دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بیماری منفی‌گری

No image
بیماری منفی‌گری

برخی از مردم، از نظر روانشناسی اجتماعی، به بیماری منفی‌نگری به جای مثبت‌نگری دچار هستند. آنان به جای آنکه مثبت‌های هر چیزی را مد نظر قرار دهند و نیمه پر لیوان را بنگرند، به نیمه خالی آن اشاره می‌کنند. این شیوه برخورد با مسائل، ریشه در بیماری بینشی و نگرشی دارد و بیانگر شخصیت سست و ناتوانی است که خرده گیران از آن رنج می‌برند. آنان می‌کوشند تا ضعف‌ها و سستی‌های خویش را با ایرادگیری از عیب‌های دیگران و تفحص و جست و جو در خطاهای آنان، بپوشانند. قرآن انسان‌های ستمگر و متجاوز، فاسق و شخصیت‌های ضد هنجارهای اخلاقی و اجتماعی، گناهکاران و مجرمان، تکذیب کنندگان انسان‌های سالم و درستکار و صادق و منافقان دورو که کارهای خوب را زشت می‌شمارند و به سرکوفت دیگران تمایل و گرایش دارند، از جمله کسانی می‌شمارد که به عیبجویی و خرده‌گیری از دیگران تمایل دارند. در حقیقت قرآن کسانی را که دارای شخصیت‌های ناهنجار، نامتعادل و بی ثبات هستند، از جمله عیبجویان بر می‌شمارد؛ زیرا کافران و منافقان نیز همانند مجرمان، گناهکاران، بزهکاران و فاسقان از بیماری‌های چندی از جمله عدم قدرت تحلیل درست واقعیت‌ها و حقایق و مانند آن رنج می‌برند که آثار آن در رفتار و کردار آنان نیز به اشکال مختلف ظهور می‌کند.

آثار و پیامدهای عیبجویی

عیبجویی دارای آثار و پیامدهای دنیوی و اخروی، فردی و اجتماعی است؛ از جمله آنها می‌توان به محرومیت از هدایت الهی و نیز محرومیت از مغفرت الهی و عدم تأثیر حتی استغفار مکرر پیامبر(ص) نسبت به آنان اشاره کرد. کشاندن آدمی ‌به سوی رفتارهای زشت و بدتر که زمینه ساز ظلم و ستم به دیگری می‌شود، از دیگر پیامدهای عیبجویی است. همچنین موجب می‌شود تا آدمی ‌تنها جنبه‌های منفی را ببیند و از جنبه‌های مثبت باز ماند، از این رو در دام فسق و فجور می‌افتد؛ زیرا همه جامعه را در حالتی از فسق و فجور می‌یابد و اندک اندک میل باطنی وی نیز به سوی فسق و فجور کشیده می‌شود و خود نیز در دام آن می‌افتد. تحریم عیبجویان و پیروی نکردن از سخنان و رفتار آنها، سعی و تلاش در تغییر بینش و نگرش آنان و ترغیب به انجام کارهای خیر و نیک از جمله روش‌هایی است که می‌توان به وسیله آنها به درمان عیبجویی و عیبجویان پرداخت.

زمینه‌های عیبجویی

احساس کمبود شخصیت و عدم تعادل آن که سبب می‌شود فرد نسبت به خود احساس نامطلوبی داشته و احساس حقارت، کمبود، ناتوانی، سستی و مانند آن در وجودش زیاد شود، از جمله زمینه‌های به وجود آمدن عیبجویی است. تفکر نادرست و بینش باطل و نگرش غلط، بخل و زمینه‌های آن در اشخاص و ثروت اندوزی و دنیاگرایی که سخن چینی و تمسخر و استهزای دیگران می‌انجامد نیز از دیگر زمینه‌های عیبجویی است که قرآن به آنها اشاره کرده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

ادات جواب

"جواب" اسم مصدر از ماده "إجابة" و در لغت به معنای پاسخ دادن آمده است. در اصطلاح نحو "جواب" عبارت است از تایید یا نفی کلام سابق با ادات مخصوص و "ادات جواب" حروفی هستند که این معنا را افاده داده اند
No image

نائب فاعل

"نائب فاعل" یک ترکیب اضافی و مشتمل بر دو لفظ "نائب" و "فاعل" است. لفظ "نائب"، اسم فاعل از ماده‌ی "نوب" و در لغت به معنای جانشین و لفظ "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است
No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

احکام منادا

این مجموعه به بررسی احکام و مباحث مرتبط با منادا و بررسی ویژگی‌های چند منادای خاصّ می‌پردازد.
Powered by TayaCMS