دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کون و فساد

No image
کون و فساد

كلمات كليدي : تغيير آني، تبديل صور، حركت

نویسنده : هادي موسوي

واژه کون که در زبان عربی بمعنای بودن است در اصطلاح فلسفی بمعنای پدید آمدن و تقریبا مرادف با حدوث بکار می‌رود و در مقابل آن واژه فساد بمعنای نابود شدن پدیده، استعمال می شود و بدین ترتیب مفهوم کون، اخص از مفهوم وجود می باشد.زیرا در مورد موجودات ثابت بکار نمی‌رود.

این دو واژه معمولا با یکدیگر استعمال می‌شوند و مصداق روشن آن، نابود شدن جزئی از موجود جوهری و پدید آمدن جزء دیگری برای آن می‌باشد ولی می‌توان آن را به مصادیق دیگری نیز تعمیم داد؛ مثلاً تعاقب اضداد را می‌توان کون و فساد در اعراض دانست هر چند اصطلاح معروف آن مخصوص به جواهر است.[1]

در سلسله مباحث تغییر اشیاء در عالم طبیعت و حرکت آنها، نظریه‌ای در مورد تغییر صورت اشیاء و تبدیل آنها به موجود دیگری مطرح است.این نظریه می‌گوید که اشیاء هنگام تبدیل شدن به شیئی دیگر به جهت تغییر آنی که در تغییر صورت آنها رخ می‌دهد به شیء دیگری تبدیل می‌شوند. پس کون و فساد، تغییر آنی صورت‌ها می‌باشد.برای توضیح، مسأله را با مثالی آغاز می‌کنیم.در مورد تغییر آنی گفته شده است که این چنین تغییری فقط در یک آن که همان ابتدا و یا انتهای یک قطعه از زمان است اتفاق می‌افتد.[2]ترکیب اکسیژن و هیدروژن و تبدیل شدن آنها را به آب در نظر بگیرید، هر یک از اکسیژن و هیدروژن و آب یک جوهرند، پس در این تبدیل، جواهری مانند اکسیژن و هیدروژن در اثر ترکیب به جوهر دیگری مانند آب تبدیل می‌شوند.بنابراین، این تبدیل تغییری جوهری است و از دیدگاه ارسطو به روش کون و فساد تحقق می‌پذیرد.به این معنا که قبل از ترکیب، دو جوهر اکسیژن و هیدروژن وجود دارند که هر یک از صورت و ماده‌ای مرکب‌اند، صورت آنها همان صورت اکسیژنی و صورت هیدروژنی است که محسوس و یا قابل تجزیه نیست و فقط با عقل می‌توان وجود آن را کشف کرد و ماده هر یک از آنها، با اندک مسامحه‌ای، همان ذرات اتمی هستند که در هریک از دو عنصر، آرایش خاصی دارند.اکنون از دیدگاه ارسطویی به محض آرایش جدید ذرات اتمی که در اثر ترکیب یک اتم اکسیژن و دو اتم هیدروژن به وجود می‌آید، در یک آن، صورت اکسیژنی و صورت‌های هیدروژنی از ذرات مزبور زائل و به کلی معدوم می‌شوند و بلافاصله صورت آبی در ذرات آرایش یافته آفریده و جایگزین سه صورت پیشین می‌شود و با ترکیب این صورت با ذرات مزبور یک مولکول آب موجود می‌شود.این تغییری از نوع کون و فساد است.باز جوهر آب بدون هیچ تغییری برای مدتی –کم و یا زیاد-باقی می‌ماند تا دوباره در اثر ترکیب جدیدی در یک آن، از طریق کون و فساد به جوهر دیگری تبدیل شود و این روند همینطور ادامه دارد.بنابراین طبق این نظریه، جوهرها اکثر اوقات ثابت هستند و فقط در مقاطعی از زمان که شرایط خاصی فراهم است تغییری در آنها رخ می‌دهد و در یک آن به جوهر دیگری تبدیل می‌شوند. جوهر منعدم شده را "فاسد" و جوهری که تازه پدید آمده را "کائن" می‌گویند. همچنین انعدام جوهر را "فساد" و پدید آمدن آن را "کون" می‌نامند.[3]طبق این نظریه، کون و فساد عبارت از دو حالتی هستند که متعاقب و متوارد بر موجودات جهان طبیعت اند چنانکه موجودات همواره در معرض خلع صورت و لبس صورتی دیگرند؛ خلع صورت را فساد و لبس صورت دیگر را کون گویند چنانکه وقتی آب تبدیل به هوا می‌شود صورتی را رها کرده و متلبس بصورتی دیگر شود.بطور کلی موجودات بر دو قسم اند بعضی قابل کون و فسادند و بعضی دیگر قابل کون و فساد نمی‌باشند و بلکه مبدع بوده قابل تبدیل صور نمی‌باشند.[4]

جایگاه هیولی در کون و فساد

در کون و فساد، هیولی در موجود کائن و فاسد واحد است و فقط این صورت شی است که تغییر می‌کند؛ زیرا در صورتی که هیولی نیز بخواهد در این بین حادث شود، یعنی همان هیولای قبلی نباشد، لازم است که امکان و استعداد هیولا، قبل از وجود آن موجود باشد و به همین ترتیب هیولای قبلی نیز در حدوث خود احتیاج به وجود استعدادش قبل از وجودش دارد و بر همین ترتیب تسلسل پیش می‌آید.این تسلسل محال است مگر اینکه بنابر نظریه حرکت جوهری ملا صدرا ماده با صورت متحد باشد و در حدوثش تابع آن باشد که در این صورت تبدیل صورت همان تبدیل جوهر شی است چون صورت و ماده در ذات متحداند.[5]

ماهیت کون و فساد

اکنون سؤال این است که آیا صورت موجود قبلی زایل و فاسد می‌شود و بجای آن صورت کاملتری بوجود می‌آید که دارای کمال صورت قبلی هم هست یا اینکه در موقعیت جدید واقعا دو صورت وجود دارد که یکی از آنها فوق دیگری و در طول آن قرار دارد نه اینکه صورت قبلی نابود شده باشد.مثلاً هنگامی که صورت نباتی در مجموعه ای از عناصر بوجود می آید آیا عناصر مزبور با فعلیت خودشان در ضمن گیاه باقی می‌مانند و می‌توان گفت که در این گیاه اکسیژن و ئیدروژن و ازت و کربن و...بالفعل وجود دارد و صورت گیاهی با مجموعه آنها متحد شده است یا باید گفت که تنها صورتی که در آن وجود دارد صورت نباتی است و عناصر مذکور فقط بالقوه موجود هستند.و آیا هنگامی که نفس حیوانی به مواد خاصی تعلق می‌گیرد می‌توان گفت که آنها وجود خاص خود را حفظ می‌کنند و در ضمن وجود حیوان وجود بالفعل دارند یا باید گفت که آنچه فعلیت دارد صورت نفس حیوانی است و بدن آن بالقوه موجود است و آیا مواد تشکیل دهنده بدن انسان و میلیونها سلول زنده آن هر کدام صورت و فعلیت خاص خود را دارند و نفس انسانی بعنوان صورت فوقانی به آنها تعلق می گیرد یا آنچه در انسان زنده فعلیت دارد فقط روح اوست و بدن وی بالقوه موجود است.[6]بنابراین آنچه محور بحث را در این اقسام تشکیل می دهد این است که آیا اجتماع دو صورت در یک موجود جایز است یا نه؟

بنظر می‌رسد که نباید تردیدی روا داشت در اینکه صورت‌های قبلی به حال خود باقی هستند و صورت جدیدی در طول آنها بوجود می آید و با آنها به نحوی اتحاد پیدا می کند و سپس با فاسد شدن یا قطع تعلق همان فعلیتهای قبلی به حال خود باقی می مانند و دیگر صورت جدیدی از نو برای آنها پدید نمی‌آید. مؤید آن این است که بسیاری از ذرات عناصر و مواد معدنی و آلی را می‌توان با چشم مسلح بصورت جداگانه مشاهده کرد و در بدن انسان می‌توان میلیونها بلکه میلیاردها جانور زنده و از جمله گلبولهای سفید و قرمز خون را مشاهده نمود و می‌توان آنها را از بدن وی بیرون آورد و در شرایط خاصی نگهداری کرد. پس نه تنها مواد معدنی و آلی با فعلیتها و صورت‌های خاص خودشان در ضمن وجود نبات و حیوان و انسان موجود هستند بلکه موجودات نباتی و حیوانی بی شماری در ضمن یک حیوان کامل‌تر و انسان بالفعل وجود دارند و روح حیوانی و انسانی بعنوان صورت فوقانی در مرتبه عالی‌تر و در طول صور و نفوس آنها تحقق می‌یابد.[7] بنابراین نباید تردید کرد که اجتماع دو صورت طولی یا بیشتر در ماده واحده ممکن بلکه کثیرالوقوع است و آنچه ممکن نیست اجتماع دو صورت متضاد در ماده واحده است که در عرض یکدیگر قرار می‌گیرند. در اینجا سؤالی مطرح می‌شود که به چه وسیله می‌توان صورت‌های طولی را از صورتهای عرضی باز شناخت.

پاسخ این است که شناختن صورت‌های طولی و عرضی تنها بوسیله تجربه ممکن است یعنی هر صورتی که با تجربه ثابت شد که قابل اجتماع با صورت دیگری نیست عرضی و هر صورتی که قابل اجتماع با صورت دیگری باشد طولی خواهد بود، مثلاً صورت آب و بخار و صورت‌های عناصر گوناگون از قبیل صورت‌های عرضی و متضاد هستند اما صورت‌های عناصر با صورت نباتی یا حیوانی یا انسانی قابل اجتماع‌اند و از اینروی از قبیل صورت‌های طولی بشمار می روند.همچنین اجتماع صورتهای جانوران پست مانند سلولها و گلبول‌ها با صورت عالی‌تر مانند صورت حیوانات کامل‌تر و انسان ممکن است و از این جهت صورت حیوانات عالی و صورت انسان نسبت به دیگر صورت‌ها طولی می‌باشد.[8]

دیدگاه این سینا

ابوعلی سینا در اشارات اصطلاح کون و فساد را در مورد مسأله دیگری نیز به کار می‌برد.در طبیعیات قدیم به وجود افلاک که موجوداتی از جسم لطیف هستند قائل بودند این افلاک به نوعی در آسمان در حرکت بودند که بوسیله حرکت آنها سیارات نیز حرکت می‌کردند، این افلاک به جهت بساطتی که در آنها بود جزو مبدعات بودند یعنی به واسطه استعداد قبلی ایجاد نشده بودند، بنابراین چون دارای استعداد نیستند و هیولای آنها فقط صورت فلکی را قبول می‌کند، کون و فساد هم ندارند.این مورد از همان مواردی بود که قبلا اشاره کردیم که قبول کون و فساد نمی‌کنند.بعد از این توضیحات ابن سینا می‌گوید این موجودات اگر کون و فساد داشته باشند، از عدم و به سوی عدم است.به تعبیری روشن‌تر استفاده دیگری که از کون و فساد می‌شود استفاده آن در مورد حدوث و فناء است یعنی بر وجود یافتن بعد از عدم و معدوم شدن بعد از وجود بدون اینکه در این بین هیولایی قبل و یا بعد از وجود حضور داشته باشد.[9] بنابراین اطلاق کون و فساد در اینچنین مواردی نیز بلا اشکال است همچنان که ابن سینا استفاده کرد.

روشن است که کون و فساد مخصوص تغیرات دفعی و حرکت ویژه تغیرات تدریجی است و از اینروی نمی‌توان نوع خاصی از تغیر را از یک نظر مشمول هر دو دانست اما عدم اجتماع کون و فساد با حرکت بدین معنی نیست که هر جا حرکتی وجود داشته باشد دیگر جایی برای کون و فساد نخواهد بود بلکه ممکن است شی‌ء متحرک از جهت دیگری متصف به کون و فساد گردد. توضیح آنکه ممکن است موجودی دارای حرکتی باشد که در یک آن پایان یابد و درست در همان لحظه حرکت جدیدی در آن پدید آید.بعنوان مثال هواپیمایی که با نیروی حاصل از یک موتور حرکت می کند حرکتش معلول همان نیروست و پس از خاموش شدن موتور مزبور حرکت ناشی از آن هم دیر یا زود پایان می پذیرد و هنگامی که موتور دوم بکار می افتد نیروی دیگری تولید می کند که موجب حرکت جدیدی برای هواپیما خواهد شد.اکنون اگر فرض کنیم که درست در همان آنی که حرکت اول پایان می‌یابد حرکت دوم شروع شود هر چند وقفه‌ای در حرکت هواپیما روی نمی‌دهد اما در واقع دو حرکت در آن پدید آمده است که یکی معلول نیروی موتور اول و دیگری معلول نیروی دوم می‌باشد در اینجا علاوه بر تغیرات تدریجی یک تغیر آنی و دفعی هم رخ داده که عبارت است از تمام شدن حرکت اول و تبدیل شدن آن به حرکت دوم و این تغیر را می‌توان کون و فساد نامید.[10]

مقاله

نویسنده هادي موسوي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
آغاز سخن درباره آفرینش جهان(نهج‌البلاغه)

آغاز سخن درباره آفرینش جهان(نهج‌البلاغه)

کوتاه سخن این که افعال خداوند از افعال بندگان به کلّى جداست زیرا او با علم به مصالح و مفاسد اشیا و آگاهى بر نظام احسن آفرینش و قدرت تامّ و کاملى که بر همه چیز دارد، با قاطعیّت اراده مى کند و بدون هیچ تزلزل و تردید و اندیشه و تجربه، موجودات را لباس وجود مى پوشاند. هم در آغاز آفرینش چنین است و هم در ادامه آفرینش.
Powered by TayaCMS