دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احسان و نیکوکاری در اسلام

احسان و نیکوکاری از کارهای اجتماعی و اعتقادی و اخلاقی است. هر کسی که ذات سالم داشته باشد اهل احسان و نیکوکاری است. خداوند در قرآن از مسلمانان خواسته است تا در نیکی و نیکوکاری به یکدیگر کمک کنند و خیر و نیکی را در جامعه رواج دهند.
احسان و نیکوکاری در اسلام
احسان و نیکوکاری در اسلام

احسان و نیکوکاری از کارهای اجتماعی و اعتقادی و اخلاقی است. هر کسی که ذات سالم داشته باشد اهل احسان و نیکوکاری است. خداوند در قرآن از مسلمانان خواسته است تا در نیکی و نیکوکاری به یکدیگر کمک کنند و خیر و نیکی را در جامعه رواج دهند.

انسان که جانشین خداست باید به احسان و نیکوکاری در گفتار و عمل اهمیت دهد و برادران دینی خود را مانند خود بداند و از نیکی به آنان دریغ نکند. امام صادق(ع) فرموده‌اند: با کمک و یاری کردن برادران دینی، به خداوند متعال نزدیک می‌شوید.

در قرآن کریم بیش از ده بار بعد از توحید و اعتقاد به خداوند یکتا از مردم خواسته شده که در حق والدین احسان کنند. در نگاه قرآن نقش پدر و مادر در زندگی هر کسی در حد ایمان به یکانگی خداست. کسی که به خداوند ایمان دارد، باید به پدر و مادر احسان کند.

«قرآن احسان‌کنندگان را کسانی می‌داند که ایمان به خدا، رسول، قرآن و آخرت دارند. و در کنار رسول خدا(ص) در این راه تلاش می‌کنند و به دیگران احسان می‌کنند و هرگز چشم‌داشتی هم ندارند.

خداوند از زبان حضرت یوسف(ع) می‌گوید: رهایی او از زندان و بازگشت خانواده به سوی او احسان خداوند به آن حضرت است. بنابراین هر نعمتی که خداوند به او می‌بخشد کار نیک و بدون چشم‌داشت و نوعی احسان است.

«پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: بهترین شما کسی است که نسبت به اعضای خانواده‌اش رفتار بهتری داشته باشد و من بهترین شما هستم، چون رفتارم نسبت به خانواده‌ام بهتر است. و در حدیثی دیگر حضرت(ص) فرموده‌اند: احسان و نیکوکاری عمر انسان را طولانی می‌کند.

امام صادق(ع) فرموده‌اند: بالاترین مرتبه و درجه نیکوکاری، شهادت و کشته شدن در راه خداست. حضرت علی(ع) فرموده‌اند: نیکی و نیکوکاری بهترین وسیله برای محبت کردن است. و در حدیثی دیگر حضرت(ع) فرموده‌اند: نیکی و نیکوکاری بهترین وسیله برای جلب محبت دیگران است.

امام صادق(ع) فرموده‌اند: از نشانه‌های ایمان خالص، نیکی کردن به برادران دینی و ایمانی و تأمین نیازهای آنان در سختی و آسانی است.

در دین اسلام، احسان در جامعه به دو دلیل اهمیت دارد: 1ـ احسان زمینه‌های نابودی جامعه را از بین می‌برد. و در قرآن آیه 195 سوره بقره آمده است: در راه خدا انفاق و نیکی کنید، خداوند نیکوکاران را دوست دارد. چرا که یکی از علت‌های نابودی جامعه فقر است؛ زیرا فقر فرهنگی، اجتماعی، عاطفی و غیره موجب می‌شود که انسان نتواند از راه درست به نیازهای خود پاسخ دهد. به ناچار ارزش‌های دینی و اخلاقی را نادیده می‌گیرد و دست به کارهایی می‌زند که موجب فساد است و فساد موجب نابودی یک جامعه است.

2ـ احسان زمینه‌های زنده و سالم بودن یک جامعه را فراهم می‌کند. احسان در جامعه دوستی و محبت را بیشتر می‌کند در نتیجه تنش‌ها، اختلاف‌ها و درگیری‌ را از بین می‌برد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS