این دو، نوعی رابطه علت و معلول برقرار است.

8- امر به معروف و نهی از منکر: انسان مومن نباید تنها به سلامت خویش خرسند باشد، بلکه می‌بایست نسبت به محیط زندگی و جامعه خود احساس مسئولیت کند و با زشتی‌های آن مبارزه نماید و برای زندگی معنوی و اخلاقی جامعه در تلاش باشد. حضرت به فرزندش امام حسن(ع) می‌فرماید:

و امر بالمعروف تکن من اهله و انکر المنکر بلسانک و یدک

به نیکی امر کن تا از اهل آن باشی و ناپسند را با دست و زبان انکار (و جلوگیری) کن.

ب) ارتباطات سازنده

از دیدگاه حضرت امیر ارتباط و همنشینی با برخی از اقشار و اصناف، تاثیر شگرفی بر رشد و پیشرفت معنوی و فرهنگی انسان دارد. از این رو، ارتباط با آنان لازم است. آن افراد و اقشار عبارتند از:

1- دانشمندان: حضرت به امام حسین(ع) فرمود:

و من خالط العلماء وقر

هرکس با دانشمندان معاشرت داشته باشد، باوقار گشته و مورد تکریم قرار می‌گیرد.

و درجای دیگر، به فرزندش محمدبن حنفیه می‌فرماید:

یا بنی اقبل من الحکماء مواعظهم و تدبر احکامهم

فرزندم! پندهای حکیمان را بپذیر و در اندیشه‌های آنان بیندیش.

2- خویشاوندان: صله رحم و یا ارتباط عاطفی و صمیمی با بستگان، یکی دیگر از تاکیدات امام علی(ع) در «عرصه تربیت اجتماعی» است. با این دستور، همبستگی فامیلی استحکام یافته و اختلافات جزئی تبدیل به بحران و درگیری نخواهد شد. حضرت به امام حسین(ع) می‌فرماید:

«ارتباط با بستگان، نشان از بزرگی است. اگر از خویشانت بریدی، دیگر چه کسی می‌تواند به تو امیدوار و یا به پیوندت اطمینان داشته باشد؟

حضرت گاهی سفارش فرموده است:

در صورتی که آنها از تو بریده‌اند، تو ارتباطت را با آنان حفظ کن!

و نیز می‌فرماید:

«خویشانت را عزیز شمار، آنان بال و پر تو اند که با آنها پرواز می‌کنی و ریشه تو اند که به آنها باز می‌گردی و به آنها بر دشمن چیره می‌شوی. خویشان، ذخیره روز مبادا هستند؛ کریمشان را گرامی شمار، بیمارشان را عیادت کن، در کارها شریکشان ساز و در مشکلات بر آنها آسان گیر.»

3- مومنان: ارتباط مومنان با یکدیگر، علاوه بر زمینه سازی حل مشکلات آنان، موجب تقویت دین و آیین می‌شود؛ چرا که در عمل، این مومنان هستند که بار حمایت از دین و حاکمیت آن را به دوش می‌کشند. حضرت به امام حسن(ع) می‌فرماید:اطع اخاک و ان عصاک و صله و ان جفاک؛ از برادرت اطاعت کن، گرچه او از تو نافرمانی کند و با او ارتباط داشته باش، هرچند به تو جفا کند! همچنین می‌فرماید: آنگاه که برادرت از تو برید، خود را به پیوند وادار و چون اعراض کرد، بر مهربانی و درخواست و چون دریغ کرد، بر بخشش و چون روی کرد، بر نزدیکی و چون درشتی کرد، بر نرمی و چون خطا کرد، بر پوزش کردن وادار کن، چنان که گویی تو بنده‌ای و او ولی نعمت.

4- همسایگان: همسایه، نعمت بسیار خوبی است در صورتی که انسان قدر و منزلت آن را بداند و به حقوق و وظایف نسبت به آنان پایبند باشد. حضرت به امام حسن(ع) می‌فرماید:

من حسن الجوار تفقد الجار

از خوش همسایگی، احوال پرسی از همسایه است.

5- اهل خیر: برخی از مومنان، پیوسته با امور خیر سر و کار دارند و مشکلات مردم را با سر پنجه همت خود رفع می‌کنند. آنان جسم خود را به سختی می‌اندازند تا مردم آسوده خاطر زندگی نمایند. امام علی(ع) به فرزندش امام حسن فرمود:

و لقاء اهل الخیر عماره القلوب دیدار با اهل خیر

موجب آبادی دل‌ها می‌شود.

ج) راه‌های کسب محبوبیت اجتماعی: هر انسانی که علاقه‌مند است که در جامعه محبوب دیگران باشد و مردم او را عزیز بشمارند؛ ولی مهم، پیدا کردن راه‌های مشروع و مفید برای این نیاز روحی است. از مجموع سفارشات امام علی(ع) به فرزندش امام حسین(ع) دو راه برای کسب «محبوبیت اجتماعی» به دست می‌آید:

اول: نرمی در گفتار؛ حضرت می‌فرماید:

و اعلم ای بنی انه من لانت کلمته وجبت محبته

پسرجان! بدان هر که نرم گفتار است، (مردم) دوستش دارند.

دوم: ترک حسادت، چنانکه می‌فرماید:

و من ترک الحسد کانت له المحبه عندالناس

هرکس حسد را وانهد، محبت مردم را (به خود) جلب کند.

آسیب شناسی تربیت اجتماعی

تنها شناخت حقیقت صحیح، کافی نیست؛ بلکه شناسایی آفت‌ها و موانع راه، از اهمیت فراوانی برخوردار است. از این رو، در منشور جامع تربیتی امام علی(ع) موانع و آفت هایی برای تربیت اجتماعی بیان شده است.

در یک تقسیم کلی، می‌توان آن آسیب‌ها را به «آسیب‌های معرفتی»، «آسیب‌های رفتاری» و «آسیب‌های گفتاری» دسته بندی کرد که تفصیل آنها به شرح ذیل است:

الف) آسیب‌های معرفتی: بازگشت برخی آسیب‌ها و موانع به بعد معرفتی و شناختی انسان است؛ اگرچه این آسیب‌ها اثرات عملی فراوانی نیز بر جای می‌گذارند که به اختصار عبارتند از:

1- خود بزرگ بینی:از آنجا که انسان مومن همیشه عظمت و کبریایی خالق خود را در ذهن و خاطره دارد، هیچ گاه به خود اجازه گردن فرازی در مقابل دیگران را نمی دهد. امام علی(ع) به فرزندش امام حسین می‌فرماید:

من تکبر عن الناس ذل

هر کس در مقابل مردم گردن فرازی کند، خوار و زبون گردد.

2- تحقیر و کوچک شمردن دیگران: حضرت به امام حسن(ع) چنین سفارش فرمود:

«مبادا کسی را کوچک شماری؛ زیرا یا او بزرگتر از توست، که باید او را به جای پدر خود به حساب آوری و یا همانند توست، که برادر تو است و یا کوچکتر از توست که باید او را فرزند خود محسوب کنی!»

3- بدگمانی: مومن می‌بایست نسبت به مومن دیگر گمان نیکو داشته باشد و در صورتی که اموری را مشاهده کند که احتمال گناه و پلیدی در آن وجود دارد، باید آن را توجیه نماید؛ مگر در صورتی که گناه بودن آن قطعی و مسلم گردد.

امام علی(ع) در این باره می‌فرماید:

«مبادا بدگمانی بر تو چیره شود، که میان تو و هیچ رفیقی جای صلح و صفا نمی گذارد و گاهی (برای توجیه کار زشت خود) گفته می‌شود: بدگمانی، مقتضای دوراندیشی است!»

ب) آسیب‌های رفتاری: در تربیت اجتماعی، برخی رفتارها برخلاف رشد و تکامل جمعی است؛ از این رو، اجتناب و ترک آنها باعث تقویت روحیه جمعی خواهد شد. برخی از این آسیب‌ها عبارتند از:

1- دشمنی با مردم: دشمنی و کینه توزی با مردم، از امور ناپسندی است که حضرت نسبت به آن هشدار داده است. ایشان به فرزندش می‌فرماید:

ای بنی بئس الزّاد الی المعاد العدوان علی العباد

پسرجان! چه بد توشه‌ای است برای روز قیامت دشمنی با مردم!

2- ظلم و تعدی: ظلم، نقطه مقابل عدل است و عدل، معانی متعددی دارد. گاهی عدل به معنای «قرار دادن شیئ در جایگاه مناسب خود» است و ظلم به معنای مقابل آن.در برخی استعمال ها، عدل به معنای «رعایت حقوق دیگران» آمده است که در این صورت، ظلم به معنای تضییع حقوق آنان به کار می‌رود.

حضرت درمورد ضایع کردن حقوق دیگران می‌فرماید:

«به اتکای روابط دوستانه، حق برادرت را ضایع نکن، چه آنکس که حقش را پایمال کنی، برادر نتوان گفت.»

امام بدترین نوع ظلم را، ظلم به افراد ضعیف عنوان کرده و می‌فرماید:

و ظلم الضعیف افحش الظلم

ستم کردن بر ناتوان، زشت ترین ستم هاست.

3- همنشینی با نااهلان: اثر همنشینی در اخلاق و رفتار به سرعت آشکار می‌گردد؛ از این رو، سفارش شده که انسان تا می‌تواند با افراد ناآگاه و بی دین همنشینی نداشته باشد.

حضرت علی(ع) می‌فرماید:

و ایاک و مقاربه من رهبته علی دینک

با کسی که دینت را به مخاطره می‌افکند، همنشین مشو!

حضرت در فراز دیگری می‌فرماید: سرانجام دروغ، مذمت و سرزنش مردم است و سلامت، در راستگویی است و عاقبت دروغ، بدترین عواقب است. و نیز می‌فرماید:

ای بنی! العافیه عشره اجزاء تسعه منها فی‌الصمت الا بذکر الله و واحد فی ترک مجالسه السفهاء

فرزندم! سلامت ده جزء دارد، نه جزء آن در سکوت از غیر ذکر خداست و یک جزئش در همنشینی نکردن با ابلهان.

حضرت، فرزندش را از ارتباط با اراذل بر حذر داشته و می‌فرماید:

و من خالط الانذال حقر

هرکس با اوباش ارتباط داشته باشد، خوار و زبون می‌گردد.

ج) آسیب‌های گفتاری: برخی آفت‌های روابط اجتماعی در نوع و شیوه گفتن نهفته است که انسان مومن با حفظ زبان خویش می‌تواند از آنها در امان باشد. بعضی از این آسیب‌ها عبارتند از:

1- دروغ: حضرت علی(ع) در این خصوص می‌فرماید:

«سرانجام دروغ، مذمت و سرزنش مردم است و سلامت، در راستگویی است و عاقبت دروغ، بدترین عواقب است.»

حضرت به فرزندش توصیه می‌کند که مستند سخنان تو می‌بایست فرد مورد اعتماد باشد وگرنه ممکن است زبان به دروغ باز شود:

ولاتحدّث الاعن ثقه فتکون کاذباً و الکذب ذل

از مردم نامطمئن خبری نقل نکن که دروغگو درمی آیی و دروغگویی، مایه ذلت است.

2- سرزنش:ازنظر حضرت، هرگاه انسان خطایی مرتکب شود، نباید او را زیاد سرزنش کرد؛ زیرا این رفتار باعث کینه توزی شده و اعتماد به نفس او را از بین می‌برد. امام به فرزندش می‌فرماید:

ولاتکثر العتاب فانه یورث الضغینه و یجر الی البغضه

زیاد سرزنش مکن؛ زیرا نتیجه‌اش به وجود آمدن کینه است و منجر به دشمنی می‌شود.

3- سخن زشت و خنده آور: شایسته است که انسان در سخن گفتن به گونه ای رفتار کند که مورد خنده و تمسخر دیگران قرار نگیرد؛ زیرا این عمل موجب بی شخصیتی در اجتماع گشته و از احترام و عزت انسان می‌کاهد.

حضرت می‌فرماید:

«مبادا سخنی پلید و یا مضحک بگویی، گرچه آن را از دیگران حکایت کنی!»

4- زیاد سخن گفتن: حضرت از زیاد سخن گفتن در مواردی که ضروری نیست، مذمت نموده و می‌فرماید:

و من کثر کلامه کثر خطاوه و من کثر خطاوه قل حیاوه و من قل حیاوه قل ورعه و من قل ورعه مات قلبه و من مات قلبه دخل النار

هرکه حرفش زیاد است، اشتباهش بسیار و هرکه اشتباهش زیاد است، حیا و شرمش کم و هرکه شرمش اندک است، پرهیزکاری اش اندک و هرکه پرهیزکاری اش کم باشد، دلش می‌میرد و هرکه دلش بمیرد، وارد دوزخ می‌شود.

نتیجه گیری

«تربیت» در معنای وسیع، شامل پرورش روح و جسم، فرد و جامعه درعرصه‌های گوناگون است. یکی از ابعاد مهم تربیت، که تاثیر شگرفی بر سایر ابعاد دارد، حیطه اجتماعی آن است. از منظر امام علی(ع) «زندگی جمعی» ضروری است و منشا پیدایش آن، ترکیبی از امور درونی و بیرونی است.

نظام تربیت اجتماعی، دارای مبانی و زیرساخت هایی است که از دیدگاه امام علی(ع) اختیار انسان، جمع گرایی و پذیرش حقوق اجتماعی، از جمله آن مبانی است.

هدف از تربیت اجتماعی از دیدگاه امام علی، تعاون و همکاری برای انجام فرامین الهی است که این امر، خود به قرب الهی و غایت خلقت انسان و جهان برمی گردد.

تربیت اجتماعی از دیدگاه حضرت علی(ع) دارای سه حوزه روش ها، بایسته‌ها و آسیب شناسی است.

حضرت در بعد «روش‌های تربیت اجتماعی» استدلال، موعظه، الگوپذیری، اعتدال، مشورت، تجربه تاریخی و زمان شناسی را بیان کرده است.

امام علی(ع) در بعد «تربیت اجتماعی» موضوعاتی از قبیل: خوش اخلاقی، نیکوسخن گفتن با مردم، خیرخواهی، رعایت ادب، عزت نفس، عفو، حفظ اسرار و امر به معروف و نهی از منکر را طرح کرده است.

حضرت معتقد است که ارتباط با برخی افراد و اقشار، بسیار سازنده است که ارتباط با دانشمندان، خویشاوندان، مومنان و همسایگان از آن جمله اند.

درنهایت، حضرت راههای کسب «محبوبیت اجتماعی» را در دو ویژگی «نرمی درگفتار» و «ترک حسادت» دانسته است. و بالاخره از نظر امام علی(ع)، تربیت اجتماعی با آسیب هایی مواجه است که می‌توان آنها را در سه بعد معرفتی، رفتاری و گفتاری خلاصه کرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS