دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آسیب‌های گفتاری

No image
آسیب‌های گفتاری

برخی آفت‌های روابط اجتماعی در نوع و شیوه گفتن نهفته است که انسان مؤمن با حفظ زبان خویش می‌تواند از آنها در امان باشد. بعضی از این آسیب‌ها عبارتند از:

دروغ: حضرت علی (ع) در این خصوص می‌فرماید: و عاقبه الکذب الذّمّ و فی الصّدق السّلامه و عاقبه الکذب شرّ عاقبه؛ سرانجام دروغ، مذمت و سرزنش مردم است و سلامت، در راستگویی است و عاقبت دروغ، بدترین عواقب است. حضرت به فرزندش توصیه می‌کند که مستند سخنان تو می‌بایست فرد مورد اعتماد باشد وگرنه ممکن است زبان به دروغ بازشود: ولا تحدّث الاّ عن ثقه فتکون کاذبا و الکذب ذلّ؛ از مردم نامطمئن خبری نقل نکن که دروغگو درمی‌آیی و دروغگویی، مایه ذلت است.

سرزنش: از نظر حضرت، هرگاه انسان خطایی مرتکب شود، نباید او را زیاد سرزنش کرد؛ زیرا این رفتار باعث کینه‌توزی شده و اعتماد به نفس او را از بین می‌برد. امام علی (ع) به فرزندش می‌فرماید: ولاتکثر العتاب فانّه یورث الضّغینه و یجرّ الی البغضه؛ زیاد سرزنش مکن، زیرا نتیجه‌اش به وجود آمدن کینه است و منجر به دشمنی می‌شود.

زیاد سخن گفتن: حضرت از زیاد سخن گفتن در مواردی که ضروری نیست، مذمت نموده و می‌فرماید: و من کثر کلامه کثر خطاوه و من کثر خطاوه قلّ حیاوه و من قلّ حیاوه قلّ ورعه و من قلّ ورعه مات قلبه و من مات قلبه دخل النّار؛ هر که حرفش زیاد است، اشتباهش بسیار و هر که اشتباهش زیاد است، حیا و شرمش کم و هرکه شرمش اندک است، پرهیزگاری‌اش اندک و هرکه پرهیزگاری‌اش کم باشد، دلش می‌میرد و هر که دلش بمیرد، وارد دوزخ می‌شود.

تربیت

«تربیت» در معنای وسیع، شامل پرورش روح و جسم، فرد و جامعه در عرصه‌های گوناگون است. یکی از ابعاد مهم‌تربیت که تأثیر شگرفی بر سایر ابعاد دارد، حیطه اجتماعی آن است. از منظر امام علی (ع) «زندگی جمعی»، ضروری است و منشأ پیدایش آن، ترکیبی از امور درونی و بیرونی است. نظام تربیت اجتماعی، دارای مبانی و زیرساخت‌هایی است که از دیدگاه امام علی (ع) اختیار انسان، جمع‌گرایی و پذیرش حقوق اجتماعی، از جمله آن مبانی است. هدف از تربیت اجتماعی از دیدگاه امام علی (ع) تعاون و همکاری برای انجام فرامین الهی است. تربیت اجتماعی نوجوانان از دیدگاه حضرت علی (ع) دارای سه حوزه روش‌ها، بایسته‌ها و آسیب‌شناسی است. حضرت در بُعد «روش‌های تربیت اجتماعی نوجوانان»، استدلال، موعظه، الگوپذیری، اعتدال، مشورت تجربه تاریخی و زمان‌شناسی را بیان کرده است. امام علی (ع) در بُعد «تربیت اجتماعی»، موضوعاتی از قبیل خوش اخلاقی، نیکو سخن گفتن با مردم، خیرخواهی، رعایت ادب، عزت نفس، عفو، حفظ اسرار و امر به معروف و نهی از منکر را طرح کرده است. حضرت معتقد است که ارتباط با برخی افراد و اقشار، بسیار سازنده است که ارتباط با دانشمندان، خویشاوندان، مؤمنان و همسایگان از آن جمله‌اند. در نهایت، حضرت راه‌های کسب «محبوبیت اجتماعی» را در دو ویژگی «نرمی در گفتار» و «ترک حسادت» دانسته است.

تاریخ: 3/11/1395

سرویس :علمی، فرهنگی

فقه مسجد؛

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS