دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پایانی شوم برای توهین به پیامبر (ص)!

No image
پایانی شوم برای توهین به پیامبر (ص)!

قدس آنلاین: بنا به گواهی متون تاریخی، در نخستین روزهای دعوت آشکار حضرت محمد (ص)، عده ای از متنفذان مکه، پیامبر خدا (ص) را استهزا می‌کردند و او را در انظار دیگران سبک جلوه می‌دادند، اما آن حضرت استقامت می‌ورزیدند و به دعوت خویش ادامه می‌دادند.

به گزارش قدس آنلاین، در این باره امیرالمؤمنین علی (ع) بیان داشته اند: متنفذان مکه که به استهزا پیامبر (ص) مشغول بودند، وقتی که از کار خود نتیجه ای نگرفتند، بر آن شدند تا نزد پیامبر خدا (ص) بروند و با تهدید به قتل، او را از ادامه دعوت باز دارند. از این رو نزد ایشان رفتند و گفتند: ای محمد! ما تا ظهر امروز تو را مهلت می‌دهیم، چنانچه از ادعای خود بازگشتی، و از ادامه کار دست برداشتی در امان هستی، در غیر این صورت تو را خواهیم کشت.

پیامبر (ص) به منزل رفت و در به روی خود ببست و با باری از غم و اندوه در اندیشه فرو رفت (که سرانجام کار او و این مردم به کجا خواهد کشید؟) در این بین فرشته وحی به همراه این آیه فرود آمد: با صدای بلند آنچه را که مأمور گشته ای، به مردم برسان و از گروه مشرکان روی بگردان.

پیغمبر از جبرئیل پرسید: من با استهزا کنندگان و تهدیدهای ایشان چه کنم؟ جبرئیل گفت: ما خود آنها را به کیفر رساندیم!

پیغمبر فرمود: اما آنها هم اینک اینجا بودند.

جبرئیل گفت: دیگر نیستند و طومار عمرشان برای همیشه درهم پیچیده، تو با آزادی کامل به دعوت خویش ادامه بده!

عمده فرومایگان پنج تن بودند که همه در یک روز و هر کدام به شیوه ای خاص، به هلاکت رسیدند: «ولید بن مغیره» هنگام عبور از مکانی با تیر تراشیده ای برخورد کرد. تیر رگ دستش را درید و خون جاری شد. هر چه کردند، خون بند نیامد تا هلاک گردید. «عاص بن وائل» از پی حاجتی به مکانی رفت. در بین راه سنگی از زیر پایش لغزید و از بلندی (کوهی) به زیر سقوط کرد و تکه تکه شد.

«اسود بن یغوث» به استقبال پسرش که از سفری می‌آمد، رفت (در بازگشت) زیر درختی سایه گرفته بود که، جبرئیل سرش را به درخت کوبید، سرش متلاشی شد و بمرد. اسود از غلامش کمک می‌خواست و به او می‌گفت: ای غلام! این مرد را از من دور کن! اما او می‌گفت: من جز تو کسی را اینجا نمی‌بینم این تو هستی که سرت را به درخت می‌کوبی! «ابن طلاطله» از خانه خارج شد و دچار باد سام شد، در اثر وزش باد چونان حبشیان تغییر شکل داد، چون به خانه بازگشت، کسانش وی را نشناختند. هر چه گفت من فلانی هستم، باور نکردند و بر او خشم گرفتند و وی را کشتند. «اسود بن حارث» به نفرین پیامبر دچار گشت و بینایی خود را از کف بداد. رسول خدا (ص) بر او نفرین کرده بود تا چشمانش کور شود و به داغ فرزند مبتلا گردد، همان روز که از خانه خارج شد، نفرین پیامبر در حق او گیرا شد و همچنان با کوری و خواری بزیست تا به داغ فرزند نیز گرفتار شد. از ابتلای اسود چنین نیز روایت شده: ماهی شوری خورد و تشنه گردید. آب خواست، به او خوراندند اما عطشش فرو ننشست، دگر باره آب خواست به وی نوشاندند و سیراب نشد و چندان آب خورد تا شکمش بترکید و بمرد. آخرین کلامی که در لحظه مرگ از همه این افراد شنیده شد، این بود که می‌گفتند: خدای محمد مرا کشت.

منابع:

  • طبرسی، احتجاج: 216.
  • علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 10: 36؛ ج 17: 282.
  • شعبان صبوری، خاطرات امیر مؤمنان (ع): 126-128.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS