دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حکومت اسلامی و برقراری قسط و عدالت‌

No image
حکومت اسلامی و برقراری قسط و عدالت‌

حكومت اسلامي، قسط و عدالت

زهره علویان

مطالعه حیات بشر در طول تاریخ نشان می‌دهد که همواره عرصه اقتصادی و فرهنگی زندگی انسان‌ها توسط گروهی افراد با نام حکومت اداره و هدایت می‌شد و در واقع حکومت با حفظ امنیت سیاسی و اجتماعی سرزمین تحت تسلط خود امور و مسائل زندگی انسان را انتظام می‌بخشید. در راس حکومت وجود رهبری شایسته و عالم در جهت این انتظام بخشی لازم و ضروری است. حتی یک قبیله یا قوم کوچک نیز توسط یک رهبر اداره می‌شد. فقط عنوان و اسم این رهبر و حکومت از سرزمینی به سرزمینی دیگر فرق می‌کرد. گاهی به عنوان رئیس قبیله گاهی با نام سران قوم یا ریش سفیدان طایفه یاد می‌شد. در واقع لازمه یک اجتماع پیشرفته انسانی وجود قوانین و مقررات منطقی، اجرای این قوانین و کنترل و نظارت بر اجرای آن می‌باشد که این امر محقق نمی شود مگر در سایه حکومتی مقتدر و تحت نظر رهبری شایسته.‌

حکومت در معنای ساده خود، یعنی مدیریت و ساماندهی سیاسی مردم یا دولت. تفاوت حکومت با دولت در این است که مفهوم دولت اعم از حکومت می‌باشد. چرا که دولت چارچوب نظم دهنده فراگیری است که در بردارنده حکومت و دیگر بخش‌های مهم می‌باشد. ‌

هدف اساسی دین اسلام ایجاد حکومت اسلامی متشکل از رهبر الهی بوده است تا این رهبر با نظارت و کنترل دینی خود، اجرای اصول و احکام معنوی و مذهبی را در جامعه تنظیم نماید. هدف انبیا و امامان معصوم از ایجاد حکومت اسلامی برقراری حق و عدالت در جامعه بوده است. زیرا بسط و گسترش آرمان‌ها و اصول معنوی و دینی در جهان میسر نمی شود مگر با ایجاد حکومتی اسلامی. اما در مفهوم حکومت اسلامی، حکومتی قانونی و مشروطه است. یعنی دست اندر کاران آن مقید به مجموعه شرایط و قواعدی هستند که در قرآن و سنت بیان شده اند، و عبارتند از وجوب رعایت نظم و پیاده کردن احکام و قوانین اسلام. به همین خاطر حکومت اسلامی، حکومت قانون الهی است. اصل اساسی در حکومت اسلامی، مردمی و دینی بودن آن است. یعنی علاوه بر آن که افراد و اعضای حکومت توسط مردم انتخاب می‌شوند، اصول و قوانین حکومتی باید اسلامی، مذهبی و الهی باشد. حکومت به هر معنی که گرفته شود، وظیفه اصلی آن اداره دولت و سازماندهی آن برای هدایت مردم به رستگاری و فراهم نمودن شرایط رشد و پیشرفت جامعه است. حکومت الهی به باب امانات و ولایت یکی از افراد شریک در حقوق عمومی انسانی باز می‌گردد به گونه‌ای که شخص متصدی این امر هیچ مزیت بر دیگران ندارد.

هر حکومتی وظایفی بر عهده دارد، از جمله مهمترین آنها موارد زیر می‌باشد: حمایت و حفظ سیستم‌های درونی دولت، تربیت عمومی مردم، رساندن هر صاحب حقی به حقش، جلوگیری از بروز دشمنی میان افراد امت و رعایت منافع عمومی مردم و دولت. حکومت باید از دخالت بیگانگان در مسائل کشور جلوگیری کرده و در قبال نقشه‌های دشمنان نیروهای دفاعی و تسلیحات لازم برای دفاع را آماده سازد. تلاش‌های پیگیر و خستگی ناپذیر برای دعوت مردم به سوی خدا و هدایت بشر به سوی مطلق حقیقی داشته باشد. چرا که هدف اصلی از ایجاد حکومت اسلامی در واقع رساندن جامعه به سوی آرمان‌های اسلامی و الهی است، که این امر تحت هدایت و نظارت رهبری دینی می‌تواند صورت بگیرد. در واقع حکومت و رهبری رابطه ای متقابل با یکدیگر دارند. برای اجرای اصول و قوانین حکوتی در یک جامعه و کنترل و نظارت بر اجرای آن وجود رهبری شایسته لازم بوده و در واقع معنا و مفهوم پیدا کردن رهبریت واقعی در یک جامعه نیازمند حکومتی مقتدر و مردمی است و این دو مفهوم نمی‌تواند از هم جدا باشد.‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

چگونه خود را از گمراهی نگه داریم؟

چگونه خود را از گمراهی نگه داریم؟

انسان به طور طبیعی گرایش به کمال و امور کمالی دارد و لذا عشق به زیبایی‌ها و بیزاری از کاستی‌ها و زشتی‌ها در وجود انسان نهادینه شده است.
علم آموزی و تأمین رزق و روزی (پرسش و پاسخ؟)

علم آموزی و تأمین رزق و روزی (پرسش و پاسخ؟)

پرسش: بر اساس آموزه‌های وحیانی چگونه علم آموزی موجبات از بین رفتن فقر و تنگدستی را فراهم آورده و مستوجب تضمین رزق و روزی انسان می‌گردد؟ لطفاً به نحو اجمال پاسخ دهید.
بخل و آثار زیانبار آن

بخل و آثار زیانبار آن

برخی از رفتارهای اجتماعی بیانگر بینش و نگرش افراد است.
انسان از خاک تا افلاک

انسان از خاک تا افلاک

انسان موجودی مرکب است ولی آنچه هویت انسانی را معنا می‌بخشد، بخش معنوی و روحانی اوست که جایگاه خلافت الهی را به همین سبب کسب کرده است؛ زیرا خداوند پس از آنکه در کالبد خاکی انسان روح خویش را دمید و همه صفات خویش را در انسان با تعلیم اسمایی به ودیعت گذاشت، آنگاه بود که فرمان سجده را صادر کرد و از همه ما سوی الله خواست تا بر انسان سجده کنند.
بی احترامی به بهانه رفاقت!

بی احترامی به بهانه رفاقت!

با توجه به اینکه انسان موجودی اجتماعی است و برای ارائه حیات خویش نیاز به ارتباطات در جامعه دارد.
Powered by TayaCMS