دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارتباط درون فردی Intrapersonal Communication

No image
ارتباط درون فردی Intrapersonal Communication

كلمات كليدي : ارتباط، ارتباط درون فردي، ارتباط انساني، تفكر، اعمال ذهني

نویسنده : قاسم كرباسيان

ارتباط درون‌فردی، یک داد و ستد ارتباطی است که در درون وجود شخص روی می‌دهد و می‌توان آن‌را حرف‌زدن با خود نامید.[1]

ماهیت ارتباط درون‌فردی

ارتباط هر فرد با خودش نوعی از ارتباط را به‌وجود می‌آورد که درون‌فردی خوانده شده است. این‌گونه از ارتباط که متضمن نوعی جریان تفهیم و تفاهم در درون فرد است و خود فرد را مورد توجه و محور اصلی بحث و گفتگو قرار می‌دهد، مبنای سایر ارتباطات به‌شمار می‌رود.

با این‌که تمامی انواع ارتباط، تا حدی ارتباط درون‌فردی به‌شمار می‌روند و معانی درگیر در هر ارتباطی، همواره در معرض تعبیر شخصی افراد است، اما این مفهوم خود به‌عنوان مفهومی متمایز و مشخص در سلک زنجیره‌ای از انواع ارتباط درمی‌آید. "بازبلاند" در توضیح این نوع از ارتباطات اینگونه می‌گوید: «فرایند رمزگذاری–رمزگشایی که به هنگام انتظار کشیدن انسان در تنهایی رخ می‌دهد یا درون‌نگری او نسبت به یک مصیبت شخصی، خود، نوعی ارتباط به‌قدر کافی متمایز است؛ که نیازمند تحلیلی جداگانه است. به همین دلیل، بهتر است ارتباط درون‌فردی را به بهره‌برداری از اشارت درون شخص که در غیاب دیگر مردمان رخ می‌دهد، محدود کرد. بدین ترتیب، محمل(عرض) این ارتباط، محصور در تنها یک شخص است؛ که با محیط خویش بده و بستان دارد و هم‌ اوست که آنچه را مقاصدش ایجاب کرده، می‌بیند و آنچه را که اندامگان او پذیرفته، حس می‌کند و نشانه‌ها را بر طبق پویش شخصیت خویش تداعی و به یکدیگر پیوند می‌زند»[2]

البته باید در نظر داشت که ارتباط انسانها با خود، منحصر به حالت انزوا و تنهایی انسان نیست و در بسیاری موارد، افراد در عین حالی که در میان انبوهی از انسان‌ها قرار گرفته‌اند، مستغرق در ارتباط با خود می‌شوند.

ویژگی‌های ارتباط درون‌فردی

در اغلب موارد این ارتباط از طریق گفتار خاموش برقرار می‌شود؛ که این نوع از گفتار نیز مانند گفتار محسوس واجد وجه احساسی است و بر لحن و نواخت تکیه دارد و اغلب با زبان تن همراه است. مثلاً وقتی تصمیم به انجام کاری می‌گیریم، ممکن است لب‌هایمان را به هم بفشاریم و یا مشت‌هایمان را گره کنیم.

از وجوه تمایز این‌گونه از ارتباط با ارتباط بین فردی می‌توان به ناممکن بودن عنصر سکوت در اینگونه از ارتباط اشاره کرد. سکوت که در رو در رویی‌های بین فردی، نقش ارتباطی مهمی دارد، در ارتباط درون‌فردی ناممکن است و اساساً هنگامی که هوشیار هستیم، نمی‌توانیم نیندیشیم و این‌گونه از ارتباط را قطع نمائیم.

باید دانست حرف‌زدن با خود، توسط افراد؛ که همان ارتباط درون‌فردی به‌شمار می‌رود، زمانی که در مورد خود باشد، به انگیزۀ کسب اطلاعات بیشتر در مورد خود، رفتار خود، علایق و نگرش‌ها و نظرات خود صورت‌ گرفته و موقعی که دربارۀ جهان خارج باشد و در مورد جهان خارج اندیشه شود، به قصد شناخت جهان جهت برخورد مناسب با مشکلات زیستن در جهان خواهد بود.[3]

مصادیق ارتباطات درون‌فردی

ارتباط درون‌فردی، اعمال ذهنی خودآگاه انسان مانند تفکر، محاسبه و ارزیابی خود و دیگران و روابط میان خود و دیگران، برنامه‌ریزی، تخیّل و یادآوری و همچنین اعمال ذهنی ناخودآگاه؛ مانند خواب دیدن را دربر می‌گیرد.

"لئونارد شدلستکی" در کتاب معنی و ذهن، از آنچه در درون هر فرد در فرایند ارتباط درون‌فردی می‌گذرد، فهرستی تهیه کرده است. به اعتقاد او ارتباط درون‌فردی موارد زیر را شامل می‌شود:

ادراکات، خاطرات، تجارت، نگرشها، نظرات، عقاید، احساسات، تدابیر، برداشت‌ها، تصورات، ارتباط‌ها، حالات ذهنی و ارزیابی‌ها.[4]

مقاله

نویسنده قاسم كرباسيان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS