دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

أسماء سِتّه

"أسماء سِتّه" در اصطلاح علم نحو،به شش اسم اطلاق می‌شود که عبارت‌اند از: "أَب (پدر)، أخ (برادر)، حَم (نزدیکان همسر)، فَم (دهان)، ذو (صاحب و مالک) و هَن (هرچیزی که ذکر آن قبیح باشد و هم چنین مطلق هرچیز)" که غالبا اعرابشان به حروف است
No image
أسماء سِتّه

نویسنده : حسين آشوري

كلمات كليدي : "أَب"، "أخ"، "حَم"، "فَم"، "ذو"، "هَن"، اعراب به حروف، اعراب به حركت

عنوان مورد بحث، ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "أسماء" و"ستّه" می‌باشد.لفظ "أسماء" جمع مکسر بروزن "أََفعَال" بوده که مفرد آن لفظ "اسم" می‌باشد. لفظ "سِتّه" عدد اصلی است که در اینجا صفت واقع شده و بر شش‌گانه بودن موصوف خود (أسماء) دلالت دارد؛ از این رو "أسماء ستّه" در لغت به معنای اسم‌های شش‌گانه می‌باشد.

"أسماء سِتّه" در اصطلاح علم نحو،به شش اسم اطلاق می‌شود که عبارت‌اند از: "أَب (پدر)، أخ (برادر)، حَم (نزدیکان همسر)، فَم (دهان)، ذو (صاحب و مالک) و هَن (هرچیزی که ذکر آن قبیح باشد و هم چنین مطلق هرچیز)" که غالبا اعرابشان به حروف است.[1] مانند: «اِشتَهَرَ أبُوکَ بِالفَضلِ»؛ در این مثال لفظ "أب" از أسماء ستّه، فاعل و مرفوع بوده که علامت رفع آن به حرف "واو" است.

وجه نامگذاری

از آنجا که در زبان عربی، این شش اسم، دارای خصوصیتی در اعراب هستند به آنها به اعتبار تعدادشان، اسم‌های شش‌گانه اطلاق شده است. به همین جهت غالب عالمان نحواین تعبیر (أسماء سِتّه) را اسم عَلَم برای این شش اسم دانسته‌اند.[2]

جایگاه "أسماء سِتّه"

در میان عالمان نحو در تبیین مباحث "أسماء سِتّه"، دو رویکرد مشاهده می‌شود؛ بعضی[3] "أسماء ستّه" را در علم "نحو"، باب "اسم"، مبحث "إعراب" بررسی کرده‌ و این اسماء را از نظر ترتیب مباحث "اعراب"، بعد از مبحث "إعراب به حرکت" که اصل در إعراب بوده، در ذیل مبحث "إعراب به حروف" آورده‌اند. در مقابل بعضی[4] مبحث إعراب را در علم "صرف"ذکر کرده و به تبع آن، در علم صرف به "أسماء سِتّه" پرداخته‌اند.

إعراب "أسماء سته"

در "أسماء سته" هر دو نوع إعراب ("اعراب به حرکت" و "اعراب به حروف") به کار می‌رود. اعراب به حروف در این اسماء به اعتبار نوع حالت اعرابی به سه گونه است:

1. به حرف"واو" در حالت رفعی؛ مانند:«جَاءَنِی ذُو أَدَبٍ»؛ در این مثال لفظ "ذو" از أسماء ستّه، فاعل و مرفوع بوده که علامت رفع آن به حرف "واو" است.

2. به حرف"الف" در حالت نصبی؛ مانند: «أکرَمتُ أَخَاکَ»؛ در این مثال لفظ "أخ" از أسماء ستّه، مفعول‌به و منصوب بوده که علامت نصب آن به حرف "الف" است.

3. به حرف"یاء" در حالت جرّی؛ مانند: «سَلََّمتُ عَلَی ذی فَضلٍ»؛ در این مثال لفظ "ذی" از أسماء ستّه و مجرور به حرف جرِّ "علی" بوده که علامت جرِّ آن به حرف"یاء" است.

اعراب به حروف در این أسماء تابع شرایطی است که در صورت نبود آن شرایط، اعراب این أسماء، به حروف نبوده بلکه اعراب آنها به حرکت می‌باشد.[5]

شرایط "أسماء سِتّه" در إعراب به حروف

عالمان نحو، چهار شرط عمومی در اعراب به حروف برای این أسماء ذکر کرده‌اند که همه این اسماء در آن چهار شرط مشترک‌اند و با وجود همه این شروط، اعرابشان به حروف می‌باشد و در صورت فقدان هر یک از این شروط، إعراب این أسماء به حروف نبوده بلکه به حرکت خواهد بود. در کنار شرایط عمومی، شرائط اختصاصی نیز ذکر شده است که به دو لفظ "ذو" و "فَم" اختصاص دارد:

الف. شرایط عمومی

شرایط عمومی اعراب به حروف در "اسماء ستّه" عبارت‌اند از:

1. این أسماء، مضاف باشند و چنانچه، مضاف نباشند إعراب آنها به حرکت خواهد بود؛[6] مانند: «للنٌاسِ کُلِّهِم أبٌٌ و أُُمٌّ هُما آدمُ و حوََّی»؛ در این مثال لفظ "أب" از اسماء ستّه بوده که مبتدا و مرفوع است و از آنجا که مضاف واقع نشده، اعراب آن به حرکت "ضمّه" بر حرف"باء" می‌باشد.

2. مضاف به غیر ضمیر "یاء" متکلم باشند و چنانچه این أسماء به "یاء" متکلم اضافه شوند إعراب آنها تقدیری خواهد بود.[7] مانند: «هذَا أخِی»؛ در این مثال لفظ "أخ" از اسماء سته، مضاف به ضمیر "یاء" متکلم و خبر می‌باشد که علامت رفع (حرکت ضمّه) آن به جهت مناسبت با "یاء"،[8] در تقدیر است.

3. مفرد باشند،[9] پس چنانچه این اسماء، مثنی یا جمع باشند اعراب مثنی[10] و جمع[11] را خواهند داشت[12] که در ادامه به این موارد اشاره خواهد شد:

الف. مثنی؛ مانند: «هذَانِ أَبَوَا زَیدٍ»؛ در این مثال لفظ "أب" از اسماء ستّه، خبر و مرفوع بوده که به جهت مثنی بودن علامت رفع آن به حرف "الف" می‌باشد.

ب. جمع مکسر؛ مانند: «هؤُلَاءِ آبَاءُ الزَیدِینَ»؛ در این مثال لفظ "أب" از اسماء ستّه، خبر و مرفوع بوده که به صورت جمع مکسّر (آباء) به کار رفته است؛ از این رو اعراب آن به حرکت (ضمّه ظاهری) است.

ج. جمع مذکر سالم؛ از میان این اسماء تنها دو لفظ "أب" و "ذو" به صورت جمع مذکر سالم آمده‌اند. این دو لفظ به ندرت به صورت جمع مذکر سالم به کار رفته‌اند که در این صورت إعراب جمع مذکر سالم را می‌گیرند.[13] مانند: «إنََّمَا یَصطَنِعُ المَعرُوفَ فِی النَّاسِ ذَوُوه»؛ "ذو" از اسماء سته بوده که در این مثال به صورت جمع مذکر سالم (ذوو) به کار رفته است؛ از این رو اعراب آن همچون سایر موارد جمع مذکر سالم به حرف "واو" می‌باشد.

4. مکبَّر (غیر مصغَّر) باشند؛ پس چنانچه این اسماء تصغیر شوند إعرابشان به حروف نخواهد بود.[14] مانند: «جَاءَ اُبَیُّکَ»؛ "أب" از اسماء سته بوده که در این مثال به صورت اسم مصغّر (ُأبَیّ) به کار رفته است؛ از این رو اعراب آن به حرکت (ضمّه ظاهری) می‌باشد.

ب. شرایط اختصاصی

دو لفظ "ذو" و "فَم" علاوه بر شرایط عمومی، هر کدام می‌بایست شرط دیگری نیز دارا باشند تا إعرابشان به حروف باشد. در ادامه به شرایط اختصاصی هر یک اشاره می‌شود:

1. شرط اختصاصی "ذو"

لفظ "ذو" علاوه بر شرایط عمومی یاد شده می‌بایست مضاف الیه آن، سه شرط ذیل را دارا باشد:

الف.مضاف‌الیه، اسم جنس باشد؛[15] از این رو کاربرد "ذو" در دو مثال «أنتَ ذُو مُحَمََّدٍ» و «أنتَ ذُو تَقُومُ »؛ صحیح نیست؛ زیرا مضاف‌الیه، در این دو مثال اسم عَلَم (محمّد) و جمله (تَقُومُ) می‌باشد.

ب.مضاف‌الیه، اسم ظاهر باشد؛[16] از این رو کاربرد "ذو" در مثال «الفَضلُ أنتَ ذُوهُ»؛صحیح نیست؛ زیرا مضاف‌الیه، ضمیر (هاء) می‌باشد.

ج.مضاف‌الیه، صفت نباشد؛[17] از این رو کاربرد "ذو" در مثال «أنتَ ذُو فَاضِلٍ»؛ صحیح نیست؛ زیرا مضاف الیه، صفت (فاضل) می‌باشد.

2. شرط اختصاصی "فَم"

لفظ "فم" در صورتی اعراب به حروف خواهد داشت که علاوه بر شرایط عمومی، حرف "میم" از آخر آن حذف شود و تنها به حرف "فاء" آن اکتفا شود. از این رو اگر حرف میم از آخر آن حذف نشود إعراب آن به حرکات ظاهری است؛[18] مانند: «فَمُک یَنطِقُ بِالحِکمةِ»؛ در این مثال "فم" از اسماء سته بوده که با حرف "میم" به کار رفته است؛ از این رو اعراب آن به حرکت ظاهری (ضمه) می‌باشد.

نکاتی پیرامون "اسماء ستّه"

1. بعضی از عالمان نحو[19] تعداد این أسماء را پنج عدد دانسته‌اند و از لفظ "أسماء خَمسَة" (اسماء پنج گانه) استفاده کرده‌اند و این بدان دلیل است که این گروه حکم اعراب به حروف را در لفظ "هن" جاری ندانسته و اعراب آن را به حرکت می‌دانند.[20]

2. اعراب به حروف در این اسماء، اعراب ظاهری و علامت اعراب، همان حروف هستند اما بنا بر نظر بعضی دیگر[21] إعراب این أسماء به حرکت بوده و حرکات اعرابی بر این حروف (الف، واو، یاء) مقدّراند.[22]

3. بعضی در بیان شرایط عمومی اعراب به حروف در اسماء ستّه، شرط دیگری را بیان کرده‌اند و آن اینکه، این أسماء، اسم منسوب نباشند و چنانچه "یاء" نسبت بگیرند إعرابشان به حرکت خواهد بود.[23] مانند: «تَعَامُلُه مَعََ إِخوَتِه تَعَامُلٌ أبَوِِیٌّ»؛ "أب" از اسماء سته بوده که در این مثال به صورت اسم منسوب (أبویّ) به کار رفته است؛ از این رو اعراب آن به حرکت (ضمّه ظاهری) می‌باشد.

"أسماء ستّة" در قرآن و حدیث

1. آیه «و إنَّ ربَّک لَذو مَغفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلَی ظُلمِهِم»[24] ؛(پروردگار تو نسبت به مردم با اینکه ظلم می‌کنند دارای آمرزش است)؛ در این آیه شریفه لفظ "ذو" از "أسماء سِتّة"، خبر "إنّ" و مرفوع بوده که علامت رفع آن به حرف "واو" می‌باشد.

2. حدیث «اِحمَل نَفسَکَ مِن أخِیکَ عِندَ صَرمِه عَلَی الصِّلَةِ»[25]؛ (امیر المؤمنین فرمودند: چون برادرت از تو جدا گردد، تو پیوند دوستی را برقرار کن)؛ در این حدیث شریف لفظ "أخ" از أسماء سِتّه و مجرور به حرف جرّ "مِن" بوده که علامت جرّ آن، حرف "یاء" می‌باشد.

مقاله

جایگاه در درختواره نحو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

هر چه کنی، به خود کنی

هر چه کنی، به خود کنی

انسان موجودی شگفت انگیز است؛ زیرا همیشه در حال تحول و شدن است و تا زمانی که در دنیا است و حتی پس از آن در عالم برزخ می‌تواند از این تغییرات مثبت و منفی سود برد؛ زیرا شاکله هر کسی را اعمال و افکار او می‌سازد؛ چنانکه اعمال و افکار او را شخصیت او می‌سازد.
ویژگی های مسلمانی از نظر قرآن

ویژگی های مسلمانی از نظر قرآن

اسلام نام یکی از آیین‌های توحیدی است که در منطقه خاورمیانه ظهور کرده است.
نکاتی که باید درباره جرایم رایانه ای بدانیم!

نکاتی که باید درباره جرایم رایانه ای بدانیم!

تقریباً همگی ما بخشی از تعاملات روزمره خود را در فضای مجازی سپری می‌کنیم و امروزه میزان اعتماد ما به فضای مجازی به حدی افزایش یافته است که تقریباً بدون نگرانی از بسیاری از سایت‌های اینترنتی خرید می‏کنیم
نکاتی که باید درباره استرداد جهیزیه پس از طلاق بدانید!

نکاتی که باید درباره استرداد جهیزیه پس از طلاق بدانید!

موضوع جهیزیه در خانواده‌های ایرانی، موضوع عجیبی است! از یک ‌سو در قانون هیچ اشاره‌ای به آن نشده است و حتی طبق قانون ایران، مرد به ‌عنوان رئیس خانواده وظیفه تهیه منزل و وسایل زندگی در حد و شأن همسر را به عهده دارد ولی از سمت دیگر بر اساس عرف فرهنگی و اجتماعی در کشور ما، خانواده زوجه عمدتاً بخشی (یا حتی تمام) وسایل ضروری (و بعضاً غیرضروری) برای زندگی مشترک دخترشان را فراهم می‌کنند.
نکاتی که باید در مورد «شروط ضمن عقد قابل ذکر در عقدنامه» بدانید!

نکاتی که باید در مورد «شروط ضمن عقد قابل ذکر در عقدنامه» بدانید!

ما در این مطلب قصد داریم به شما کمک کنیم: اولاً با شروط ضمن عقدی که تقریباً در تمامی عقدنامه‌ها وجود دارد آشنا شوید؛ ثانیاً بدانید چه شروط دیگری را می‌توانید به عقدنامه‌ها اضافه کنید تا کاستی‌های قانون را در زندگی خانوادگی‌تان، خودتان مرتفع کنید

پر بازدیدترین ها

آشنایی با نحوه رسیدگی به برخی از تخلفات مرتبط با کارمندان دولت

آشنایی با نحوه رسیدگی به برخی از تخلفات مرتبط با کارمندان دولت

در این نوشتار با توجه به اینکه آثار و نحوه اجرای احکام صادره توسط هیأت‌های رسیدگی به تخلفات اداری و مقررات حاکم بر آن‌ها بعضاً روشن‌ و شفاف نیست، در این نوشتار به بررسی برخی از مفاهیم حوزه مذکور بر اساس قوانین جاری، پرداخته می‌شود.
برای تصادفات رانندگی منجر به مرگ چه قوانینی وجود دارد؟

برای تصادفات رانندگی منجر به مرگ چه قوانینی وجود دارد؟

یکی از مرسوم‌ترین دلایل قتل افراد، ناشی از بی‌احتیاطی و حوادث مرتبط با رانندگی است. در این مطلب در خصوص ابعاد حقوقی قتل و کشتار ناشی از حوادث رانندگی صحبت خواهیم کرد.
شرایط دفاع مشروع

شرایط دفاع مشروع

اگر در برابر حمله کسی از خود دفاع کنیم و موجب آسیب به آن شخص شود، آیا مورد محاکمه قرار می‌گیریم؟
آداب و شیوه های سخن گفتن از نگاه قرآن

آداب و شیوه های سخن گفتن از نگاه قرآن

سخن گفتن آداب و شیوه‌هایی دارد که می‌تواند تأثیر کلام را دوچندان کند و شخص را به اهداف و مقاصد خویش برساند؛ زیرا سخن گفتن دارای اهداف و مقاصد چندی است که یکی از مهم‌ترین آنها پس از تفهیم دیگران و ابراز مافی الضمیر، تأثیرگذاری بر مخاطب و شنونده و برانگیختن همراهی و همدلی وی می‌باشد.
تاریخ تمدن اسلامی بخش هشتم

تاریخ تمدن اسلامی بخش هشتم

سارتن نیمه اول قرن سیزدهم را به نام «ابن بیطار»، گیاه‌شناس و داروگر مسلمان اسپانیایی نامیده و وی را اینگونه معرفی می‌نماید:
Powered by TayaCMS