دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مواظب خويشتن باشيد

No image
مواظب خويشتن باشيد

 «يا أيها الذين آمنوا عليكم أنفسكم، لا يضركم من ضل إذا اهتديتم، إلى‌الله مرجعكم جميعا فينبئكم بما كنتم تعملون» (سوره مائده، آيه 105) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، بر شما لازم است كه مواظب خويشتن باشيد. حال كه شما هدايت شده‌ايد، زيان كسى كه گمراه شده است، به شما نمى‌رسد. بازگشت همه شما به سوى خداست تا شما را به آنچه عمل مى‌كرديد، آگاه سازد. هرچند آيه تصريح مى كند كه اگر شما مواظب خود باشيد و از راه راست منحرف نشويد، ضرر گمراهان به شما نخواهد رسيد ولى از آن استفاده دورى جستن از امر به معروف و نهى از منكر نمى شود چه اينكه برخى مردم نا أبالى و بى قيد و بند و راحت‌طلب خواهند از اين آيه استفاده غلط بكنند و بگويند كه آيه صراحت دارد بر اينكه زيان گمراهان به ما نمى رسد و ما بايد فقط مواظب خودمان باشيم و كارى به كار ديگران نداشته باشيم، و با اين استدلال غلط شانه از زير بار مسئوليت خالى مى‌كنند و نه تنها امر به معروف و نهى از منكر نمى‌كنند بلكه اگر كسى خواست امر به معروف كند يا از فسادى جلوگيرى نمايد، او را منع مى كنند و به آيه استدلال مى‌كنند. و روشن است كه اين استفاده نامشروع از چنين آيه مباركى است زيرا اين آيه نيامده است كه آيات بسيار امر به معروف و نهى از منكر را نسخ كند بلكه مطلب ديگرى را گوشزد مى كند. در كوتاه سخن مى خواهد بگويد اگر شما اعمال خود را انجام داديد و امر به معروف و نهى از منكر را كنار نگذاشتيد و به تكليف خود عمل كرديد، ديگر ناراحت نباشيد كه بيشتر مردم گمراهند و راه راست را كنار گذاشته و به سوى خطهاى كژ و انحرافى روى آورند، زيرا در آن صورت زيان گمراهى آنان به شما نخواهد رسيد. و درست اين مطلب به عكس تصور واهى آن خوشگذرانان است، زيرا مى خواهد تاكيد كند كه شما تكليف خود را انجام دهيد، آنگاه نترسيد كه خداوند شما را به گناه قومتان مواخذه كند. عليكم أنفسكم، معنايش اين نيست كه تنها گليم خودرا از آب بيرون بكشيم، و نگاهى به ديگران كه در منجلاب فساد و گناه غرق شده‌اند نیندازيم زيرا امر شده است كه نه تنها خودرا بلكه خويشان خود را نجات دهيم قو أنفسكم و أهليكم نارا وقودها الناس و الحجارة؛ خود و خويشان خود را از آتشى دور نگه داريد كه هيزمش مردم و سنگهاست. و اصلا در روايتى ديدم كه رسول خدا در تفسير آيه فرمود: آمر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر على ما أصابك حتى اذا رأيت شحا مطاعا و هوى متبعا و اعجاب كل ذى رأى برأيه، فعليك بنفسك و دع عنك أمر العامة (تفسير عياشى ج1 ص 348) در اين آيه مى بينيم كه حضرت رسول صلى‌الله عليه و‌آله تاكيد بر امر به معروف و نهى از منكر مى كنند تا سوءاستفاده از آيه نشود و تا آنجا بر آن امر تاكيد دارد كه از طرف مقابل مى خواهد كه در اين راستا پيش برو و هر چه بر سرت آمد براى خدا تحمل كن و در صورتى كه نتوانستى عامه مردم را نجات دهى و آنان به راى و نظر خود بسنده كردند و نظر تو را نپذيرفتند، و به كار زشت خويش شادمان بودند، و بخل و هواى نفس بر آنان حكومت مى كرد، آنها را رها كن و به خودت برس وعوام را به كار خود واگذار. پس اصل امر به معروف و بر حذر داشتن ديگران از خطر فساد و انحراف است و در صورتى كه كار به جائى نرسد خود را درياب و مواظب باش كه مانند آنان به انحراف كشيده نشوى و مطمئن باش كه در روز رستاخيز، آنگاه كه همه شما به سوى خداى خود بازگشتيد، هر كس به جزاى كار خويش مى رسد و در محكمه عدل الهى، ظالمان و فاسدان كيفر خواهند شد و شما مومنان هدايت يافته پاداش خوبى خواهيد داشت. آرى! اگر شما خودتان را نگه داشتيد و به سوى انحراف و خطهاى ضد خدایى كشيده نشديد، تمام دنيا اگر كافر شوند به شما آسيبى نخواهد رسيد زيرا هر كسى در گرو كار خويشتن است: كل نفس بما كسبت رهينة. ولى همانطور كه بيان شد ضمن اينكه بايد مواظب اعمال و رفتار خود باشيم نبايد هرگز در بازداشتن ديگران از كارهاى بد و گناه كوتاهى كنيم زيرا رسول خدا پيوسته فرموده است كه هر كس منكرى را ببيند و بتواند آن را تغيير دهد واجب است كه تغيير دهد، آغاز با دست و اگر نتواند با زبان و در صورتى كه نتواند لا زبان ديگران را از كار بد نهى كند واجب است كه با قلبش اظهار ناراحتى كند: من رأى منكرا واستطاع أن يغيره فليغيره بيده و ان لم يستطع فبلسانه و ان لم يستطع فبقلبه؛ و با قلب خويش معنايش آن نيست كه فقط در درون خود ناراحت باشد بلكه به نحوى اين ناراحتى را ابراز كند تا طرف مقابل متوجه بدى و زشتى كارش شود. به هر حال چنانكه گفته شد از خود كلمه عليكم أنفسكم می‌شود استنباط كرد كه براى نجات خويش بايد به فكر چاره براى ديگران نيز بود، پس جایى براى شانه خالى كردن در نظام محمدى نيست ولى در صورتى كه وظيفه ات را به خوبى و چنانكه ماموريت دارى، انجام دادى ولى نتوانستى به نتيجه مثبتى برسى، بر تو تكليفى نيست و تمرد و عصيان آنان تورا آسيبى نخواهد رساند، آنها را رها كن و از آنان جدا شو و به راه خودت كه پيروى از حق است ادامه بده و مطمئن باش كه در روز ديدار با خدا، تو پاداش خوبيهايت را خواهى ديد و آنان كيفر گناهانشان را زيرا نه تنها تو بلكه حتى رسول خدا نيز نمى تواند آنان را كه خداوند بر قلبهايشان مهر زده است، هدايت كند. مگر نه خود به رسولش مى فرمايد: انك لا تهدي من أحببت و لكن‌الله يهدي من يشاء. به اين اميد كه ما جزو هدايت‌شدگان باشيم.

مقاله

نویسنده آمنه اسفندیاری
جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (فلسفه احکام)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (فلسفه احکام)

گروهى، سؤالهایى درباره فلسفه احکام مى‌کنند؛ به عنوان مثال، مى‌پرسند: چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا باید براى نماز وضو بگیریم؟ فلسفه این که در نماز پیشانى خود را بر روى خاک مى‌گذاریم چیست؟ چرا در اسلام استعمال ظروف طلا و نقره حرام است؟ چرا دفن میت لازم است؟ چرا خوردن گوشت مردار جایز نیست؟ و چرا....
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (دانستنیهایی از بحثهای فقهی)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (دانستنیهایی از بحثهای فقهی)

احکام فقهى به دو بخش کلى تقسیم مى‌شود:1. احکام ثابت 2. احکام متغیر
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (شرایط احکام)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (شرایط احکام)

احکام شرایطى دارد که خود به سه قسمت تقسیم مى‌شود:
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (اجتهاد و شئون فقیه)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (اجتهاد و شئون فقیه)

اجتهاد از نظر لغت‌به معناى رنج‌بردن و کوشیدن تا سر حد توانایى است و در اصطلاح فقه اسلامى به کار بردن همت و کوشش درراه پى بردن به احکام و قوانین شرعى از منابع و ادله استنباط و در مقابل آن، تقلید عبارت است از پیروى از راى دیگرى بدون تحقیق شخصى.
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (تاریخچه فقه و اجتهاد)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (تاریخچه فقه و اجتهاد)

همان طور که در جاى خود ثابت‌شده، هدف از آفرینش انسان، تکامل فردى و اجتماعى در امور مادى، معنوى و اخلاقى است و او براى رسیدن به کمال، احتیاج مبرم به قوانینى دارد که تمام جنبه‌هاى فوق را دارا باشد; از این رو خداوند براى هر امتى شریعت و قوانینى مقرر فرموده:
Powered by TayaCMS