دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قوه قضائیه مطلوب و قانون اساسی/ بخش سوم وپایانی

اشاره: «قوه قضائیه مطلوب و قانون اساسی » عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و آخر این مقاله را می‌خوانیم.
قوه قضائیه مطلوب و قانون اساسی/ بخش سوم وپایانی
قوه قضائیه مطلوب و قانون اساسی/ بخش سوم وپایانی
نویسنده: محمدصالح نقره‌کار

اشاره: «قوه قضائیه مطلوب و قانون اساسی » عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و آخر این مقاله را می‌خوانیم.

‌موضوع 9- نظارت بر قوه قضائیه

گرچه در مقام عمل به نظر می‌رسد نظارت جدی بر دستگاه قضایی نیست و عمدتاً با ملاحظه ضرورت استقلال این قوه، موضوع نظارت بر آن کمرنگ است، اما قانون اساسی نظارت از مجاری ذیل الذکر را یادآور شده است:

مقام معظم رهبری ( براساس اصل 57- 107 [ مسئولیت‌های ناشی از ولایت امر ] و قسمت ب بند 6 اصل 110 و اصل 157

مجلس شورای اسلامی ( اطلاق اصل 76 [ حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور] و نیز اصل 90

[ شکایت از 3 قوه]

رئیس‌جمهوری به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی ضمن لحاظ استقلال قوا از ابزار و صلاحیت‌هایی برای نظارت و تذکر و... ، خود قوه قضائیه نیز می‌تواند، نوعی نظارت خود داشته باشد - نظارت سازمان بازرســی کل - دیوان عدالــت، دیوان عالی و دادستانی کل از این قبیل است.

لازم به ذکر است که سلامت دستگاه قضایی مثل هر نهادی که قدرتی متمرکز درون خود دارد، در نظارت پذیری و پاسخگویی است و نباید با توجیه ضرورت استقلال قوه قضائیه، از زیر بار نظارت بر این قوه شانه خالی کرد.‌

‌ موضوع 10 - بودجه مستقل قوه قضائیه باید تدبیری اندیشیده شود که مسأله بودجه قوه قضائیه اهرم فشاری برای تحت شعاع قرار دادن استقلال این قوه و وجه المصالحه زد و بندهای مالی و اعتباری نشود.

موضوع 11- نظارت مؤثر شورای نگهبان بر آرای هیأت عمومی دیوان عالی کشور- دیوان عالی کشور پارلمان دستگاه قضایی است و به نوعی مبادرت به وضع 13 قانون می‌کند، لذا شورای نگهبان می‌تواند مثل مصوبات مجلس بر آن نظارت مؤثر ایفا کند و نسبت به آراء اصراری حقوقی و کیفری و وحدت رویه این مرجع قضایی که آراء آن در حکم قانون است، اعمال نظر کند.‌

‌ موضوع 12- سلسله مراتب سازمانی بین ضابطان و مقامات قضایی- با منتفی شدن موضوع احیای پلیس قضایی و نیز فقدان وجود سلسله مراتب سازمانی بین ضابطان ( نیروی انتظامی) و مقام قضایی، خلاء جدی در ارتباط فیمابین این دو مرجع قانونی که اعمال و تصمیمات آنها در طول یکدیگر بوده و قاعدتاً آمر و مأموری را به ذهن متبادر می‌کند، بوجود آمده است.‌

در این راستا دخالت مؤثر مقام قضایی و بروز و ظهور تصمیمات دستگاه قضایی بر ضابطان ضرورت دارد. به عنوان پیشنهاد مشخص انتصاب فرماندهان انتظامی با اخذ نظر از مقام قضایی (دادستان کل ) یا ( رئیس دیوان عالی) یا... گزینه قابل توجهات و متعاقباً نظارت مستمر و توأم با ضمانت اجرای عزل و موأخذه قضایی ضرورت دارد.

پلیس خدمات قضایی تحت امر مقام قضایی و زیر مجموعه ناجا هم از جمله مواردی بود که پس از منتفی شدن موضوع پلیس قضایی مطرح شده است.

موضـوع 13- نظـارت

عام الشمول دیوان عدالت اداری حتی بر تصمیمات رئیس قوه قضائیه- با فرض استقلال و بی طرفی مقامات قضایی به نظر می‌رسد دیوان عدالت اداری صلاحیت کارکرد نسبت به رسیدگی شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به دستگاه قضایی و حتی تصمیمات و بخشنامه‌های شخص رئیس قوه قضائیه اعمال وظیفه کند. اگر چه شخص رئیس دیوان عدالت منصوب رئیس قوه قضائیه است اما صلاحیت قانونی و رأس تشکیلات دیوان عدالت، منعی برای نظارت بر بخشنامه‌ها و تصمیمات مافوق را ندارد.‌

موضــوع14- اولویت سیاستهای کل نظام در بخش قضایی بر برنامه‌های 5 ساله توسعه قوه قضائیه - سیاستهای کل نظام سندی فرا دستی و مورد تأئید رهبری و با اتکا به مشورت عقل جمعی فرا دستگاهی در مجمع تشخیص مصلحت و به نوعی « راهبرد » است حال آن که سیاستهای 5 ساله قضایی برنامه درون ایستگاهی و « راهکار» قوه برای اداره تشکیلات تابعه خود است. لذا سیاست‌های کلی نظام در عرصه قضا مقدم بر سیاست‌های 5 ساله توسعه قضایی و در مقام تعارض ارجح است.

موضوع 15 - سپردن شأن قضایی سازمات تعزیرات حکومتی به سیستم غیر قضایی - این تدبیر خلاف اصل است و با روح قانون اساسی منافات و با اصول 61 و 159 مغایرت دارد، لذا شأن قضایی را باید به دستگاه قضایی سپرد، چرا که اعمال قوه قضائیه از طریق دادگاه‌های دادگستری و مرجع رسمی تظلمات و شکایات، دادگستری است.

موضوع 16- شورای حل اختلاف، ارجاع امر به داوری یا مداخله در امر قضا- جوهر مفاد و اصول قانون اساسی و روح حاکم بر قانون دلالت بر اختصاص امور قضایی به قوه قضائیه دارد و هیچ نهاد و مرجع موازی نمی‌تواند این اصول مسلم و موجه را خدشه دار کند، لذا اگر شورای حل اختلاف را شأنی قضایی بدانیم، خلاف قانون اساسی و اگر نهاد داوری بدانیم، مغایرتی ندارد.

ایرادات پیرامون قوه قضائیه در قانون اساسی

موضوع 1- موضوع اصل 1:951- تصریح وجود نظام دادسرایی در معیت محاکم در امور کیفری در یکی از اصول قانون اساسی ( همچون اصل 159) موجبات تثبیت این نهاد ضروری موجه دادرسی منصفانه و عدالت کیفری و رکن بی‌بدیل نظام دادگستری کشور خواهد شد.

موضوع 2- اصل 157 و 162- بحث انتصاب رئیس قوه، رئیس دیوان عالی و دادستان کل و شرایط علمی - حقوقی و پایه قضایی آنها و ابتنای به رأی و نظر فحول قضات کشور ( اعضای هیأت عمومی دیوان عالی کشور) یکی از موضوعات قابل نقد و نظر و بحث و بررسی است.

به طور مشخص داشتن تحصیلات حقوقی و اشراف عملی به مسائل قضایی کشور و نیز داشتن پایه قضایی ( مثلاً 8 سال به بالا) علاوه بر شروط و مختصات مصرح در اصول 157 و 162 ضروری است.

پشتوانه تأئید قضات مبرز کشور و زن مسئولان و سکانداران قضایی و نیز مقبولیت ایشان در بین حقوقدانان را افزایش می‌دهد و موجبات استحکام هرچه فزونتر دستگاه قضا می‌شود.

شاید عبارت « آگاه به امور قضایی » مراد قانونگذار ملاحظه دانش حقوقی و اشراف عمل به موضوعات قضایی بوده است.

موضوع 3- اصل167 - بر این اساس، استناد احکام به منابع معتبر اسلامی و فتاوی معتبر موجبات اصدار آرای متناقض را فراهم می‌آورد. مراد قانونگذار این است که باب صدور احکام متناقض و متضاد و مآلا تضییع حقوق افراد و خدشه بر عدالت حقوقی مسدود شود.

لذا ذکر این عبارت و اگر بنا به استناد به منابع معتبر اسلامی و فتاوی معتبر حکم قضیه را صادر می‌کند، خالی از ایراد نیست و به نظر ارجاع به نظر هیأت عمومی دیوان عالی یا استعلام از مرجع بالاتر مناسب‌تر است.

موضوع4- اصل 172 - حذف واژگان ژاندارمری و شهربانی و ذکر عبارت نیروی انتظامی

موضوع 5- اصل 159- تشکیل دادگاه ویژه روحانیت و نقض اصل 159 با توجه به ماده 528 ق.آ.د.م 1379 و قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1373، با وجود چنین دادگاه صنفی مغایر قانون اساسی است.

موضوع 6- اصل157 - رئیس قوه قضائیه از حیطه اقتدار فردی و سپردن سکانداری دستگاه قضا به شورایی با ترکیب مشابه شورای عالی قضایی سابق با فرض تمکین به استلزامات کار شورایی ، فرهنگ اقدام مشارکتی و شورایی گزینه قابل تأملی است که پیامدهای منفی ریاست فردی دستگاه قضا را تقلیل می‌دهد.

خلاء‌ها پیرامون قوه قضائیه در قانون اساسی

موضوع 1: تهیه طرح یا لایحه جرم سیاسی با لحاظ اهمیت آن و پیامدهای منفی که فقدان قانون در این رابطه داشته است و تصویب قانون جامع و ترقی در این خصوص ضروری است.

موضوع 2: تابعیت ایرانی جزو شرایط احراز سمت رئیس قوه قضائیه قید شود و ضمن قید دانش حقوقی معیار مشخصی برای آن تعیین نشود.

موضوع 3: ساز و کار حمایت از اتباع ایرانی مقیم خارج از کشور از طرق دستگاه قضا روشن نشود و تشکیلات خاصی برای آن در نظر گرفته شود؛ عیار حقوق بشری بودن نظامات حاکمیتی بر صیانت از حقوق شهروندی اتباع خود در داخل و خارج است و کشور ما با وجود بیش از 5 میلیون مهاجر در خارج از کشور نیازمند سامانه‌ای قوی برای صیانت از حقوق اتباع خود است.

مقاله

نویسنده محمدصالح نقره‌کار

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

قوه قضائیه مطلوب و قانون اساسی/ بخش اول

قوه قضائیه مطلوب و قانون اساسی/ بخش اول

مقدمه: فصل 11 قانون اساسی از اصل 156 تا 174 (19 اصل) اختصاص به قوه قضائیه دارد.

جدیدترین ها در این موضوع

سوآپ Swap

سوآپ Swap

سوآپ در لغت به‌معنای معامله پایاپاى (ارز)، معاوضه، عوض کردن، مبادله کردن، بیرون کردن، جانشین کردن و اخراج کردن آمده و در اصطلاح، توافقی بین دو شرکت برای معاوضه جریان نقدی در آینده (با دو نوع پرداخت متفاوت از بدهی یا دارایی) است. قرارداد فوق تاریخ پرداخت و چگونگی محاسبه جریانات نقدی را که باید پرداخت شود مشخص می‌کند. معمولا محاسبه جریانات نقدی شامل ارزش‌های آتی یک یا چند متغیر بازار است. اولین قراردادهای سوآپ در اوایل دهه 1980 منعقد شدند. از آن زمان تاکنون بازار سوآپ رشد چشم‌گیری داشته است. در حال حاضر اکثر قراردادهای مشتقّات خارج از بورس به‌صورت سوآپ انجام می‌شود.
ابزار مشتقه Derivative Tool

ابزار مشتقه Derivative Tool

در برخی از قرارداها دارنده قرارداد، مجبور است یا این حق را دارد که یک دارایی مالی را در زمانی در آینده بخرد یا بفروشد. به‌جهت اینکه قیمت این‌گونه قرارداها از قیمت آن دارایی مالی مشتق می‌شود. از این‌رو این قرارداها را اوراق مشتقه می‌نامند.
بیمه Insurance

بیمه Insurance

یمه در زبان فرانسه Assurance، در انگلیسی Insurance و در زبان هندی و اردو "بیما" نامیده می‌شود. بنا به‌اعتقاد برخی، واژه بیمه از کلمه هندی بیما گرفته شده و به‌اعتقاد برخی دیگر، ریشه در زبان فارسی دارد و اصل آن همان "بیم" است؛ زیرا عامل اساسی انعقاد عقد بیمه، ترس و گریز از خطر است و به‌سبب همین ترس و به‌منظور حصول تامین، عقد بیمه وقوع می‌یابد
ریسک Risk

ریسک Risk

ریسک، نوعی عدم اطمینان به آینده است که قابلیت محاسبه را داشته باشد. اگر نتوان میزان عدم اطمینان به آینده را محاسبه کرد، ریسک نیست؛ بلکه فقط عدم اطمینان است؛ به‌همین جهت به‌دلیل محاسبه مقداری عدم اطمینان در قالب ریسک می‌توان آن‌را مدیریت و کنترل کرد. ریسک در زبان چینیان نیز با دو علامت تعریف می‌شود که اولی به‌معنی خطر و دومی به مفهوم فرصت است
مهندسی مالی Financial Engineering

مهندسی مالی Financial Engineering

مهندسی مالی شامل طراحی، توسعه، استقرار ابزارها و فرایند مالی و همچنین طراحی مجدد راه‌حل‌های خلاقانه برای مسائل موجود در مالی است. به‌عبارت دیگر مهندسی مالی عبارت از به‌کارگیری ابزارهای مالی برای‌ ساختاربندی مجدد پرتفوی (سبد سهام) مالی و تبدیل‌ آن به پرتفویی با خصوصیات مطلوب‌تر است. عجین شدن زندگی انسان با مسائل و پیچیدگی بازار و نهادهای پولی و مالی، نیاز جدی و مبرمی به دانشی خاص برای رفع‌ این نیازها به‌وجود آورده است.
Powered by TayaCMS