دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تکاثر

No image
تکاثر

كلمات كليدي : تكاثر، تفاخر، رقابت، ثروت اندوزي

نویسنده : روح‌الله رضائی

تکاثر هم معنی مکاثره و به معنی تفاخر کردن و رقابت کردن است[1]و در اصطلاح فرآنی آن را به دو معنی گرفته‌اند: اول به معنای افتخار به کثرت مناقب و اولاد و اموال[2] و دوم به معنای رقابت در کثرت اولاد و اموال و مناقب.[3]اما برخی اعتقادی غیر از این دارند؛ مثلا طالقانی در پرتوئی از قرآن می‌گوید: کلمه تکاثر چون حروف زائدش بیش از وزن مفاعله است، متضمن معنای افزایش جویی پی در پی و نامحدود است. بنابراین، معانی افزایش جویی و افتخار و امثال اینها ضمنی یا از لوازم تکاثر می‌باشد و چنان که از ماده و هیئت تکاثر برمی‌آید معنای آن افزایش جویی بدون اندیشه و متأثر از محیط و رقابت بین افراد است که در اصطلاح از این گونه انعکاس غیر عاقلانه به (محاکات بلا رویه) تعبیر میشود.[4]

تبیین جایگاه علمی واژه

خداوند در قرآن کریم از کلمه «تکاثر» دوبار استفاده کرده است و همچنین یک سوره در قرآن کریم به نام تکاثر می‌باشد. برای این کلمه که بیشتر به معنای ثروت اندوزی گرفته می‌شود و جزء صفات رذیله است، خداوند مطالبی ذکر کرده و در دو آیه می‌آورد و هر کدام از آن آیات جنبه‌هائی از تکاثر را توضیح می‌دهد، از این رو در این قسمت ما به بررسی و توضیح این آیات می‌پردازیم:

آیه اول:

«اعْلَمُوا أنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزینَةٌ وَتَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکاثُرٌ فِی الْأمْوالِ وَالْأوْلادِ[5]....»

«بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخر فروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است...»

در این آیه تکاثر همراه چهار صفت دیگر آمده است و آن‌ها را جزء صفات دنیا یاد کرده است این صفات به گونه‌ای است که زندگی دنیایی از آن‌ها خالی نمی‌باشد همه اینها موهوماتی است که نفس آدمی به آنها و یا به بعضی از آنها علاقه می‌بندد، اموری خیالی و زائل است، که برای انسان باقی نمی‌ماند، و هیچ یک از آنها برای انسان کمالی نفسانی و خیری حقیقی جلب نمی‌کند.

و از شیخ بهایی (رحمه الله) نقل شده که گفته است: این پنج خصلتی که در آیه شریفه ذکر شده، از نظر مراحل عمر آدمی، مترتب بر یکدیگرند، چون تا کودک است حریص در لعب و بازی است، و همین که به حد بلوغ می‌رسد علاقه‌مند به لهو و سرگرمی‌ها می‌شود، پس از آنکه بلوغش به حد نهایت رسید، به آرایش خود و زندگیش می‌پردازد و بعد از این سنین به حد کهولت که رسید آن بیشتر به فکر تفاخر به حسب و نسب می‌افتد، و چون سالخورده شد همه کوشش و تلاشش در بیشتر کردن مال و اولاد صرف می‌شود.[6]

آیه دوم:

«ألْهیکُمُ التَّکاثُرُ[7]»

«افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است.»

این آیه متضمن توبیخ شدید مردم در جمع مال و نفرات است علامه طباطبائی در تفسیرش می‌نویسد: بنابر آنچه به کمک سیاق فهمیده می‌شود معنای آیه این است که: تکاثر و مفاخرات شما در داشتن مال و زینت دنیا، و مسابقه گذشتنشان در جمع عده و عده، شما را از آنچه واجب بود بر شما بازداشت، و آن عبارت بود از ذکر خدا، در نتیجه عمری را به غفلت گذراندید، تا مرگتان فرا رسید.[8]

این آیه و تمام این سوره در مذمت و تخطئه متکاثران است آیه سوم سوره ردع و تخطئه آنها را می‌رساند و دو آیه بعد تأکید برای این آیه می‌باشد.[9]

شواهد روائی

در اصطلاح قرآنی گفتیم که تکاثر به چه معانی به کار می‌رود. اما در استفاده روائی گاهی به معنای جدیدی به کار می‌رود و آن ثروت اندوزی است.[10] مانند تکاثر در روایت «التکاثر، (فی) الاموال جمعها من غیر حقها، ومنعها من حقها، و شدها فی الاوعیۀ»

«تکاثر جمع آوری اموال از طرق نامشروع، و خودداری از ادای حق آن و بستن آ»ها در خزینه‌ها و صندوق‌ها است.»

مقاله

نویسنده روح‌الله رضائی
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رزق حلال

رزق حلال

امام صادق (ع) قرمودند: «ترک یک لقمه‌ حرام‌ نزد خدا، محبوب تر است از هزار رکعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‌90، ص373)
نفاق

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

عفت در کلام امیرالمومنین(ع)

حضرت علی(ع) فرمودند: «هرکس اعضا و جوارح خویش را از حرام بازدارد، اخلاقش نیکو می گردد.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌5، ص432).
دوری از موضع تهمت

دوری از موضع تهمت

امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود. (مشکاةالأنوار فی غررالأخبار، طبرسی، علی بن حسن، ص319)
قناعت

قناعت

حضرت علی (ع) فرمودند: «به جستجوی بی‌نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت نیافتم؛ همواره قناعت کنید، تا بی‌نیاز باشید.» (جامع الأخبار (للشعیری)، محمد بن محمد،ص123)

پر بازدیدترین ها

از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است:

از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است:

«زمین از سه چیز به درگاه خدا ناله و فریاد می‌کند: از خون حرامی که بر آن ریخته شود؛ غسلی که از زنا بر روی آن انجام شود و خوابیدن پیش از طلوع آفتاب» (حلیة المتقین، ص 126)
No image

امام حسین (ع): «الناسُ عبیدُ الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرَّت معایشُهم فاذا مُحَّصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون»

«مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می‌چرخد و تا وقتی زندگی‌هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند، امّا وقتی به وسیلۀ «بلا» آزموده شوند، دینداران اندک می‌شوند.»
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم): «انَّما بُعِثتُ لِاُتمِمَّ مکارم الأخلاق»

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم): «انَّما بُعِثتُ لِاُتمِمَّ مکارم الأخلاق»

«به راستی من مبعوث گردیدم تا مکارم اخلاق را کامل کنم»(بحار، ج 16، ص 210؛ ج 70، ص 372)
قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

قال علیٌ (علیه‌السّلام): «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»
قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

قال رسول الله (ص): «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَة، وَ صَبْرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ المَعْصِیَة...»

رسول گرامی (ص) فرمود: صبر سه گونه است، پس کسی که در مصیبت صبر کند تا به زیبائی، عزایش‌ را بگذراند، خدا برایش سیصد درجه مقرر دارد که مابین درجه‌ای تا دیگری چون فاصلة زمین تا آسمان باشد. و کسی که بر اطاعت خدا صبر کند خدایش ششصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة درون زمین تا عرش باشد و کسیکه در مقابل معصیت صبر و مقاومت ورزد، خدایش نهصد درجه دهد که فاصلة درجه‌ای تا دیگری مثل فاصلة قعر زمین تا پایان عرش باشد. (اصول کافی باب الصبر حدیث 15 ( مترجم ج 3 ص 145))
Powered by TayaCMS