دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آنسلم Anselm

No image
آنسلم Anselm

كلمات كليدي : آنسلم، وجود خدا، ايمان و ادراك، اومانيست، وجوب كفاره

نویسنده : محمد صادق احمدي

رنسانس و نهضت اصلاح دینی را نباید جریانی دانست که بدون مقدمه و به صورت ناگهانی رخ داده باشد بلکه مقدمات بسیاری از سال‌های پیش از آن، برای ایجاد چنین نهضت و انقلابی واقع شده بود. یکی از این مقدمات پیدایش تفکر اومانیستی و دانشمندان اومانیست در شمال اروپا بود.

امروزه اصطلاح اومانیسم به معنای نوعی جهان بینی است که منکر وجود خدا یا ارتباط با خداست و  یا در خدمت نظریات غیر دینی است. اما این اصطلاح در دوره رنسانس به این معنا نبود. بسیاری از اومانیست‌های این دوره، افرادی مذهبی بودند که دغدغه پاک سازی و احیای مسیحیت در سر داشتند نه ریشه کن ساختن آن.

در میان اومانیست‌ها دانشمندان الهی دان فراوانی وجود داشتند. یکی از این الهی دانان اومانیست که نخستین عالم متاله بزرگ قرون وسطی به شمار می‌رود آنسلم است.

 

آنسلم در فرانسه

آنسلم  در حدود سال 1033 میلادی در آئوستای ایتالیا  چشم به جهان گشود.پس از طی دوران جوانی عازم فرانسه شد که در آن زمان به عنوان مرکز تعلیم و تربیت مشهور شده بود. او بزودی در رشته‌های منطق و دستور زبان فردی چیره دست شد و شهرت عظیمی به عنوان مدرس در شمال فرانسه به دست آورد.

در این زمان شمال فرانسه شاهد تولد پرشور نهضت اومانیسم بود که هدفش احیای کامل و یکپارچه کلیسای مسیحی بود. آنسلم نیز از این نهضت جدا نبود. او که در آستانه رنسانس الهیاتی در قرن دوازدهم ایستاده بود نقش حساسی در دو حوزه بحث «دلایل وجود خدا و تفسیر مرگ مسیح بر صلیب» ایفا کرد.

آنسلم در بیست و شش سالگی وارد دیری بندیکتی بنام بک در نورماندی شد. بعد از مدت کوتاهی رئیس این دیر، لانفرانک به ریاست دیر دیگری برگزیده شد و آنسلم جانشین او شد.

زندگی آنسلم را می‌توان به سه دوره زمانی تقسیم کرد که هر یک از این دوره‌ها تقریبا پانزده سال ادامه دارند. دوره اول مربوط به ورود وی به دیر بک و اقامت در آنجا به عنوان راهب است. دوره دوم مربوط به ریاست دیر بک بود که در این زمان مکتوبات مهمی از خود به یادگار گذاشت و دوره سوم دورانی است که او اسقف کانتربری انگلستان شد.

 

کلیسای قرن ده

پس از حکومت شارلمانی و خاندانش که قدرت بسیاری را برای کلیسا به ارمغان آورده بودند کم کم کلیسا به یکی از بزرگترین امپراتوری‌ها تبدیل می‌شد. در حقیقت پاپ سلطان واقعی تمام کشورهای مغرب بود و برای توسعه دایره قدرتش هیچ مانعی نداشت تا اینکه اندکی بعد از سقوط جانشینان شارلمانی و مستقل شدن حاکمان آلمان و فرانسه، از قدرت کلیسا و پاپ‌ها نیز به تدریج کاسته شد تا جایی‌که انتخاب پاپ به دست اشراف و نجبا افتاد و بدین سان مقام پاپی در ید قدرت شاهان و سلاطین فئودال قرار گرفت.

این موضوع به اینجا خاتمه نیافت و ضعف کلیسا چنان شتابان پیش رفت که رسیدن به مقام پاپی با پرداخت مبلغی پول به اشراف صاحب قدرت، براحتی امکان پذیر بود. کسانی که در کلیسا به این جایگاه رسیده بودند مقام‌های کلیسایی را نه تنها برای خود بلکه این مقامات را برای فرزندانشان نیز مهیا ساخته بودند و پاپ شدن تا مدتی به صورت یک حق ارث می‌رسید.[1]

در همین دوران از تاریخ اروپا و کلیسا است که به آنسلم پیشنهاد اسقفی یک کشور بیگانه می‌شود. کشوری که آنسلم هیچ گونه ارتباطی به آن ندارد و در واقع فقط برای قدرتمند شدن عده‌ای متجاوز به آنجا می‌رود.        

 

آنسلم در انگلستان

در سال 1066 میلادی قبایل نرمن که در شمال فرانسه زندگی می‌کردند به انگلستان هجوم بردند و پس از تسخیر انگلیس به آنسلم پیشنهاد  اسقفی کانتربری را دادند. هدف ایشان از این پیشنهاد این بود که نفوذ نرمن‌ها بر کلیسای انگلستان تثبیت شود.

اما این گونه نشد و آنسلم با چند پادشاه در مورد مساله استقلال کلیسای انگلستان از پادشاه  و نقش پاپ در این سرزمین درگیر شد. در نتیجه بخش اعظم دورانی که او اسقف کانتربری بود به دستور پادشاه در تبعید سپری گشت.

سرانجام آنسلم در حالی که به شدت مشغول دفاع از نظریات خود در برابر الهی‌دانانی چون گانیلو بود و با پادشاه نیز روابط خوبی نداشت چشم از جهان فرو بست.[2] [3]

 

آثار و اندیشه های آنسلم

آنسلم صاحب آثار و نظرات متنوعی است که مهم‌ترین آنها به شرح زیر است:

1-  نظریه ادراک بر پایه ایمان :

آنسلم بر این باور بود که بدون ایمان نمی‌توان مسیحیت حقیقی را درک کرد و پیش از فهم مسیحیت باید به آن ایمان آورد: « ...اما میل دارم که حقیقت تو را دریابم، حقیقتی که قلبا به آن باور دارم و به آن عشق می‌ورزم. من به دنبال فهمیدن برای ایمان آوردن نیستم بلکه ایمان می‌آورم تا بفهمم(fides quaerens intellectum)، زیرا معتقدم که بدون باور و ایمان نمی‌توانم بفهمم.»[4]

پر واضح است که آنسلم با این گفته در پی بی‌اعتباری و خارج کردن عقل از اعتقادات دینی است و این همان نکته ایست که مسیحیت بدان معتقد است؛ زیرا کلیسای مسیحی نیز بر این باور است که ایمان مسیحی فراتر از توانایی‌های عقل است.[5]

 

2-برهان واجب الوجود بودن خدا :

آنسلم در  کتابProslogion   از اندیشه خدا برای وجود خدا استدلال می‌کند. او در این کتاب می‌گوید: «ما معتقدیم که تو موجودی هستی که بزرگتر از آن را نمی‌توان تصور کرد. مگر می‌توانیم تصور کنیم که چنین موجودی وجود ندارد. زیرا احمق در دل خود می‌گوید که خدایی نیست ولی وقتی همین احمق می‌شنود که من می‌گویم «موجودی که بزرگ‌تر از آن را نمی‌توان تصور کرد» چیزی را که می‌شنود می‌فهمد.

اما گانیلو که یک راهب بندیکتی معاصر آنسلم بود در مقاله‌ای بنام از طرف احمق‌ها به استدلال آنسلم حمله می‌کند و می‌گوید که داشتن اندیشه‌ای در مورد چیزی لزوما وجود آنرا اثبات نمی‌کند:

من استدلال خود را برای اثبات این که اندیشه چیزی، وجود خارجی آنرا ضروری نمی‌سازد اینگونه تصویر می‌کنم: مردم می‌گویند که در اقیانوس جزیره گم شده‌ای هست که در آن هر نوع ثروت انبوه و شادی‌های فراوان وجود دارد...اگر کسی درباره این جزیره با من سخن بگوید من سخن او را به آسانی می‌فهمم؛ زیرا دشوار نیست ولی نتیجه این سخنان این نیست که کسی بگوید وجود جزیره در خارج، از اینکه فقط در ذهن تو باشد عالی‌تر است پس باید در خارج وجود داشته باشد.. تصور من این است که چنین کسانی مرا دست انداخته‌اند و گرنه من متحیّر خواهم ماند که کدام یک از ما احمق‌تر است؛ خود من در صورتی که با ایشان موافقت کنم یا آنان، اگر تصور کنند که وجود این جزیره را قطعا اثبات کرده اند.

اما مساله‌ای که قابل توجه است اینکه بعد از گانیلو نیز متالهان مسیحی استدلال های آنسلم را نپذیرفتند. متالهان نام آوری چون آکویناس، بارت و بسیاری از اندیشمندان انگلیسی و...[6]  [7]

 

3-کتاب «چرا خدا انسان شد» در سال 1090 منتشر شد. او در این کتاب به پرسش‌های کسانی پاسخ می‌گوید که انسان شدن خدا و مردن او برای نجات انسان را شایسته شان و منزلت خدا نمی‌دانستند و این مساله را کوچک کردن عظمت و مقام خدا می‌دانستند. آنسلم از این باور این گونه دفاع می‌کند که به هیچ وجه از منزلت خدا نمی‌کاهد. زیرا به نظر آنسلم برای نجات انسان راه دیگری ممکن نیست. این کتاب به شکل گفتگو بین آنسلم و یکی از راهبانش بنام بوسو تنظیم شده است.

اما پیتر آبلار متاله هم دوره او به این موضوع که خدا باید برای نجات بشر مسیح را قربانی می‌کرد و راه دیگری نداشت انتقاد کرد و گفت محبت خدا به انسان، بر گناه پیروز شده و ما را به سوی خدا می‌رساند.[8]

در پایان باید متذکر شد با همه استدلال‌هایی که آنسلم مطرح کرده، محققان مسیحی براهین وی را دارای ضعف‌هایی می‌دانند و بعلاوه بر درک آنسلم از کفاره شدن مسیح نیز ایرادهایی دارند.[9]

مقاله

نویسنده محمد صادق احمدي
جایگاه در درختواره ادیان ابراهیمی - مسیحیت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

کتاب شریف نهج البلاغه با 239 خطبه، 79 نامه و 472 حکمت و موعظه پس از قرآن مجید و در کنار احادیث شریف، کتاب دنیا و آخرت است؛ کتابی است که به شؤونات مختلف دنیوی و اخروی انسانها از جمله مبحث: «حکومت اسلامی، آیین زمامداری، رهبری، و ویژگی های حاکم اسلامی » نیک پرداخته است که امید است مجموعه مقالات این شماره برای علاقه مندان به این مبحث مهم، قابل توجه و سودمند باشد .
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS