دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عقل گرای منتقد یا انقلابی عقل گرا

No image
عقل گرای منتقد یا انقلابی عقل گرا

عقل گراي منتقد يا انقلابي عقل گرا

دكتر امیر نعمتی لیمائی

مهاتما (روح بزرگ) و باپو (پدر) لقب‌های هندی ریزاندام و کوتاه قامتی است که از مردان شهیر روزگار معاصر است. موهنداس کرمچند گاندی، رهبر بزرگ و بانی استقلال هند که وجودش را اینک هاله‌ای از اسطوره و تقدس فرا گرفته، از جمله دوستداران انسانیت و آزادگی است که یارا یافت تا راه حل هایی نوین برای خروج از کرانه‌های چندانتهای استبداد، استثمار و استعمار و ورود به دنیای زیبای اخلاق اجتماعی ابداع کند. گاندی که دانش آموخته رشته حقوق بود و با حقوق انسانی و اجتماعی آشنایی تام داشت با فراست و زیرکی افزون دریافته بود آنچه را کتاب‌های دانشگاهی به او آموزانده است هیچ‌گاه نمی‌توان به طور کامل در دنیای واقعی پیدا کرد. از این رو کمر همت بربست و تلاشی بی وقفه پیشه ساخت تا خوانده‌های خویش را با حقایق اجتماعی درآمیزد و روش‌هایی نوین و شیوه‌هایی جدید برای دستیابی انسان‌ها به حقوق حقه خویش بیابد. وی که اندیشه‌اش تحت تاثیر تفکر خردورزانی چون راسکین، تولستوی و ثورو شکل گرفته بود با پشتکاری شایان ستایش در جهت تکمیل نظریات آنان و همچنین کاربرد آن نظریه‌ها در صحنه عمل گام برداشت و البته توانست نظریه ساتیاگراها یا مبارزه منفی، خویش را که ترکیبی از قانون عشق تولستوی، اندیشه سیاسی ـ اجتماعی راسکین و فرضیه مقاومت منفی ثورو بود چنان کاربردی نماید که پاسخی کارآمد به تجاوزات به حقوق مدنی و انسانی برشمرده شود و حتی تحسین سرسخت ترین دشمنانش را نیز برانگیزد.

اندیشه گاندی که به تعبیر رابیندرات تاگور، ادیب و دانشمند نامدار هندی، «در برابر هیچ شادی اختیار از کف نمی داد، اما همیشه برای شادی دیگران تلاش می‌کرد» مبتنی بر ستایش بهر ه گیری انسان از عقلانیت منتقدانه بود و البته تعریف عقلانیت منتقدانه از منظر او بسان کانت، فیلسوف نامدار آلمانی عبارت بود از آزمون پایدار فرضیات. بلاشک، او خردگرایی را می‌ستود و خرافه پرستی را نکوهش می‌کرد. خردورزی در دیدگاه او واجد چنان مقامی بود که حتی به باور اندیشمندانی چون رومن رولان، مذهب او نیز دو ناظر داشت: یکی وجدان و آن دیگری عقل. در حقیقت، در همین خصوص بود که او همواره می‌گفت: «من از گردن نهادن به هرگونه تفسیری در صورت مغایرت با عقل، منطق و با روح اخلاق ابا دارم.» با تمام این اوصاف بایسته و شایسته است یاد شود عقل گرایی محض نیز از نظر گاندی امری ناستوده بود و آن را غیرعملی و غیرانسانی می‌پنداشت و در مدلل ساختن این گفتمان خویش بیان می‌کرد که عقل گرایان انسان هایی شایان ستایش به شمار می‌آیند، اما فلسفه عقلانی آنان نیز با دعوی قدرت مطلق می‌تواند به هیولایی نفرت آور تبدیل شود.در واقع، پیرو اعتقاد به چنین باوری بود که گاندی مذهب را نیز در کنار عقل عاملی برای سعادت بر می‌شمرد. گاندی به مذهب اکثریت افراد ملت خویش یعنی هندوئیسم مومن بود، اما نه بسان کاهنانی که تنها پایبند متون باشند و نه مانند جاهلان مقدس مآبی که چون و چرا نپذیرند و هر سنتی را کورکورانه قبول کنند. هیچ کس به شدت او تدین خرافی ملت هند و پایبندی آنان به الفاظ را محکوم نکرد.
گواهی بر درستی این دعوی سخنان خود گاندی است که بارها گفت:«من از مذهب بت نمی‌سازم و هیچ عمل بدی را که در لوای نام مقدس او انجام بگیرد نمی‌بخشم. من حاضرم حتی کهن‌ترین خدایان را چنانچه نتوانند عقل مرا مجاب کنند، نفی کنم.»با تمام این اوصاف، او احترام تمامی ادیان را هم امری ضروری و واجب می‌دانست. شاید بتوان گفت دین در باور او بیشتر با اخلاق در ارتباط بود تا با الهیات. او که از تحجر و تعصب دوری می‌جست در تبیین اعتقاد خویش می‌گفت: «من معتقد نیستم که جنبه الوهیت تنها از آن کتاب ودا[1] (کتاب مقدس هندوان) است، من ایمان دارم که تورات، انجیل، قرآن و اوستا نیز مانند ودا از جانب خدا نازل شده است.»

البته این اعتقاد گاندی تا اندازه ای مرتبط با اوضاع جامعه هندوستان نیز بود که اقوام و مذاهبی گوناگون را شامل می‌شد. آنچه هویدا می‌نماید او برای نیل به آرمان خویش فرونشاندن اختلاف‌های مذهبی و قومی را نیز مهممی‌پنداشت: «هندو، پارسی، مسیحی یا یهودی هر که باشیم اگر بخواهیم به صورت ملت یکپارچه زندگی کنیم باید نفع یکی نفع همه ما باشد، تنها ملاحظه این است که خواست هر یک از ما صحیح و عادلانه باشد.»

می‌توان گفت ملکه ذهن و باور گاندی بر پایه پست نپنداشتن هیچ یک از ادیان و اقوام و همسان دانستن جایگاه همه مذاهب و تمام اقوام بود. او میان نژادها و باورداران به ادیان گوناگون قائل به هیچ گونه ارتباط اعلی و ادنی نبود و بدان باور و ایده بود که این گونه تقسیم بندی‌ها فقط از نظر اشتغالات مختلف و وظایف و تکالیف است و هیچ گونه ترتیب، برتری و رجحانی در کار نیست. پیرو این اندیشه بود که او نظام کاستی و طبقاتی جامعه هند را مورد شماتت قرار داد. مساله پلیدها (طبقه مطرودین یا نجس ها) در نظر او ننگ مذهب هندو بود و در این باره می‌گفت: «ترجیح می‌دهم قطعه قطعه شوم ولی برادران خود را که از طبقات مطرود هستند نفی نکنم. مساله نجس و نجس بازی مقام هند را پایین آورده است.» اعتقاداتی چنین سبب شد گاندی گاهی به اقدام‌هایی دست یازد که پژواکی گسترده و انعکاسی عظیم در هند پدید آید. از جمله این کارها می‌توان به حضور پذیرفتن زن و شوهری متعلق به طبقه نجس‌ها از سوی وی در صومعه سابامارتی اشاره کرد.

گاندی که پنجه در پنجه استعمارگر پیر، انگلستان انداخته بود مساله زنان جامعه هند را نیز مورد مطالعه قرار می‌دهد و بدان نتیجه می‌رسد که وضع خفت بار زنان نیز از جمله دلایل ضعف و زبونی هندوستان است و بدین سبب با ندایی بلند فریاد سر داد که «تمام مردم هند را به منزله برادران و خواهران خود بدانیم. به همه باید احترام گذاشت. جنس لطیف جنس ضعیف نیست، بلکه به خاطر نیروی فداکاری و رنج کشیدن بی سر و صدا و تحمل تحقیر و به سبب ایمان و هوش خود از جنس مرد شریف تر است.»

خلاصه آن که در اندیشه او هرگز از جستجوی دانش و کندوکاو در علم نباید سرباز زد، هیچ گاه نباید از تقوا، عقل سلیم، عدالت، رفتار دور از خشونت و نزاکت دست برداشت و هرگز نباید اجازه داد نفرت و انزجار جایگزین مهر و محبت در جوامع انسانی شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب درآمدی بر سبک زندگی دانشجوی انقلابی

کتاب درآمدی بر سبک زندگی دانشجوی انقلابی

نویسنده کتاب محتوای این کتاب را این‌گونه بیان کرده است: «تحقیق حاضر حول مسئله سامان بخشی زندگی این دانشجویان شکل‌گرفته و ارائه الگو و پیشنهادی هرچند مقدماتی را در این راستا پیگیری می‌نماید...

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS