دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قیم کیست و شرایط انتصاب آن چگونه است؟

قیم در لغت به ‌معنای متولی، سرپرست و کسی است که متولی امر شخص محجور محسوب می‌شود.
قیم کیست و شرایط انتصاب آن چگونه است؟
قیم کیست و شرایط انتصاب آن چگونه است؟

دانستنی‌های حقوقی؛

قیم در لغت به ‌معنای متولی، سرپرست و کسی است که متولی امر شخص محجور محسوب می‌شود. برای معرفی قیم و بررسی شرایط انتصاب آن، لازم است ابتدا با محجورین در حقوق ایران و تعاریف ولی قهری و وصی آشنا شویم و سپس به بررسی مفهوم قیم، انتصاب و شرایط آن طبق قانون بپردازیم. باید این نکته را به‌خاطر سپرد که از منظر حقوقی، اصولاً انسان‌ها از حق بهره‌مندی از حقوق قانونی برخوردار هستند. به‌ عبارت دیگر، تمامی انسان‌ها اعم از کودک و بزرگسال از یکسری حقوق ازجمله حق مالکیت برخوردارند، ولی ممکن است برخی از آنها به‌دلایل خاصی، امکان کسب این حقوق را نداشته و ناگزیر باشند برای این کار از شخص دیگری به‌عنوان نماینده استفاده کنند.

به گزارش «تابناک»؛ به مورد نخست، یعنی حق بهره‌مندی از حقوق گوناگون، اهلیت تمتع و به مورد دوم یعنی اعمال و استیفای این حقوق، اهلیت استیفا گفته می‌شود. بنابراین محجورین اشخاصی هستند که از اهلیت تمتع برخوردارند، ولی اهلیت استیفا ندارند. برای نمونه، یک کودک می‌تواند مالک یک خانه شود (بدین شکل که مثلاً پدرش خانه‌ای را به نامش بزند) ولی همین کودک نمی‌تواند خانه را بفروشد و این کار تنها ازطریق پدر یا سایر اشخاصی که قانون تعیین کرده امکان‌پذیر است.

به ‌همین ‌دلیل گفته می‌شود که کودکان (یا صغار) در زمره‌ی محجورین هستند. سفیه و مجنون نیز از دیگر محجورین هستند. سفیه کسی است که دخل و تصرفاتش در امور مالی، عقلانی نیست. هر چند عملکرد این شخص درخصوص امور غیرمالی صحیح بوده و مورد تأیید قانون‌گذار است. به‌همین‌دلیل، فرد سفیه می‌تواند شخصی را برای ازدواج انتخاب و با او عقد نکاح منعقد کند، ولی تعیین مهریه در نکاح ازجمله امور مالی است که سفیه نمی‌تواند آن را انجام دهد و لازم است در این خصوص، نمایندگان قانونی او (اعم از ولی قهری یعنی پدر یا قیم) وارد عمل شوند.

حال که محجورین را شناختیم، نوبت به معرفی قیم می‌رسد.

تعریف قیم

قیم به کسی گفته می‌شود که سرپرست و عهده‌دار امور طفل یتیم و متولی امر شخص محجور است. قیم زمانی برای محجور منصوب می‌شود که این شخص، ولی قهری یا وصی نداشته باشد. اصولاً پسران تا ۱۵ سالگی و دختران تا ۹ سالگی، کودک (صغیر) فرض شده و حق هیچ‌گونه دخل و تصرف در امور خود اعم از مادی و غیرمادی را ندارند.

همچنین، افراد اصولاً تا ۱۸ سالگی، سفیه محسوب می‌شوند و تا رسیدن به این سن، نمی‌توانند در امور مالی خود تصرف کنند. به همین دلیل پدر یا پدرِ پدر (جد پدری) تا پایان دوران صِغر (یعنی ۹ سال در دختران و ۱۵ سال در پسران) در امور مالی و غیرمالی و نیز تا پایان دوران سَفه (یعنی ۱۸ سال برای تمامی افراد) در امور مالی، عهده‌دار امور فرزندان هستند و می‌توانند هرگونه دخل و تصرفی که به مصلحت آنهاست انجام دهند. به پدر و جد پدری، ولی قهری گفته می‌شود. حال اگر ولی قهری پیش از سنین ذکرشده فوت شود، می‌تواند شخصی را به‌عنوان وصی جانشین خود کند. در این صورت، وصی، بعد از مرگ ولی قهری می‌تواند عمدتاً تمامی وظایف او را انجام دهد.

انتصاب قیم

حال اگر محجور دارای ولی قهری یا وصی نباشد، دادگاه شخصی را به ‌عنوان قیم انتخاب می‌کند که در غیاب اشخاص ذکرشده، عهده‌دار اداره‌ی امور محجور است. بنابراین باید توجه شود که میان ولی، وصی و قیم سلسله‌مراتب وجود دارد؛ بدین شکل، تا زمانی‌ که محجور دارای ولی قهری است، نوبت به وصی و قیم نمی‌رسد. همچنین در غیاب ولی قهری تا زمانی که محجور، وصی دارد، قیم برای او تعیین نمی‌شود.

از طرف دیگر ممکن است شخصی پس از رسیدن به هجده سالگی از حجر خارج شده و خود عهده‌دار امور مالی و غیرمالی خود بشود، اما چندی بعد در ۲۲ سالگی به‌دلیل عارضه‌ای، دچار جنون شده و مجدداً در زمره‌ی محجورین قرار بگیرد. در اینجا چون دوران ولایت ولی قهری پایان یافته و این شخص وصی هم ندارد، دادگاه برای او قیم تعیین می‌کند.

نصب قیم به حکم مستقیم قانون نیست، بلکه در صورت فقدان ولیّ خاص (اعم از ولی قهری و وصی) تحت شرایطی از طرف دادگاه منصوب می‌شود. درواقع قیم شخصی است که از سوی دادگاه و به‌درخواست دادستان برای حمایت از محجور که شامل مراقبت و نگهداری و اداره‌ی اموال وی است، تعیین و منصوب می‌گردد تا پس از نصب در امر قیمومیت، عهده‌دار وظایف و تکالیفی باشد که از طرف قانون برعهده‌ وی نهاده شده است. لازم به ذکر است تخطی یا کوتاهی در انجام تکالیف و وظایف، مسئولیت‌های سنگین قانونی را به‌دنبال خواهد داشت.

شرایط قیم در قانون

یکی از شرایط مهم قیمومیت، داشتن توانایی و قدرت لازم است که می‌تواند به‌عنوان اوصاف مثبت وی تلقی گردد و با توجه به لزوم شایستگی و توانایی و قدرت انجام عمل حقوقی و مدیریت صحیح جهت حفظ اموال محجور این شرط در قیم اساسی است. قیم باید در تربیت و اصطلاح حال محجور سعی و تلاش کند و در امور او، رعایت مصلحت را مدنظر داشته باشد.

لزوم داشتن توانایی و قدرت تشخیص مصلحت از مفسده در قیم حائز اهمیت است. البته منظور از توانایی قدرت جسمانی و فیزیکی نیست، بلکه قدرت انجام اعمال حقوقی با درایت و اداره‌‌ی امور زندگی محجور است.

دومین وصف و شرط مثبت در قیم امانت‌داری است. چنانچه طبق قانون به محضی که عدم امانت‌داری قیم ثابت شود، او از این سمت عزل می‌شود.

سومین صفت مثبت قیم این است که بالغ و رشید باشد. افرادی که خود محتاج به قیم هستند، نمی‌توانند به سِمت قیمومیت منصوب گردند.

چهارمین وصف و شرایط قیم مسلمانی است. در حقوق اسلام ولایت کافر بر مسلم پذیرفته‌نشده است. بنابراین هرگاه شخص محجور مسلمان باشد، نمی‌توان قیمی غیرمسلمان برای او تعیین کرد.

قانون مدنی درخصوص مورد آخر مقررهی خاصی ندارد. ولی با توجه به قواعد عمومی و این موضوع که غیرمسلمانان نمی‌توانند بر مسلمانان ولایت داشته باشند و قیمومیت نیز نوعی ولایت محسوب می‌شود، می‌توان به این مورد پی‌برد.

اوصاف منفی

ماده‌ی ۱۲۳۱ قانون مدنی اوصاف منفی قیم را که با داشتن این اوصاف نمی‌تواند به سمت قیمومیت منصوب شود، برشمرده است. نظر قانون‌گذار بر این بوده که چنین اشخاصی اصولاً فاقد ویژگی امانت‌داری بوده و از باب احتیاط نباید امور محجور به‌‌ویژه امر مالی را به آنها واگذار کرد.

کسانی که به ‌علت ارتکاب جنایت یا یکی از جنحه‌های (جرم ها) زیر به‌موجب حکم قطعی محکوم شده باشد: سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداری، اختلاس، هتک ناموس یا منافات عفت، جنحه نسبت به اطفال، ورشکستگی به تقصیر.

کسانی که حکم ورشکستگی آنها صادر و هنوز عمل ورشکستگی آنها تسویه نشده است.

کسانی که معروف به فساد اخلاق باشند.

کسی که خود یا اقربای طبقه‌ی اول او دعوایی بر محجور داشته باشد.

کسانی که معروف به فساد اخلاق هستند، از تصدی قیمومیت ممنوع‌اند؛ هرچند حکمی بر فساد اخلاق آنها از یک مرجع قضایی صادر نشده باشد. البته تشخیص شهرت به فساد اخلاق با دادگاه صالح برای نصب قیم است.

بنابراین قیم نباید دارای محکومیت کیفری برای جرایم مندرج در ماده‌ی فوق باشد، زیرا کسی که به اتهام سرقت تحت تعقیب است یا مرتکب جرم کلاهبرداری شده، به‌ احتمال زیاد قیم دارای صلاحیت و شایستگی لازم نیست.

سایت تابناک

تاریخ انتشار: 15 تیر ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS