دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خوشرويی مهم‌ترین عامل تعادل در خانواده

No image
خوشرويی مهم‌ترین عامل تعادل در خانواده

در اين جا سخن از مهم‌ترين عامل تعادل در خانواده يعني، مسرت زندگي و خوشرويي است كه گويي تمام جنبه‌هاي حيات انساني را در خود متبلور مي‌كند. از ويژگي‌هاي برجسته پيامبران الهي و اولياي بزرگ پروردگار، خوش خلقي و گشاده رويي با مردم و اطرافيان ذكر شده است و شخصيت رسول اكرم (ص) در ميان همه آنان از حيث نرمي اخلاق و خوشرويي و نفوذ در انسان‌ها، ممتاز است. در روابط متقابل زن و مرد، لحظه‌ها، سرشار از بيم و اميد است. زماني مي‌توان زندگي را قرين شادكامي ساخت كه در چهره زوجين، نشانه‌هايي كه بيشتر حاكي از اميد‌هاي آينده هستند تا بيم و نگراني، مشاهده گردد. در برخورد دو شخصيت، آن چه ابتدا تأثيرگذار است، ظاهر شاد و با نشاط آنها است، فروغ زندگي است كه از چشمانشان ساطع مي‌شود. از نگاه نافذ امام علي(ع) مؤمن كسي است كه با وجود قلبي غمگين، چهره‌اي پرنشاط دارد و اين بهترين ميزان و ضابطه براي ارزيابي لياقت زن يا شوهر در زندگي مشترك است. براي تعادل در زندگي، بايد چون چشمه از درون جوشيد و خرمي و زيبايي آفريد و به ديگران مسرت حيات، عرضه نمود. بايد دستي از آستين همت بيرون آورد و گرد و غبار افسردگي را از چهره‌ها (به ويژه همسر) زدود و گل لبخند را بر لبان آنان، روياند.

عواطف مسری است

روابط اجتماعي، مشحون از تبادلات روحي و عاطفي ميان انسان‌هاست. بايد بپذيريم كه ناگزير از زندگي در جمع هستيم. هر نوع حالت روحي ما اعم از شادي و غم، خواه ناخواه تأثيرات فوري و مشخصي بر اطرافيان ما بر جاي مي‌گذارد. از اين رو، انتخاب نوع تأثير بر ديگران، بر عهده خود ماست. اينكه علاقه مند باشيم بر ديگران تأثير مثبتي بر جای ‌گذاريم يا خاطره نامطلوبي از ما در ذهن داشته باشند، بستگي به نوع گزينش ما دارد. همه ما عباراتي نظير «افسرده دل، افسرده كند انجمني را» يا «مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد» را به كرات شنيده ايم؛ اينها و نظاير آن، در برگيرنده واقعيت غير قابل انكاري است كه ديگران از ما روحيه مي‌گيرند يا روحيه خود را مي‌بازند. هر نوع عاطفي اعم از شادكامی يا تلخ كامی ما در همسر، اثر تعيين‌كننده و مشخصي بر جاي مي‌گذارد. ما، خود نيز از تأثيرات مسلم و انكارناپذير روحيه همسرمان بركنار نيستيم. روحيات زن و شوهر به مثابه ظروف مرتبط به هم عمل می‌كنند.

چند توصيه تربيتی

شادكامی، يك احساس درونی با منشأ باطنی است و آثار بيرونی هم دارد كه تا قلباً خود را آماده خوش رفتاری و خوشرويی نكنيم، در رفتارمان تجلي نخواهد كرد.

هر يك از زن و مرد، در شادكامي زندگي، نقش برجسته‌اي دارند. ولي مرد به لحاظ مديريت خانواده، در اين زمينه مسئوليت سنگين ‌تري دارد. همه اعضاي خانواده، به او تكيه مي‌زنند. لذا مرد شادكام، خانواده شادكام خواهد داشت.

خود را بايد عليه بي‌حالي روحي و بي‌حوصلگي حفظ كنيد و سهم خود را در شادكامي زندگي و خانواده ارتقا دهيد. هرگز اجازه ندهيد افكار منفي و يأس آلود، چون موريانه‌ها، ريشه‌هاي مسرت و شادكامي زندگي تان را از بين ببرند و بر شما مسلط شوند.

معيار‌هاي شخصي خود را در زمينه سود و ضرر، بازبيني كنيم. شادكامي، عمدتاً به ادراك صحيح واقعيت، بستگي دارد. هميشه، به دست آوردن چيزي سود و از دست دادن چيزي ضرر نخواهد بود. آن چيزهايي را كه به دست آوردنش ممكن است نظير مال و منال، براي فقدانش متأسف نشويد و آن چيزهايي كه نصيبتان مي‌شود، شما را خيلي خوشحال ننمايد. معيار‌هاي سنجش سود و ضرر را از اينگونه امور بالاتر ببريد و از زاويه ديگري آنها را ببينيد. در چنين صورتي، تعادلتان برهم نمي‌ريزد و در خود در برابر مسائل زندگي، نيروي مقاومت بيشتري احساس خواهيد نمود.

از احساس نفرت و انزجار نسبت به خودتان فاصله بگيريد. اگر در گذشته زندگي مطابق دلخواهتان نبوده، آينده را فداي گذشته نكنيد. مي‌توان با بهتر زندگي كردن و برخورد مثبت و عقلاني از رنج‌هاي زياد كاست. اگر با خودتان كمي مهربان و واقع بين باشيد، شادكامی زندگي را بهتر احساس خواهيد نمود.

خود را آماده كسب تجربه از ديگران نظير اطرافيان و همسرتان نماييد. تجارب تلخ و نامطبوع ديگران، شما را متوجه ارزش‌هاي موجود زندگي تان و قدرداني از آنها و در نتيجه شادكامي بيشتر خواهد نمود.

تجارب مطبوع ديگران، نيز قابل انتقال به زندگي شخصي ما خواهد بود و بر نشاط و شادابي زندگي خواهد افزود.

غم خوردن يك عاطفه انساني است. براي رهايي از آن بايد با تغييرات و فراز و نشيب‌ها، خويشتن را تطبيق دهيم.

بايد اين واقعيت را بپذيريم كه همه آن چه را كه موجب نگراني ما مي‌شود، هرگز رخ نمي‌دهد و آن بخشي كه واقع مي‌شود، نيز غير قابل اجتناب است.

به جاي عيب جويي نسبت به هم عيب پوش باشيد و از شيوه‌هاي صحيح انتقاد براي تغيير و اصلاح رفتار كمك بگيريد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS