دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حقوق متقابل رهبر و فرماندهان نیرو های مسلح

No image
حقوق متقابل رهبر و فرماندهان نیرو های مسلح

حقوق متقابل رهبر و فرماندهان نيرو هاي مسلح

عارف ایرانی

امام نخستین شیعیان در قسمتی از نامه خویش به فرماندهان قوای نظامی خود حقوق متقابل بین رهبر و فرماندهان نیروی نظامی را برشمرده‌اند: « بدانید که حق شما بر من آن است که رازی از شما پوشیده ندارم مگر در امر جنگ و کاری بدون مشورت شما انجام ندهم مگر در کار حکم و اینکه در ادای حق شما در جایی که باید درنگ روا ندارم و تا آن حق به شما نرسد از کوشش باز نایستم و حق شماست که در نظرم یکسان باشید وقتی چنین کردم برخدای واجب آید که بر شما نعمت فرستد و برشما واجب آید که طاعت من کنید (وقتی وظایفی را که شرح دادم، نسبت به شما جای آوردم، آن گاه است که خدای نعمت حیات انسانی بر شما نثار می‌کند و آن گاه است که شما باید از من اطاعت کنید) و چون شما را فراخوانم درنگ نکنید و در اجرای صلاح کوتاهی نورزید و در راه حق در امواج دشواری‌ها فرو روید. پس اگر در این کارها با من راست کردار نباشید از شما هیچ یک نزد من فرومایه تر از آن کسی نباشد که راه کج پیماید آن گاه رواست که ناراست کردار را کیفر دهم کیفری سهمگین و او از کیفر من رهایی و رخصتی نیابد» از کلام فوق می‌توان استنباط کرد که حقوق فرماندهان قوای مسلح برعهده رهبر عبارت است از:

1- پوشیده نگه نداشتن هیچ رازی مگر در امر جنگ: علت اینکه نباید هیچ کسی جز رهبر از جنگ و تصمیم گیری در مورد آن مطلع باشد این است که ممکن است افراد ساده لوحی باشند و این اطلاعات را که به مصلحت جامعه و سیاست دفاعی آن مربوط می‌باشد افشا نموده و پیروزی در جنگ و بقای جامعه را به مخاطره اندازند و یا افراد غفلت زده ای که در مورد آنها نیز می‌توان اصطلاح ساده لوح را به کار برد وجود داشته باشند که به اندک وعده ای از سوی دشمنان یا هر گروه دیگری فریفته شده و این اطلاعات را در اختیار بیگانه و دشمن بگذارند.

2- مشورت با آنها مگر در کار حکم: درست است که افراد حق دارند که ابراز رای و اظهار نظر نمایند، در برنامه ریزی‌ها مداخله و مشارکت نمایند چون هیچ کس جز حاکم و یا نمایندگان اذن داده شده از سوی او نباید در حکم تصمیم گیری کند چون هیچ کس مانند رهبر صلاح جامعه خود را نمی‌داند و به اصطلاح صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

3- رعایت مساوات: و اجرای انصاف و عدل در مورد فرماندهان قوای مسلح که این حق نه تنها حق فرماندهان نیروی‌های نظامی بر رهبر است که حق مسلم تمام افراد تحت زعامت و کفالت رهبر می‌باشد بر عهده رهبر جامعه.

و اما حقوقی که رهبر بر عهده فرماندهان نیروی مسلح دارد عبارتند از: 1- اطاعت از رهبر 2- تلاش در راه حق و صلاح مطابق متن نامه ؛وقتی اطاعت رهبر بر فرماندهان و مردم واجب است که رهبر در ادای حقوق مردم درنگ نکند و دوستدار مردم و خواهان خیر و صلاح آنها باشد و برای سعادت و سلامت و امنیت و آرامش آنان از هیچ تلاشی فروگذار ننماید. پس اگر حاکم جابر و ستمگر باشد و به وظایف اجتماعی خود عمل نکند و تنها منفعت شخص خویش را در امور کلی و تغییر ناپذیر نهضت و حکومت مدنظر داشته باشد نباید تسلیم او شد و او را کورکورانه اطاعت کرد، درست است که حق رهبر بر فرماندهان این است که او را اطاعت مطلق کنند اما این حق، حق رهبر شایسته و صالح و عالم به امور جامعه است و مردم نیز در قبال این حق رهبر بر عهده او حقوق متقابلی نیز دارند. پس وقتی حاکم حقوقی را که بر عهده دارد به جا نیاورد در واقع محدوده و ارزش حقوق اجتماعی را نمی‌شناسد که در این صورت حق او بر عهده مردم ساقط شده و مردم دیگر مجبور به اطاعت از او نیستند؛ در واقع زمانی حق برگردن شخصی نسبت به دیگران پیدا می‌شود که آن شخص دیگر کاری خیر را در مورد این فرد انجام دهند که به این طریق در مقابل عمل خیر آن شخص حق بر گردن دیگری پیدا می‌کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (فلسفه احکام)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (فلسفه احکام)

گروهى، سؤالهایى درباره فلسفه احکام مى‌کنند؛ به عنوان مثال، مى‌پرسند: چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا باید براى نماز وضو بگیریم؟ فلسفه این که در نماز پیشانى خود را بر روى خاک مى‌گذاریم چیست؟ چرا در اسلام استعمال ظروف طلا و نقره حرام است؟ چرا دفن میت لازم است؟ چرا خوردن گوشت مردار جایز نیست؟ و چرا....
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (دانستنیهایی از بحثهای فقهی)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (دانستنیهایی از بحثهای فقهی)

احکام فقهى به دو بخش کلى تقسیم مى‌شود:1. احکام ثابت 2. احکام متغیر
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (شرایط احکام)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (شرایط احکام)

احکام شرایطى دارد که خود به سه قسمت تقسیم مى‌شود:
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (اجتهاد و شئون فقیه)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (اجتهاد و شئون فقیه)

اجتهاد از نظر لغت‌به معناى رنج‌بردن و کوشیدن تا سر حد توانایى است و در اصطلاح فقه اسلامى به کار بردن همت و کوشش درراه پى بردن به احکام و قوانین شرعى از منابع و ادله استنباط و در مقابل آن، تقلید عبارت است از پیروى از راى دیگرى بدون تحقیق شخصى.
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (تاریخچه فقه و اجتهاد)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (تاریخچه فقه و اجتهاد)

همان طور که در جاى خود ثابت‌شده، هدف از آفرینش انسان، تکامل فردى و اجتماعى در امور مادى، معنوى و اخلاقى است و او براى رسیدن به کمال، احتیاج مبرم به قوانینى دارد که تمام جنبه‌هاى فوق را دارا باشد; از این رو خداوند براى هر امتى شریعت و قوانینى مقرر فرموده:
Powered by TayaCMS