دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استیفاء ازمال غیر

No image
استیفاء ازمال غیر

كلمات كليدي : استیفاء، استیفا از مال غیر، اجرت

نویسنده : محمد مهدی حکیمی

استیفاء از مال غیر

ماده 337 قانون مدنی شرایط تحقق استیفااز مال غیر را معین نموده » استیفاء کننده از مال دیگری زمانی در مقابل صاحب مال مسئولیت پرداخت اجرت المثل را پیدا می کند که شرایط استیفاء و ایجاد الزام به پرداختن اجرت المثل تحقق یافته باشد.

شرایط تحقق استیفاء از مال غیر را می توان به این ترتیب خلاصه کرد:

1- إذن مالک یا صاحب مال

إذن مالک استیفاء مشروع را از نا مشروع، و به خصوص استیلای عدوانی برمال غیر ( غصب ) جدا می کند . استیفاء به مفهومی که در ماده 337 آمده است به موردی اختصاص می یابد که استیفاء کننده مأذون باشد و به قهر و غلبه اقدامی نکند و چنانکه ماده قانونی فوق تصریح دارد، تحقق ضمان ناشی از استیفاء منوط به آن است که استیفاءکننده با إذن صاحب مال از آن بهره برده باشد. این إذن ممکن است به صورت صریح باشد، مانند اینکه صاحب آپارتمان به درخواست یکی از آشنایان خود کلید آپارتمان خود را به او بدهد و با اقامت او موافق نماید، یا اینکه إذن صاحب مال ضمنی باشد، مانند اینکه صاحب باغ ورود خانواده ای که برای استراحت به باغ او وارد می شوند را ببیند و اعتراض و ممانعت نکند. البته باید توجه داشت که علاوه بر إذن صریح یا ضمنی صاحب مال، ممکن است مالی برای استفاده دیگران مهیا شده باشد و این امر در واقع باید إذن صاحب مال تلقی شود. مثل اینکه در منطقه ای صاحب باغ تخت هایی را برای استقرار و اسکان موقت مسافران آماده و فرش شود، در این صورت استفاده کننده از تخت آماده، باید اجرت المثل استیفاء را بدهد. نکته دیگر اینکه چنانچه استیفاء کننده بدون إذن صریح یا ضمنی صاحب مال یا قائم مقام قانونی او یا شخص مأذون از طرف او اقدام به استیفاء منفعت از مال او نماید، این اقدام غصب تلقی می شود و با تعریف غصب در قانون مدنی مطابقت دارد .[1]

2- اقدام استیفاء کننده به استیفاء

ظاهرماده 337 مربوط به موردی است که استیفاء کننده از مالک إذن می گیرد و بر مبنای آن از مال او استیفاء می کند. در الزام ناشی از استیفاء برخلاف عقد اجاره زمانی شخص مسئول پرداخت اجرت المثل خواهد بود ، که از مال استیفای منفعت کرده باشد. بنا بر این چنانچه شخصی از صاحب مال اجازه استقرار در آپارتمان او را گرفته است ، ولی عملاً در آن سکونت ننماید و استیفای منفعت نکند، در مقابل او مسئول پرداخت اجرت المثل نخواهد بود، اما اگر همان آپارتمان بر اساس عقد و قرارداد اجاره‌ای بین مالک و مستأجر، به تصرف مستأجر در آید ـ چه مستأجر از آپارتمان استیفای منفعت کند و یا آن را خالی بگذارد ـ باید اجاره مقرر را به موجر پرداخت نماید .

3- اجرت داشتن استیفاء از مال در عرف

استفاده از مال دیگری در دید عرف به طور معمول اجرت دارد و کمتر اتفاق می افتد که منفعتی رایگان تلقی شود . با وجود این هرگاه در نظر عرف برای آن منفعت اجرتی نباشد، مانند اینکه مالک خانه به عبور کننده که خسته شده اجازه دهد که روی سکوی درب خانه برای رفع خستگی بنشیند، مالک نمی تواند مطالبه اجرت کند و منتفع الزامی به دادن اجرت المثل ندارد.[2]

شرط اجرت داشتن استیفاء در دید عرف، شرط مستقلی برای تحقق مسئولیت ناشی از استیفاء نبوده و این امر در اصل مجانی نبودن استیفاء لحاظ می شود و چنین استدلال نموده اند که اگر دلیلی بر مجانی بودن إذن در انتفاع اقامه نشود و قرائن و امارات و از جمله عرف، مجانی بودن را تأکید نکند، استیفاء کننده مکلف به پرداخت اجرت المثل می باشد، ولی چنانچه عرف بر مجانی بودن استیفاء حکم نماید، قضاوت عرف دلیلی بر عدم استحقاق صاحب مال تلقی می شود و استیفاء کننده از اقامه دلیل معاف می شود. [3]

مجانی بودن إذن در انتفاع تا زمانی اعتبار دارد که صاحب مال از إذن مجانی خویش برنگشته باشد، ولذا از زمانی که صاحب مال مجانی بودن إذن خود را پس بگیرد، استیفاء کننده باید از همان زمان اجرت المثل استیفاء از مال غیر را بپردازد، اما قبل از عدول صاحب مال از إذن مجانی که داده است، استیفاء کننده مکلف به دادن اجرت نیست.

4- مجانی نبودن إذن در استیفاء

همانطوری که از قسمت اخیر ماده 337 قانون مدنی قابل استنباط است ، اصولاً إذن در انتفاع مجانی نیست و هر کس از مال دیگری با إذن صریح یا ضمنی مالک، استیفای منفعت نماید، باید اجرت المثل آن را پرداخت نماید و در مواردی که إذن در انتفاع به طور صریح یا ضمنی مجانی است، الزام به دادن اجرت المثل بر استیفاء کننده تحمیل نمی شود، هر چند که مالک پشیمان شود.به اضافه از إذن به انتفاع، رایگان بودن آن فهمیده نمی شود . مجانی بودن انتفاع امری است خلاف ظاهر که باید ثابت شود و با توجه به اینکه این ادعا خلاف اصل است، باید برای اثبات ادعای خود از امارات قضایی استفاده کرده و اقامه دلیل کند و این از لحن ماده 337 که جنبه استثنایی بودن آن به خوبی استنباط می شود، زیرا پس از بیان استحقاق مالک به گرفتن اجرت المثل در متن ماده آمده است : « . . . مگر اینکه معلوم شود که إذن در انتفاع مجانی بوده است . »

مقاله

نویسنده محمد مهدی حکیمی
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS