دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارزش های حاکم بر اقتصاد اسلامی

اقتصاد اسلامی، به سبب تفاوت‌های بنیادینی که با نظام‌های اقتصادی غربی دارد، ارزش‌های خاصی را نیز در بطن خود دارد؛ این ارزش‌ها و هنجارها در واقع روح جهت دهنده به اقتصاد اسلامی محسوب شده و درونمایه اصلی آن را تشکیل می‌دهند.
No image
ارزش های حاکم بر اقتصاد اسلامی
نویسنده: یعقوب نعمتی وروجنی

اقتصاد اسلامی، به سبب تفاوت‌های بنیادینی که با نظام‌های اقتصادی غربی دارد، ارزش‌های خاصی را نیز در بطن خود دارد؛ این ارزش‌ها و هنجارها در واقع روح جهت دهنده به اقتصاد اسلامی محسوب شده و درونمایه اصلی آن را تشکیل می‌دهند. در اینجا تلاش بر این است تا هنجارها و ارزش هایی را که بر زندگی اقتصادی مسلمانان حکمفرماست مشخص سازیم‌.‌

عدالت

مفهوم اسلامی عدالت اجتماعی بر معاملات مسلمانان در محیط بازار، حاکم است‌.‌‌ مسلمانان باید با یکدیگر، منصفانه معامله کنند. احکام قرآنی، به مسلمین توصیه می‌کند که دستمزدهای عادلانه بپردازند، قیمت‌های منصفانه‌ای تعیین کنند، در معامله با یکدیگر امین باشند و تعهدات خود را به طور کامل اجرا کنند.‌اقتصاد اسلامی، معاملات ناعادلانه و استثمارگرایانه را در بین افراد، مردود می‌شمارد. مسلمانان، نمی‌توانند از مزایای شرایط بازار که نتیجه تغییرات ناگهانی در عرضه و تقاضاست، بهره برداری کنند و نمی توانند بهای ناعادلانه مقرر کنند یا دستمزدی غیرمنصفانه، پرداخت کنند. همچنین نهادهای اقتصادی و فعالیت‌های تجاری که به معنای ایجاد قدرتی اقتصادی برای تعیین قیمت‌های بالاو افزایش سود هستند، از نظر اسلام، غیرقانونی هستند. متعاقبا اعمالی چون احتکار یا تبانی بین شرکت‌های بازرگانی برای شکل دادن انحصاراتی که آنان را قادر به افزایش قیمت‌های بازار می‌کند، در اقتصاد اسلامی جایز نیست‌.

میانه روی در اسلام، میانه روی به عنوان بهترین شیوه زندگی در نظر گرفته شده است‌.‌‌ اسلام برای رسیدن به سطح معقولی از برابری اقتصادی، از طریق زکات و دیگر اشکال مالیات گیری، سیستم باز توزیع درآمد ثروت خاص خود را ایجاد کرده و محدودیت‌های مذهبی و اجتماعی خاص را به رفتار اقتصادی مسلمانان، وارد ساخته است. هنجار مذهبی و اجتماعی میانه روی، مانع هر گونه طرز رفتار افراط گرایانه می‌شود. از نظر اسلام، هرگونه زیاده روی، تندروی و افراط کاری، ناپسند است. در جامعه اسلامی، نه ثروت بیش از اندازه و نه فقر بیش از حد، قابل قبول نیست، میانه روی، قاعده ای است که برای ایجاد استانداردهای اولیه زندگی در یک جامعه اسلامی به کار می‌رود. این قاعده می‌گوید که مسلمانان باید در کار، مصرف و زندگی خود، میانه روی را رعایت کنند‌‌.

جامعه اسلامی، افراط کاری را در هیچ جنبه‌ای از زندگی، بویژه در مورد مصرف، قبول ندارد. برابری اقتصادی اسلامی، سطح متوسطی از مصرف را مطالبه می‌کند، با این هدف که از مصرف بیش از حد و دیگر اشکال رفتار تجمل آمیزی که به شکاف طبقاتی و بی عدالتی اقتصادی منجر می‌شود، ممانعت به عمل می‌آورد‌.

عدم اسراف

از نظر اسلام، اسراف یکی از بزرگ ترین گناهان محسوب می‌شود‌.‌‌ خداوند متعال، هر چیزی را که برای زندگی بشر لازم است، به وی عطا کرده است و از این رو، رفتار اسراف کارانه، نشانه ای از ناسپاسی محسوب می‌شود. بنابراین حفاظت محیط زیست، یک هنجار اقتصادی مهم در اسلام است و مسلمانان، پاسدار منابع الهی روی زمین هستند. مسلمانان باید، نعمت‌های الهی را در راستای منافع خود به کار گیرند و نیز از این منابع، جهت استفاده نسل‌های آتی، محافظت کنند. آنان موظف اند که از به هدر رفتن این منابع، جلوگیری کنند. به عبارت دیگر، مسلمانان باید، از وقت، پول، غذا، آب و دیگر منابع با ارزش، محافظت به عمل آورند. از این رو، اقتصاد اسلامی می‌تواند مشکل زائدات منفی را حل کند؛ هزینه‌های اضافی، مانند آلودگی محیط زیست، به علت استفاده نامناسب از منابع طبیعی، به جامعه تحمیل می‌شوند‌‌.

انفاق

علاوه بر مالیات‌های مذهبی اجباری، به مسلمانان توصیه می‌شود که به طور داوطلبانه در راه خدا، بخشش کنند. اسلام به مسلمانان توصیه می‌کند که درآمد و ثروت اضافی خود را برای کمک به خویشاوندان، همسایگان، فقرا و نیازمندان، صرف کنند. همچنین مسلمانان باید از پول خود برای ترویج صداقت اخلاقی و پرهیزکاری و ممانعت از نابرابری، بی عدالتی و دیگر منکرات در جامعه، بهره گیرند‌.‌انفاق، به نهاد اقتصادی مهمی در اسلام، تبدیل شده است. اوقاف مذهبی، شیوه بسیار رایجی است که از طریق آن، مسلمانان متمول، پول یا املاک خود را برای ساختن مدرسه، بیمارستان، مسجد و دیگر پروژه‌های عمومی که می‌تواند برای جامعه مفید باشد، اختصاص می‌دهند‌.‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS