دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اصل انتخاب اصلح

No image
اصل انتخاب اصلح پرسش و پاسخ

پرسش:

از منظر اسلام براي واگذاري مديريت ها و مسئوليت ها به افراد، چه اصلي بيشتر مورد تأکيد قرار گرفته است؟

پاسخ:

در اسلام براي انتخاب فرماندهان، مسئولان و مديران روي انتخاب اصلح تأکيد فراواني شده است. چنانکه در تاريخ زندگي پيامبر گرامي اسلام(ص) آمده است که آن حضرت از ميان تمام مسلمانان، جوان بيست و چند ساله اي را به نام «عتاب بن اسيد» براي فرمانداري «مکه» برگزيد، و فرماني به نام وي صادر کرد، و چون انتخاب اين جوان با توجه به کمي تجربيات او، در ميان اصحاب و ياران سؤال انگيز بود، و کمتر موردي در گزينش هاي پيامبر(ص) شبيه آن پيدا مي شد که براي مرکز بسيار حساسي همچون مکه فرد بسيار جواني را انتخاب کند، با يک جمله به تمام سؤالاتي که در اذهان مطرح بود پاسخ داد. حضرت رو به سوي عتّاب کرده و فرمود: اي عتاب! آيا مي داني تو را براي چه به اين مقام برگزيدم؟ و بر کدام قوم فرمانروا کردم؟ تو را فرماندار «اهل الله» عز و جل (اهل حرم و ساکنان مکه) نمودم، و اگر در ميان مسلمانان کسي را براي اين مقام شايسته تر از تو مي يافتم، اين کار را به او مي سپردم! (اسدالغابه، ابن اثير، ج 3، ص 385)

باز در همين زمينه پيامبر اسلام(ص) به صورت يک دستور کلي مي فرمايد: کسي که چيزي از امور مسلمين را برعهده گيرد، پس فردي را عهده دار کار مهمي کند. در حالي که فرد اصلح از او را مي يابد، خيانت به خدا و رسول او کرده است! (الغدير، ج 8، ص 291) و نيز در حديث ديگري از آن حضرت آمده است که: کسي که کارگروهي را برعهده کسي بگذارد که در ميان آن گروه فردي از او شايسته تر پيدا مي شود، خيانت به خدا و رسول خدا و مؤمنين کرده است. (جامع الصغير، جلال الدين سيوطي، ج 1، ص 455)

بنابراين اصل اساسي در تقسيم پستها در حکومت اسلامي و سپردن مديريت ها و فرماندهي به افراد، همان اصل گزينش و انتخاب اصلح و شايسته سالاري افراد است و انحراف از اين خط، يعني جايگزيني ملاک هاي قومي، قبيله اي، جناحي و باندي و نژادي و... خيانتي است به خدا و پيامبر و همه جامعه اسلامي.

در حديث ديگري از رسول خدا(ص) يکي از نشانه هاي قيام قيامت و نابودي جامعه بشريت، سپردن کارها به نااهل شمرده شده است. پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: هنگامي که امانت ضايع گردد، منتظر پايان جهان باش! عرض کردند: اي رسول خدا! منظور از ضايع کردن امانت چيست؟ حضرت فرمود: هنگامي که کارها به دست غيراهلش سپرده شود، منتظر پايان جهان باش! (السياسةً الشرعيه، ص 11)

همچنين امام صادق(ع) مي فرمايد: براي حکمرانان پسنديده نيست که در سه کار کوتاهي ورزند: 1- حفظ مرزها 2- رسيدگي به مظالم و حقوق پايمال شده مردم 3- انتخاب افراد شايسته براي کارهاي خود (بحارالانوار، ج 75، ص 233)

بنابراين يکي از مهم ترين دلايل عقب ماندگي کشورها، فقدان مديران و رهبران شايسته و اصلح در عرصه مديريت و هدايت حکيمانه آن جوامع خواهد بود. به همين جهت کشورهايي که کادرهاي مديريتي کارآمد و قوي را تربيت مي کنند و بر مسند کارها مي گمارند سرعت رشد و تکامل آنها بالا رفته و قله هاي تعالي و پيشرفت را سريعتر طي مي کنند.

روزنامه كيهان، شماره 21713 به تاريخ 12/6/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS