دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آیا دوستی و محبت امام علی(علیه السلام) شرط مؤمن بودن است؟

از دید قرآن ایمان داراى درجات و مراتب است: «انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله و جلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایماناً و على ربهم یتوکلون»
آیا دوستی و محبت امام علی(علیه السلام) شرط مؤمن بودن است؟
آیا دوستی و محبت امام علی(علیه السلام) شرط مؤمن بودن است؟

ایمان از ریشه «أمن» به معناى طمانینه و آرامش قلبى است و نیز به معناى تصدیق به کار رفته است. در قرآن آمده است: «و ما أنت بمؤمن لنا[1]»، تو ما را تصدیق نمى کنى.

از دید قرآن ایمان داراى درجات و مراتب است: «انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله و جلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایماناً و على ربهم یتوکلون»[2]مؤمنان کسانى هستند که هرگاه یاد خدا به میان آید دلهایشان لرزان شود، و هنگامى که آیات خدا بر آنان خوانده شود بر ایمانشان افزوده مى شود و به پروردگارشان توکل مى نمایند.

«و لما رأى المؤمنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله و ما زادهم الا ایماناً و تسلیماً[3]».

هنگامى که مؤمنان گروهها و حزبها را دیدند، گفتند این است آنچه خدا و رسولش به ما وعده دادند و وعده آنها راست است و این بر آنان جز ایمان و تسلیم را نیافزود.

نخستین مرتبه ایمان اعتقاد قلبى به توحید و رسالت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و عمل به تعدادى از مهمترین تکالیف و دستورات دینى است چنان که امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «الایمان اقرار باللسان و اعتقاد بالجنان و عمل بالارکان...».

مرتبه دوم عبارت است از اعتقاد قلبى به تمامى اعتقادات اسلام که شخص مسلمان به آن رسیده است این درجه از ایمان نسبت به مرتبه پیش عمیق تر و گستره بیشترى دارد. آیاتى که به مؤمنین دستور کسب ایمان را صادر مى کند از این قبیل است: «یا ایها الذین آمنوا آمنوا بالله و رسوله و الکتاب الذى نزل على رسوله و الکتاب الذى انزل من قبل[4]»، اى مؤمنان به خدا و رسول او و به کتابى که نازل فرموده و به کتابهایى که از پیش نازل فرموده ایمان آورید.

سومین مرتبه ایمان اعتقاد قلبى یقینى است که نسبت به خدا و کل هستى حاصل مى شود به گونه اى که هیچ قدرتى را جز قدرت او در جهان نبیند. قرآن درباره ویژگیهاى مؤمنانى که به این درجه از ایمان رسیده اند مى فرماید: «الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون الذین آمنوا و کانوا یتقون[5]»، آگاه باشید که اولیاى خدا، آنان که ایمان و تقوا را کسب کردند نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهگین مى شوند».

امام صادق(علیه السلام) مى فرمایند: «الایمان ما وقر فى القلوب[6]»، ایمان چیزى است که در دل بزرگ شمرده شده است.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره ایمان مى فرمایند: «شهادة ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله و اقام الصلوة و ایتاء الزکاء و صوم رمضان و ان تؤد و خمساً من المغنم[7]»، گواهى دادن به یگانگى خدا و رسالت محمد(صلى الله علیه وآله)و به پاداشتن نماز و پرداخت زکات و خمس غنیمت و روزه رمضان.

اما علماى بزرگ اهل سنّت، ایمان را به معناى اعتقاد و تصدیق قلبى دانسته اند.

خطابى مى گوید: اصل ایمان تصدیق و اصل اسلام تسلیم و انقیاد است.[8]

ابن مسعود و حذیفه و مالک ابن أنس و اوزاعى مى گویند: ایمان گفتار و عمل است[9].

طبق روایات شیعه و سنى هر مسلمانى که باور قلبى به عقاید اسلامى داشته باشد مؤمن است البته به هر میزان که عمق و گستره باورهاى او بیشتر باشد. درجه بالاتر ایمان را خواهد داشت.

تنها امتیازى که در بحث ایمان بین شیعه و سنى وجود دارد. ایمان و عقیده به امامت اهل بیت(علیهم السلام) است البته اهل سنّت نیز اهل بیت را دوست داشته و محبت آنان را واجب مى دانند اما شیعیان بر اساس تعدادى از احادیث معتقدند که اعتقاد به امامت حضرت على(علیه السلام) و یازده امام معصوم دیگر از اهل بیت پیامبر نیز از ارکان و درجات ایمان است و هر مسلمانى که امامت دوازده امام برایش ثابت شود و بدان اعتقاد داشته باشد بالاترین درجه ایمان را نیز خواهد داشت. چنان که رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: یا حذیفه ان حجة الله بعدى علیک على ابن ابیطالب و الایمان به ایمان بالله[10] پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) به حذیفه فرمود: اى حذیفه، همانا حجت خدا بعد از من على بن ابیطالب است و ایمان به او ایمان به خداست، یعنى ایمان کامل به خدا بدون ایمان به على(علیه السلام) تحقق نمى یابد، زیرا وى تعیین شده از جانب خدا و رسول اوست.

    پی نوشت:
  • [1] . عیون الاخبار الرضا، ج 2، ص 121.
  • [2] . سوره انفال، آیه 3.
  • [3] . سوره احزاب، آیه 23.
  • [4] . سوره نساء، آیه 136
  • [5] . سوره یونس، آیه 63.
  • [6] . مقائیس اللغة، ج 1، ص 123.
  • [7] . اصول کافى، ج 2، ص 20.
  • [8] . صحیح مسلم، ج 1، ص 188.
  • [9] . صحیح مسلم، ج 1، ص 45 شرح نووى.
  • [10] . صحیح مسلم، ج 1، ص 145 شرح نووى.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS