دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

معرفت و بندگی

امّا بعد، پوشیده نماند که مردمان آفریده شده‌اند تا خداى  عز و جل را بشناسند و بندگى او را به جاى آورند، و به مقصود از آفرین خود پی ببرند، و از عاقبت کار خویش آگاه گردند تا به سعادت عظمى مستسعد و به نعیم ابدى عقبى فائز شوند.
معرفت و بندگی
معرفت و بندگی

امّا بعد، پوشیده نماند که مردمان آفریده شده‌اند تا خداى  عز و جل را بشناسند و بندگى او را به جاى آورند، و به مقصود از آفرین خود پی ببرند، و از عاقبت کار خویش آگاه گردند تا به سعادت عظمى مستسعد[1] و به نعیم ابدى عقبى فائز شوند. و کتب و رسل نیز به جهت این مطالب نازل و وارد است؛ چنان که عقول صحیحه و نُقول[2] صریحه، بر آن شاهد است. اعتقاد به اصول و هر که اصول این دانش‌ها را به اعتقاد جازم در عمق دل خود بکارد و با عمل صالح در دنیا پرورش دهد در آخرت از براى او درختى شود که در سایه آن استراحت کند، و هر میوه که دلش آرزو کند از آن بچیند، و هرگز ثمره آن تمام  نگردد. «طُوبى لَهُ وَ حُسْنُ مَآب».

قرآن، مبیّن اصول

و آن اصول در قرآن مجید به دلائل واضحه روشن شده، برروشی که هم خواص از آن بهره می‌برند و هم عوام. لیکن اکثر مردمان از آن اعراض نموده، طرق دیگر براى تحصیل آن پیموده‌اند، و خود را از مطلب دور افکنده، و به راه‌هاى مختلف رفته‌اند.
کأنّ طریق دلالت را از قرآن نیافته‌اند، یا دلائل خود را اقوى از حجج حق گمان کرده‌اند. «تَعَالَى اللّه‌ُ عَنْ ذَلِکَ».

آیات معرفت

یک دم حدیث امکان و وجوب را بگذار و دل با ما دار؛ و لحظه‌اى حرف دور و تسلسل را رها کن و گوش با ما کن؛ که دورت سرگردان مى‌سازد و تسلسلت در بیابان بى‌پایان مى‌اندازد؛

عجایب زمین و آسمان

زمانى نگاه کن و ببین در غرایب آسمان و عجایب زمین از بروج[3] و نجوم[4] و شُهُب[5] و غُیوم[6] و ریاح[7] و اَمطار[8] و نیران[9] و انوار[10] و جبال[11] و نباتات[12] و معادن و حیوانات.

«أَفَلَمْ یَـنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْناها وَ زَیَّنّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَیْنا فیها رَواسِیَ وَ أَنْبَتْنا فیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهیجٍ تَبْصِرَةً وَ ذِکْرى لِکُلِّ عَبْدٍ مُنیبٍ وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَکاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصیدِ وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضیدٌ رِزْقاً لِلْعِبادِ وَ أَحْیَیْنا بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً ».

ساعتى تأمل کن در سرگردانى افلاک و حیرانى آب و خاک، و آمد شد شب و روز، و طلوع و غروب خورشید جهان افروز؛ «إِنَّ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لاَیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ »[13].

و لحظه‌اى متفکر شو در گردش ستاره و سرگشتگى ثوابت و سیّاره؛ «وَالشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ »[14].

سیرى در زمین و هوا

و لمحه‌اى[15] بنگر در بحر و برّ و جریان سفینه[16] بر روى آب زَخّار[17] با اَحمال[18] و أوزار[19]؛«وَ الْفُلْکَ تَجْری فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ »[20]. و در سیر کِشتىِ بیابان[21] و چگونگى خلقت آن؛ «أَ فَلا یَـنْظُرُونَ إِلَىالاْءِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ »[22].

دمى مرغان را نظر کن که در میان هوا چگونه باز داشته و هر یک را به لَونى[23] و صوتى و صورتى نگاشته؛ «أَ لَمْ یَرَوْا إِلَى الطَّیْرِ مُسَخَّراتٍ فی جَوِّ السَّماءِ ما یُمْسِکُهُنَّ إِلاَّ اللّهُ إِنَّ فی ذلِکَ لاَیاتٍ لِقَوْمٍ یُؤمِنُونَ »[24].

و زمانى رنگ‌هاى طاووس را به نظر آر و دمى بر نغمه‌هاى هَزار[25] گوش‌دار؛ «وَ الطَّیْرُ صَافّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبیحَهُ »[26].

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

حمایت از مالکیت معنوی در نظام کیفری ایران /بخش سوم و پایانی

حمایت از مالکیت معنوی در نظام کیفری ایران /بخش سوم و پایانی

اشاره: «حمایت از مالکیت معنوی در نظام کیفری ایران » عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم وآخر این مقاله را می‌خوانیم.
راهکارهای پیشگیری از وقوع جرم

راهکارهای پیشگیری از وقوع جرم

آن گونه که واضح است امنیت اقتصادی و اجتماعی از مباحث عمده در زندگی امروزین می‌باشد.
نحوه اقامه دعوی کیفری

نحوه اقامه دعوی کیفری

پس از وقوع جرم و مشخص شدن دادگاه یا دادسرای صلاحیت دار برای رسیدگی باید تعقیب جرم، متهم یا متهمان نیز آغاز شود ولی شروع تعقیب و تحقیقات مستلزم تحقق شرایطی است.
No image

حمله خیال به مرزهای واقعیت

قدرت تخیل مثل همه نعمت‌های خداوند اعجاب آور است.
امنیت مهمترین شرط بقای یک جامعه سالم

امنیت مهمترین شرط بقای یک جامعه سالم

تغییرات و تحولات اجتماعی در هر عصر و زمانی (صرف نظر از جغرافیای وقوع) علی رغم خصوصیاتی متفاوت و گاهی حتی متضاد، با برخورداری از یک خصیصه مشترک شرایطی ویژه و فوق العاده در جامعه ایجاد می‌کنند که در نگاه متفکرین علوم انسانی در ردیف بحران‌های اجتماعی قرار می‌گیرند.
Powered by TayaCMS