دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آمال عارفان و آرزوی سالکان

ماه شعبان، شمیم رحمت خداست که نوید برپایی میهمانی بزرگ الهی را با خود آورده است.
آمال عارفان و آرزوی سالکان
آمال عارفان و آرزوی سالکان
نویسنده: مصطفی یاسینی

ماه شعبان، شمیم رحمت خداست که نوید برپایی میهمانی بزرگ الهی را با خود آورده است. ماه شعبان را پیامبر اعظم(ص)، ماه خود دانسته و مردم را به پاسداشت این ماه فرا خوانده است. این ماه بزرگ، افزون بر اینکه روزهای بزرگی را چون روز ولادت سید الشهدا ، امام سجاد، ابوالفضل العباس (علیهم السلام) و روز عظیم نیمه شعبان روز ولادت امام زمان(عج) در بردارد، در واقع ماه آمادگی، مناجات و راز و نیاز است. «مناجات شعبانیه» و فرازهای استثنایی آن همین ویژگی را تایید می‌کند. مناجاتی بی‌نظیر که بزرگان دین و اخلاق ما توصیف‌های منحصر به فردی از آن دارند. میرزا جواد ملکی تبریزی، از بزرگان اهل عرفان و عمل چنین می‌گوید: «این مناجات، مناجات معروفی است و اهلش به خاطر آن با ماه شعبان مانوس شده و به همین جهت منتظر و مشتاق این ماه هستند. این مناجات شامل مطالب اساسی در مورد چگونگی معامله بندگان با خدای بزرگ بوده و آداب خواستن، دعا و طلب آمرزش از او را آن گونه که شایسته است، بیان می‌کند و استدلال‌های جالب توجهی جهت امیدوار شدن به درگاه خدا که با مناجات با او مناسب است، در بردارد و به روشنی، ملاقات، نزدیکی و دیدن خدا را معنی می‌کند.این مناجات بزرگی است و یکی از ارمغانهای آل محمد (ص) است که بزرگی آن را کسی که قلب سالم و گوش شنوایی داشته باشد، درک می‌کند و اهل غفلت از درک فواید و نورهای آن بی بهره ‌اند.

در مناجات شعبانیه درسهای فراوانی برای اهل تامل وجود دارد و این حقیقت دارد که امامان معصوم ما در قالب اینچنین دعاهایی والاترین معارف دینی را به شیعیانشان تعلیم می‌داده‌اند.

امام خمینی(ره) درباره مناجات شعبانیه می‌فرماید: «این مناجات شعبانیه برای این است که شما را، همه را مهیا کند برای «ضیافه الله». ما امروز در ماه شریف شعبان واقع هستیم و مناجات شعبانیه از بزرگترین مناجات و از عظیم ترین معارف الهی و از بزرگترین اموری است که آنهایی که اهلش هستند می‌توانند تا حدود ادراک خودشان استفاده کنند (صحیفه امام 17: 457) این دعای شعبان، مناجات شعبان، مناجات همه ائمه است و در این، معارف بسیار هست و ادب اینکه انسان چه جور باید با خدای تبارک و تعالی مناجات کند. مناجات شعبانیه از مناجاتهایی است که اگر یک نفر انسان دلسوخته، یک عارف دلسوخته- نه از این عارفهای لفظی- بخواهد این را شرح کند و شرح کند از برای دیگران، بسیار ارزشمند است و محتاج به شرح است، چنانچه همه ادعیه ائمه (ع)(همان 21:2) بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجات‌هایی است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می‌رساند. آن کسی که این مناجات را گفته و همه ائمه هم می‌خواندند، اینها، آنهایی بودند که وارسته از همه چیز بودند، مع ذلک آن طور مناجات می‌کردند، برای اینکه خودبین نبودند. (همان 19: 253) به تعبیر شیخ عارف و استاد ما، ادعیه ائمه کتاب صاعد است؛ همان قرآن است رو به بالا می‌رود، کسی بخواهد بفهمد که مقامات ائمه چیست، باید رجوع کند به آثار آنها؛ آثار آنها ادعیه آنهاست. مهمش ادعیه آنهاست و خطابه‌هایی که می‌خواندند؛ مثل مناجات شعبانیه، مثل نهج البلاغه، مثل دعای یوم العرفه و اینهایی که انسان نمی‌داند که چه باید بگوید درباره آنها. در هر صورت، ما عاجزیم از اینکه شکر این نعمت را به جا بیاوریم که ما اهل یک مذهبی هستیم که از این دو منبع استفاده می‌کنیم: از منبع وحی و از منبع ولایت. (همان20: 410) اگر نبود در ادعیه الا دعای مناجات شعبانیه، کافی بود برای اینکه امامان ما، امامان بحقند؛ آنهایی که این دعا را انشا کردند و تعقیب کردند. تمام این مسائلی که عرفا در طول کتابهای طولانی خودشان یا خودشان می‌گویند در چند کلمه مناجات شعبانیه هست، بلکه عرفای اسلام از همین ادعیه و از همین دعاهایی که در اسلام وارد شده است از اینها استفاده کرده‌اند(همان 13: 32) غایت القصوای آمال عارفان و منتهای آرزوی سالکان، همین فقره شریفه از آن دعای شریف است:

«الهی، هَبْ لی کمالَ الْانقِطاع الَیک، وَ اَنِرْ ابْصارَ قُلُوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها الَیک حَتی تَخْرِقَ ابْصارُ الْقلُوُبِ حُجُبَ النورِ، فَتَصِلَ الی مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصیرَ ارْواحُنا مُعَلقَةً بِعِز قُدْسِک»(سرالصلوه: 39).‌

در مناجات شعبانیه، مناجات کننده در ابتدا می‌کوشد موقعیت خود را در برابر ذات اقدس الهی به تصویر بکشد. انسان درمانده ای که محتاج نگاه ویژه ا ی است تا حرفهایش را بیان کند. او به خوبی می‌داند که مناجات شونده، از تمام حالات و نیات آشکار و پنهانش مطلع است و اینجا، تنها جایی است که ظاهرسازی نمی تواند دوای دردش گردد. آدمی همچون طفلی خردسال و ناتوان، دست به دامن بزرگی می‌شود که دار و ندارش از اوست و اعتراف می‌کند که اگر او، نظر کریمانه اش را برگرداند، این بخت برگشته حتی نمی تواند امورات دنیایی اش را سر و سامان دهد. انسان در خسران، که می‌داند در پیش این قاضی آگاه از تمام امور، فضایی برای مغلطه کاری وجود ندارد، ضمن اقرار به عدم اطاعت از فرمان خدا در بایدها و نبایدها، اما چشم امیدی به سوی رحمت واسعه خداوند دوخته و پس از هر شهادت به قصورش، بلافاصله فضل الهی را یادآور می‌شود و می‌کوشد که از آن راهی برای جلب توجه حضرت حق باز کند. همان گونه که در کلام الله مجید آمده، خداوند نیز آغوش گرم خود را جهت پذیراشدن بنده مناجات کننده اش باز و بازتر می‌کند.

مقاله

نویسنده مصطفی یاسینی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS