دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غلو در دین

آنها که گفتند: «خداوند همان مسیح فرزند مریم است»، به یقین کافر شدند، (با اینکه خود) مسیح گفت: «ای بنی اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید؛ زیرا هرکس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است؛ و جایگاه او دوزخ است؛ و ستمکاران، یار و یاوری ندارند.»
غلو در دین
غلو در دین

لقد کفرالذین قالوا ان الله هو المسیح ابن مریم(ص) و قال المسیح یابنی اسراءیل اعبدوا الله ربی و ربکم انه من یشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنه و مأویه النار و ما للظلمین من انصار- لقد کفرالذین قالوا ان الله ثالث ثلثه و مامن اله الا اله وحد و ان لم ینتهوا عما یقولون لیمسن الذین کفروا منهم عذاب ألیم- افلا یتوبون الی الله و یستغفرونه والله غفور رحیم- ما المسیح ابن مریم الا رسول قد خلت من قبله الرسول و امه صدیقه کانا یأکلان الطعام انظر کیف نبین لهم الأیت ثم انظر أنی یؤفکون- قل اتعبدون من دون الله ما لا یملک لکم ضرّا و لا نفعا والله هوالسمیع العلیم- قل یأهل الکتب لا تغلوا فی دینکم غیرالحق و لا تتبعوا أهواء قوم قد ضلوا من قبل و أضلوا کثیرا و ضلوا عن سواء السبیل- لعن الذین کفروا من بنی اسرءیل علی لسان داود و عیسی ابن مریم ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون- کانوا لا یتناهون عن منکر فعلوه لبئس ما کانو یفعلون- تری کثیرا منهم یتولّون الذین کفروا لبئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط الله علیهم و فی العذاب هم خا لدون.

آنها که گفتند: «خداوند همان مسیح فرزند مریم است»، به یقین کافر شدند، (با اینکه خود) مسیح گفت: «ای بنی اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید؛ زیرا هرکس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است؛ و جایگاه او دوزخ است؛ و ستمکاران، یار و یاوری ندارند.»

آنها که گفتند: «خداوند، یکی از سه خداست» (نیز) به یقین کافر شدند؛ معبودی جز معبود یگانه نیست؛ و اگر از آنچه می گویند دست برندارند، عذاب دردناکی به کافران آنها (که روی این عقیده ایستادگی کنند،) خواهد رسید.

آیا به سوی خدا باز نمی گردند، و از او طلب آمرزش نمی کنند؟! (در حالی که) خداوند آمرزنده مهربان است.

مسیح فرزند مریم، فقط فرستاده (خدا) بود؛ پیش از وی نیز، فرستادگان دیگری بودند؛ مادرش، زن بسیار راستگویی بود؛ هر دو، غذا می خوردند؛ (با این حال، چگونه دعوی الوهیت مسیح و پرستش مریم را دارید؟!) بنگر چگونه نشانه ها را برای آنها آشکار می سازیم؛ سپس بنگر چگونه از حق بازگردانده می شوند!

بگو: «آیا جز خدا چیزی را می پرستید که مالک سود و زیان شما نیست؟! و خداوند، شنوا و داناست.»

بگو: «ای اهل کتاب! در دین خود، غلو (و زیاده روی) نکنید؛ و غیر از حق نگویید؛ و از هوسهای جمعیتی که پیشتر گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پیروی ننمایید.»

کافران بنی اسرائیل، بر زبان داوود و عیسی بن مریم، لعن (و نفرین) شدند. این بخاطر آن بود که گناه کردند، و تجاوز می نمودند.

آنها از اعمال زشتی که انجام می دادند، یکدیگر را نهی نمی کردند؛ چه بدکاری انجام می دادند!

بسیاری از آنها را می بینی که کافران (و بت پرستان) را دوست می دارند (و با آنها طرح دوستی می ریزند)؛ نفس (سرکش) آنها، چه بداعمالی از پیش برای (معاد) آنها فرستاد، که نتیجه آن، خشم خداوند بود؛ و در عذاب (الهی) جاودانه خواهند بود.[1]

یکی از عواملی که باعث می شود شیطان بر انسان حاکم و مسلط شود و او را به سوی عذاب الهی بکشد، غلو در دین است.

علامه طباطبایی درباره غلو در دین ذیل همین آیات در تفسیرالمیزان نوشته است: غالی با غین نقطه دار کسی را گویند که از حد تجاوز کرده و مرتکب افراط شود. خداوند در این آیه به رسول الله(ص)؛ دستور می دهد که اهل کتاب را دعوت کند به این که در دین خود مرتکب غلو و افراط نشوند؛ چون اهل کتاب مخصوصا نصاری به این بلیه و انحراف در عقیده مبتلا بودند؛ آری دینی که از طرف پروردگار نازل شده باشد و کتب آسمانی آن را بیان کنند نشانه اش این است که در درجه اول توحید را بر بشر عرضه کرده باشد؛ و شریک را از خدا نفی کند؛ دینی است که بشر را از انباز گرفتن برای خداوند و پرستش بت نهی کند؛ و یهود و نصاری دارای چنین دینی نیستند، چون این دو طایفه نیز برای خدا انباز گرفتند مخصوصا نصاری که رسوایی و شناعتشان از یهود بیشتر است.[2]

مفسر تفسیر نمونه ذیل این آیه نوشته است:

در این آیه خداوند به پیامبر(ص) دستور می دهد که به دنبال روشن شدن اشتباه اهل کتاب در زمینه غلو درباره پیامبران الهی با استدلالات روشن از آنها دعوت کند که از این راه رسما باز گردند و می فرماید: «بگو ای اهل کتاب در دین خود، غلو و تجاوز از حد نکنید و غیر از حق چیزی نگوئید (قل یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم غیرالحق).

البته غلو نصاری روشن است و اما در مورد غلو یهود که خطاب یا اهل الکتاب شامل آنها نیز می شود بعید نیست که اشاره به سخنی باشد که درباره عزیر می گفتند و او را فرزند خدا می دانستند. و از آنجا که سرچشمه غلو غالبا پیروی از هوا و هوس گمراهان است، برای تکمیل این سخن می فرماید: از هوس های اقوامی که پیش از شما گمراه شدند و بسیاری را نیز گمراه کردند و از راه مستقیم منحرف گشتند، پیروی نکنید (و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل و اضلوا کثیرا و ضلوا عن سواءالسبیل).

این جمله در حقیقت اشاره به چیزی است که در تاریخ مسیحیت نیز منعکس است که مسأله تثلیث و غلو درباره مسیح(ع) در قرون نخستین مسیحیت در میان آنها وجود نداشت بلکه هنگامی که بت پرستان هندی و مانند آنها به آئین مسیح(ع) پیوستند، چیزی از بقایای آئین سابق را که تثلیث و شرک بود به مسیحیت افزودند و لذا می بینیم که تثلیت هندی (ایمان به خدایان سه گانه برهما، فبشنو، سیفا) از نظر تاریخی قبل از تثلیث مسیحیت بوده است و درحقیقت این انعکاسی از آن است، در آیه 30 سوره توبه نیز پس از ذکر غلو یهود و نصاری درباره عزیر و مسیح(ع) می خوانیم یضاهئون قول الذین کفروا من قبل: «گفتار آنها شبیه سخنان کافران پیشین است.»[3]

مفسر تفسیر راهنما نیز درباره غلو در دین و پیامدهای این کار نوشته است:

1- اعتقادات دینی اهل کتاب آمیخته با غلو، گزافه گویی و امور باطل است.

2- پیامبر(ص) مأمور نهی اهل کتاب از غلو و گزافه گویی در آیین خویش بود.

3- غلو در دین (آمیختن معارف الهی به گزافه هایی باطل) امری نکوهیده و حرام است.

4- پیروان ادیان الهی در خطر غلو و انحراف از آیین خویش هستند.

5- پندار تثلیث و الوهیت مسیح(ع) و مادرش مریم، مصداق روشن گزافه گویی و غلو مسیحیان در دین خویش است.

6- هر نوع افراط و غلو در دین، باطل و خارج شدن از حقیقت است.

7- بی توجهی به کتاب های آسمانی، منشأ غلو و گزافه گویی در دین است.

8- پیروی اهل کتاب از پیشینیان گمراه و هواپرست خویش، منشأ غلو و گزافه بستن آنان به دین است.

9- غالیان هواپرست و گمراه از اهل کتاب، گمراه کننده بسیاری از مردم هستند.

10- عقاید ناروا و غلوآمیز اهل کتاب برخاسته از افکار باطل گمراهانی مشرک در گذشته تاریخ است.

11- ضلالت های فراوان و ریشه دار بشر، میراث عقاید و افکار هواپرستان تاریخ است.

12- پیروان ادیان الهی در خطر پیروی از عقاید پوچ و تمایلات هواپرستانه گذشتگان خویش هستند.

13- پیروی از افکار و عقاید بدون دلیل و مبتنی بر تمایلات نفسانی، امری نکوهیده و مورد نهی خداوند است.

14- غلو و افراط در دین، برخاسته از تمایلات نفسانی و دور از دلیل و برهان است.

15- پی ریزی عقاید دینی برپایه هواپرستی و تمایلات نفسانی، موجب گمراهی و گمراه سازی دیگران است.

16- پیروی از تمایلات در عقاید دینی، موجب خارج شدن از حد اعتدال و راه میانه است.

17- غلو در دین، ضلالت و انحراف از حد اعتدال و راه میانه است.

18- گروهی از یهودیان و مسیحیان عصر پیامبر(ص)، هواپرستانی گمراه و ناشر عقاید افراطی و غلوآمیز در میان همکیشان خود بودند.

19- اضلال و به گمراهی کشاندن جوامع، پیامد گمراهی و هواپرستی و در پی دارنده محرومیت از هدایت به اسلام است.[4]

بنابراین، غلو در دین و زیاده روی درباره آنچه ما مسلمانان به آن اعتقاد داریم هم کاری ناپسند و دور از اعتدال است. خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است که ما شما (مسلمانان) را امت معتدل و میانه رو قرار داده ایم:

و کذالک جعلناکم امه وسطالتکو نوا شهداء علی الناس...

و همچنین (که قبله شما یک قبله میانه است) شما (مسلمانان) را نیز، امت معتدل و میانه ای قرار داده ایم تا برای مردم گواه (نمونه) باشید و پیامبر هم (برای شما نمونه و) گواه باشد.[5]

اصل و پایه و اساس همه ادیان الهی، توحید است. و چنانچه شیاطین جنی و انسی موفق شوند که پیروان دینی را از توحید منحرف کرده و به وادی شرک و تثلیث و غلو بکشانند آنها را در دایره کفر قرار می دهند و با برهان نمایی های واهی و خیالی گمراهشان می کنند. به همین جهت که غلو در هر دین و مذهب و توسط هر فردی و به هر بهانه ای که انجام شود هم انحراف است و هم موجب انحراف می شود.

ائمه اطهار علیهم السلام نیز با غلوکنندگان در دین برخورد جدی می کرده اند و آنها را از اینکار منع می کرده اند نقل شده است که:

گروهی از بنی هاشم و سایر شیعیان خدمت امام باقر(ع) رسیدند. امام به آنها فرمودند: از شیعیان غالی بپرهیزید و میانه روی را پیشه کنید... عرض کردند: غالی کیست؟

امام باقر(ع) فرمودند: غالی کسی است که درباره ما مقامی را معتقد است که ما خودمان آن مقام را برای خویش قائل نیستیم... نمی توان به خدا نزدیک شد مگر با اطاعت از او. هرکس از شما مطیع او باشد، و به دستورات او عمل کند ولایت ما برایش سودمند است و هرکس نافرمانی خدا کند، ولایت ما برایش سودی ندارد.[6]

آن حضرت همچنین درباره دوری از افراط و تفریط و عمل به میانه روی فرموده است:

ترس از خدا در پنهان و آشکار و میانه روی در فقر و ثروت نجات بخش انسان است.[7]

    پی نوشت:
  • [1] . قرآن کریم- سوره مائده- آیات 72 تا 80
  • [2] . تفسیرالمیزان- جلد 6- صفحه 126
  • [3] . تفسیر نمونه- جلد 5- صفحه 41
  • [4] . تفسیر راهنما- جلد 4- صفحه 527
  • [5] . قرآن کریم- سوره بقره- آیه 143
  • [6] . بحارالانوار
  • [7] . همان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سوآپ Swap

سوآپ Swap

سوآپ در لغت به‌معنای معامله پایاپاى (ارز)، معاوضه، عوض کردن، مبادله کردن، بیرون کردن، جانشین کردن و اخراج کردن آمده و در اصطلاح، توافقی بین دو شرکت برای معاوضه جریان نقدی در آینده (با دو نوع پرداخت متفاوت از بدهی یا دارایی) است. قرارداد فوق تاریخ پرداخت و چگونگی محاسبه جریانات نقدی را که باید پرداخت شود مشخص می‌کند. معمولا محاسبه جریانات نقدی شامل ارزش‌های آتی یک یا چند متغیر بازار است. اولین قراردادهای سوآپ در اوایل دهه 1980 منعقد شدند. از آن زمان تاکنون بازار سوآپ رشد چشم‌گیری داشته است. در حال حاضر اکثر قراردادهای مشتقّات خارج از بورس به‌صورت سوآپ انجام می‌شود.
ابزار مشتقه Derivative Tool

ابزار مشتقه Derivative Tool

در برخی از قرارداها دارنده قرارداد، مجبور است یا این حق را دارد که یک دارایی مالی را در زمانی در آینده بخرد یا بفروشد. به‌جهت اینکه قیمت این‌گونه قرارداها از قیمت آن دارایی مالی مشتق می‌شود. از این‌رو این قرارداها را اوراق مشتقه می‌نامند.
بیمه Insurance

بیمه Insurance

یمه در زبان فرانسه Assurance، در انگلیسی Insurance و در زبان هندی و اردو "بیما" نامیده می‌شود. بنا به‌اعتقاد برخی، واژه بیمه از کلمه هندی بیما گرفته شده و به‌اعتقاد برخی دیگر، ریشه در زبان فارسی دارد و اصل آن همان "بیم" است؛ زیرا عامل اساسی انعقاد عقد بیمه، ترس و گریز از خطر است و به‌سبب همین ترس و به‌منظور حصول تامین، عقد بیمه وقوع می‌یابد
ریسک Risk

ریسک Risk

ریسک، نوعی عدم اطمینان به آینده است که قابلیت محاسبه را داشته باشد. اگر نتوان میزان عدم اطمینان به آینده را محاسبه کرد، ریسک نیست؛ بلکه فقط عدم اطمینان است؛ به‌همین جهت به‌دلیل محاسبه مقداری عدم اطمینان در قالب ریسک می‌توان آن‌را مدیریت و کنترل کرد. ریسک در زبان چینیان نیز با دو علامت تعریف می‌شود که اولی به‌معنی خطر و دومی به مفهوم فرصت است
مهندسی مالی Financial Engineering

مهندسی مالی Financial Engineering

مهندسی مالی شامل طراحی، توسعه، استقرار ابزارها و فرایند مالی و همچنین طراحی مجدد راه‌حل‌های خلاقانه برای مسائل موجود در مالی است. به‌عبارت دیگر مهندسی مالی عبارت از به‌کارگیری ابزارهای مالی برای‌ ساختاربندی مجدد پرتفوی (سبد سهام) مالی و تبدیل‌ آن به پرتفویی با خصوصیات مطلوب‌تر است. عجین شدن زندگی انسان با مسائل و پیچیدگی بازار و نهادهای پولی و مالی، نیاز جدی و مبرمی به دانشی خاص برای رفع‌ این نیازها به‌وجود آورده است.
Powered by TayaCMS