دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آزادی زنان از بند مدرنیته

No image
آزادی زنان از بند مدرنیته

کلمات کلیدی: آزادي زنان، بند مدرنيته

نویسنده: طهورا مهدوی

نگاهی به بیانات مقام معظم رهبری در خصوص ضرورت نقد الگوی غربی زن

رهبر معظم انقلاب چندی پیش در دیدار جمعی از بانوان نخبه کشور بیانات مهمی را در خصوص جایگاه زنان در اسلام و همچنین نقد الگوی غربی زن مطرح کردند. ایشان در این دیدار با تبیین دقیق جایگاه زنان در جامعه و خانواده مطالبه نقد الگوی غربی زن را مطرح کردند. متاسفانه طی چند قرن اخیر راهبرد و سیاستی در جهان در خصوص زنان پیگیری می‌شود که شاید در ظاهر امر موضوع عدالت جنسی را به ذهن متبادر سازد اما در حقیقت این الگو زن را به برده دنیای مدرن تبدیل ساخته است.

البته امروز غرب به واسطه تکنولوژی رسانه‌ای خویش توانسته است الگوی زن غربی را برای جهانیان نهادینه سازی کند چنانچه نقد این الگو به نحوی در جهان تابو شکنی محسوب می‌شود. در الگوی زن غربی که به اصطلاح زن مدرن خوانده می‌شود اساسا تفاوتی میان مرد و زن وجود ندارد. این گزاره در بدایت امر بسیار عدالت محور و آزادیخواهانه به نظر می‌آید. اما با اندکی کنکاش معلوم می‌شود که نه تنها الگوی زن غربی به آزادی و مساوات میان زنان و مردان منتج نمی‌گردد بلکه این الگو که البته با زرق و برق بسیار برای جهان تبلیغ می‌شود زن را به زنجیرهای مدرن اسارت در برابر مرد می‌کشاند.

امروزه رسانه‌های غرب جنسیت زن را بر انسانیت او غلبه می‌دهند و می‌کوشند زنان را با الگوها و ویژگی‌های ناپسند مردانه نظیر خشونت و وحشی‌گری تطبیق دهند. آنان به جسم زن اصالت می‌دهند و روح او را نادیده می‌انگارند. در الگوی زن مدرن زنان باید با زبان، لباس، ادبیات و روش مردانه رفتار کنند. در الگوی زن مدرن، گرایش زنان به صفات مردانه، پوشش‌های مردانه و هر آنچه که مردان می‌توانند انجام دهند و آزادی جنسی برای زن و شکستن تمامی محدودیت‌هایی که پیش از آن برای زنان متصور بود دو رکن اساسی مطرح می‌شود. حال آنکه این دو ویژگی نه تنها در راستای آزادی زنان و عدالت جنسی نیست بلکه زنان را از بعد انسانی خارج می‌کند و در رقابتی نابرابر به مثابه ابزاری در خدمت سرمایه داری و شهوت پرستی مردان می‌گمارد.

در الگوی زن مدرن زنان از هرگونه محدودیت وحصاری آزاد شده‌اند. آنان می‌توانند حتی بدون پوششی خاص و نیمه عریان وارد اجتماع شوند. دیگر تقیدی به ارضای نیاز جنسی در کانون خانواده نیست بلکه جنسیت و شهوانیت به عرصه اجتماع کشیده شده است.

اما باید دانست که متضرر اصلی این نوع حضور زن در اجتماع زنان و متنفع‌ترین افراد نیز مردان هستند. به تعبیر مقام معظم رهبری « ... اشکال اینجاست که یک نامعادله‌ای را به تدریج به وجود آورده‌اند؛ یک طرف ذی نفع، یک طرف مورد انتفاع؛ بشریت را این جوری تقسیم کرده‌اند. طرفِ ذی نفع مرد است، طرفِ مورد انتفاع عبارت است از زن. این به طور آرام، با تدریج، با شیوه‌های گوناگون، با تبلیغات مختلف، در طول ده‌ها سال - که شاید به صد سال، صد و پنجاه سال هم برسد، که من دقیق نمی‌توانم بگویم و این مسئله قابل تحقیق است - در جوامع غربی در درجه اول، و بعد در جوامع دیگر جا افتاده. شان اجتماعی زن را این جوری معرفی کردند، این جوری تعریف کردند: زن به عنوان یک موجودی که مورد انتفاع مرد باید قرار بگیرد. لذا در فرهنگ غربی اگر زن بخواهد در جامعه نمود پیدا کند، شخصیت پیدا کند، حتماً باید از جذابیتهای جنسی خودش چیزی را ارائه بدهد. حتّی در مجالس رسمی، نوع پوشش زن باید جوری باشد که برای طرف ذی نفع و منتفع - یعنی طرف مرد - چشم نواز باشد.» 1/3/1390(بیانات در دیدار جمعی از بانوان نخبه)

در حقیقت تبعیت زنان از الگوی زن غربی که دو ممیزه اصلی آن آزادی جنسی و تقلید زنان از مردان است در نهایت نامعادله ای به ضرر زنان پدید می‌آورد و زنان به هر میزان در این دور وارد شوند باخت آنها نیز بیشتر می‌شود. چرا که زنان به دلیل ضعف جسمی و همچنین عدم توانایی‌های مالی به تدریج مجبور می‌شوند که انسانیت خود را برای کسب جایگاه بهتر به فروش بگذارند و این تازه ابتدای این راه تاریک است.

از سوی دیگر نمی‌توان به ویژگی‌های شخصیتی زنان بی‌توجه بود. عدالت با درک صحیح ویژگی‌ها و اقتضائات معنا می‌یابد. شخصیت زن شخصیتی وابسته و متکی است و اگر قرار باشد زنان بدون هیچ اتکایی وارد عرصه‌های اجتماعی شوند بسیار آسیب پذیر می‌شوند. شاید پدید آمدن جنبش‌های به اصطلاح فمینیستی را بتوان در همین موضوع تعلیل کرد. زمانی که زنان نمی توانند در رقابت با مردان پیروز شوند این تحقیر در نهایت به عقده هایی همچون فمینیسم تبدیل می‌گردد.

البته الگوی زن مدرن تنها به ضرر زنان نیست و در نهایت به ضرر جوامع انسانی ختم می‌شود. امروز در بسیاری از کشورهای غربی میلیون‌ها نفر بدون پدر به دنیا می‌آیند. بی شک این خلاء عاطفی در آینده آسیب‌های بسیاری را برای جوامع انسانی در پی خواهد داشت چنان که امروزه هم دیده می‌شود پدیده کریه همجنس گرایی در حال رشد و افزایش است.

صاحب نظران در تحلیل این پدیده معتقدند عدم شخصیت سازی جنسی در کودکان که علت اصلی آن هم تک سرپرست بودن افراد است مهمترین دلیل پدید آمدن مقوله همجنس گرایی است.

لذا در یک جمع بندی می‌توان گفت امروز در غرب نگاه به زنان یک نگاه کاملا ابزاری و جنسی است. زن مدرن حقیقتا انسان نیست بلکه کالایی است که برای شهوت پرستی مردان ظهور و بروز پیدا کرده است. در واقع الگوی زن مدرن کاملا مرد محور است نه زن محور. در الگوی زن مدرن زنان با برهنگی نظر مردان را به خویش جلب می‌کنند و این جلب نظر به از دست دادن آزادی حقیقی وی منجر می‌شود. از سوی دیگر بسیاری از زنان در مقابل این الگو از خود رفتار‌های خشونت آمیز بروز می‌دهند. آنان سعی می‌کنند که با خشونت بیشتر خود را بیش از پیش متظاهر به مردان کنند و از این رو جایگاه ابزاری خویش را در نگاه مردان ترک گویند. حال آنکه زنان در رقابت شبیه شدن به مردان بازنده اساسی خواهند بود. چرا که در این رقابت مردان به دلیل توانایی‌های ذاتی بر زنان فائق می‌آیند ضمن آنکه این نوع رقابت زنان برای تصاحب جایگاه مردان غالبا به نفع شهوت پرستی مردان تمام می‌شود.از سوی دیگر این پدیده در نهایت با از هم پاشاندن کانون خانواده جوامع آینده را نیز با مشکل روبه رو می‌سازد.

از این روست که وظیفه امروز طرفداران اسلام و در واقع طرفداران انسانیت زن این است که باید به نقد الگوی زن مدرن بپردازند.

به تعبیر مقام معظم رهبری« [در مسئله زنان] ما دفاع نداریم، ما هجوم داریم! ما در مسئله زن، از غرب طلبکاریم؛ ما مدعی غربیم؛ آنها هستند که دارند به زن ظلم می‌کنند، زن را تحقیر می‌کنند، جایگاه زن را پایین می‌آورند؛ به اسم آزادی، به اسم اشتغال، به اسم مسئولیت دادن، آنها را مورد فشارهای روحی، روانی، عاطفی و اهانت شخصیتی و شانی قرار می‌دهند؛ آنها باید جواب بدهند.

جمهوری اسلامی در این زمینه یک مسئولیتی دارد. جمهوری اسلامی در مسئله زن باید به طور صریح و بدون هیچ مجامله، حرف خودش را - که عمدتاً اعتراض به نگاه غربی و این نامعادله ظالمانه غربی است - بگوید. با این نگاه، آن وقت مسئله حجاب، مسئله نوع ارتباط زن و مرد، همه معنا پیدا می‌کند. این یک مسئله است.»1/3/1390(بیانات در دیدار جمعی از بانوان نخبه)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS