دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاق از منظر دین مبین اسلام‌

خداوند در سوره قلم آیه 4 می فرماید: «و انّک لعلی خلقٍ عظیمٍ». و حقا که تو بر اخلاق بزرگی استواری.
اخلاق از منظر دین مبین اسلام‌
اخلاق از منظر دین مبین اسلام‌
نویسنده: نسرین علوی زادگان

خداوند در سوره قلم آیه 4 می فرماید: «و انّک لعلی خلقٍ عظیمٍ». و حقا که تو بر اخلاق بزرگی استواری.

در میان صفات و ویژگی های پیامبر، قرآن بر اخلاق آن حضرت تکیه کرده و آن را «خلق عظیم» خوانده است. کلمه خلق به صفاتی گفته می شود که با سرشت و خوی انسان عجین شده باشد و به رفتارهای موسمی و موقت گفته نمی شود.

تفسیرهای مختلفی درباره خلق عظیم شده است، مراد تخلق به اخلاق اسلام و طبع بزرگ است و صبر بر حق و تدبیر امور بر اقتضای عقل است. برخی کتب لغت، خلق مربوط به پیامبر اکرم (ص) را به معنای دین و آیین گرفته اند، چنان که در حدیثی از امام باقر (ع) می خوانیم که آن حضرت فرمود: مراد از خلق، آیین اسلام است.

در این آیه نیز منظور از خلق می تواند برخورد بزرگوارنه با مخالفان باشد. چنان که خداوند او را به این شیوه مامور ساخته بود.

در رابطه با اخلاق و ویژگی های آن در دین اسلام، سخنان برخی از پیشوایان دینی در این زمینه را از کتاب میزان الحکمه، باب خلق نقل و ترجمه می کنیم.‌

حضرت علی (ع) فرمود: «ربّ عزیز اذّله خلقه و ذلیل اعزّه خلقه»، چه بسیارند عزیزانی که به خاطر بداخلاقی ذلیل می شوند و ذلیلانی که به خاطر حسن خلق عزیز می شوند. امام حسن (ع) فرمود: «حسن الخلق راس کلّ برّ»، خوش اخلاقی سرآمد هر کار نیک است.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: «انّما تفسیر حسن الخلق ان اصاب الدنیا یرضی و انّ لم یصبه لم یسخط»، حسن خلق به این است که اگر کامیاب شدی راضی باشی و اگر نشدی عصبانی نشوی.‌

حضرت علی (ع) فرمود: «ان العبد المسلم یبلغ بحسن خلقه درجه الصائم القائم»، انسان در اثر حسن خلق به درجه نمازگزاران روزه دار می رسد. امام صادق (ع) فرمود: مکارم اخلاق ده چیز است: یقین، قناعت، صبر، شکر، حلم، حسن خلق، سخاوت، غیرت، شجاعت، جوانمردی. حضرت علی (ع) فرمود: «من مکارم الاخلاق، ان تصل من قطعک و تعطی من حرمک و تعفوا من ظلمک»، از مکارم اخلاق آن است که هر کس با تو قطع رابطه کرد، تو با او رابطه برقرار کنی و اگر تو را محروم کرد، تو به او عطا کنی و اگر به تو ظلم نمود، او را عفو نمایی.

امام صادق (ع) فرمود: «الخلق الحسن یمیت الخطیئه کما تمیت الشمس الخبیث»، اخلاق نیکو سبب نابودی گناهان است، همان گونه که خورشید خباثت ها را می میراند. همچنین فرمود: «حسن الخلق یثبت المودّه»، اخلاق نیکو، علاقه ها را محکم و استوار می کند. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «خصلتان لایجتمعان فی المومن، البخل و سوء الخلق»، در افراد با ایمان بخل و بد اخلاقی جمع نمی شود.‌

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در زمینه اخلاق و سنن و آداب زندگی پیامبر (ص) روایاتی را نقل کرده است که به برخی از آنها اشاره می شود: کم خرج، کریم الطبع و خوش معاشرت بود. به هر کس می رسید، چه بزرگ و چه کوچک سلام می کرد، پیامبر اکرم (ص) به توانگران و فقرا دست می داد و دست خود را نمی کشید تا طرف دست خود را بکشد.

بدون اینکه قهقه کند، همیشه تبسمی بر لب داشت.

بر زمین می نشست و با بردگان هم غذا می شد، لباس خود را وصله می زد و کفش خود را می دوخت.

وقتی در خانه مهمان داشت، اولین کسی بود که شروع به غذا خوردن می کرد و آخرین کسی بود که از غذا دست می کشید تا مهمانان راحت غذا بخورند. وقتی دعا می کرد، سه بار دعا می کرد و وقتی سخن می گفت در کلام خود تکرار نداشت. کلامش روشن بود به طوری که هر شنونده ای آن را می فهمید. نگاه خود را بین افرادی که در محضرش بودند تقسیم می کرد.

مقاله

نویسنده نسرین علوی زادگان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS