دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اضطرار چیست و مضطر واقعی کیست؟

یکی از آیات معروف و مشهور در میان مردم آیه‌ای است که برای شفای بیماری و رهایی از گرفتاری‌ها بارها و بارها خوانده می‌شود.
اضطرار چیست و مضطر واقعی کیست؟
اضطرار چیست و مضطر واقعی کیست؟

یکی از آیات معروف و مشهور در میان مردم آیه‌ای است که برای شفای بیماری و رهایی از گرفتاری‌ها بارها و بارها خوانده می‌شود. در این آیه آمده است: أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ؛ یا کیست آن کس که درمانده را چون وى را بخواند اجابت مى‌کند و گرفتارى و زشتی را برطرف مى‌گرداند. (نمل، آیه 62)

با نگاهی به سیاق آیه می‌توان دریافت که مصداق اضطرار واقعی و مضطر واقعی امری و کسی دیگر است.

توضیح اینکه واژه اضطرار از «ضرر» گرفته شده است. ضرر به معنای زیان، خسارت، سختی، تنگنا، کمبود، بدحالی و مانند آن است. واژه «ضرورت» از همین ریشه نیز به معنای ناچاری و گرفتاری و امری که چاره‌ای از آن نیست و امر لازم مانند نیازمندی‌های زندگی به کار رفته است.

واژه اضطرار از باب افتعال به معنای بی‌اختیار‌، مجبور، ناگزیر و نیاز به‌کار می‌رود. حالت اضطراری حالت غیرطبیعی و بحرانی است که شخص بدان گرفتار می‌شود. به عنوان نمونه کمبودهای غذایی موجب اضطراری است که شخص ممکن است هنگام گرفتارشدن در مخمصه نیاز، اقداماتی را انجام دهد که در حالت عادی مجاز به انجام آن نیست، مانند خوردن مردار در حالت اضطراری که احتمال مرگ است. البته حالت اضطراری به عنوان حالت فوق‌العاده احکام ثانوی را اقتضا می‌کند که غیر از احکام اولی است؛ این‌گونه است که حرام، مباح نه حلال می‌شود؛ یعنی شخص به میزان نیاز در یک محدوده معین و محدود، مجاز به انجام حرامی چون مردارخوری می‌شود؛ زیرا «الضرورات تبیح بقدرها؛ ضرورت به اندازه ضرورت چیزی را مباح و مجاز می‌سازد.»

در آیات قرآن از احکام ثانوی در حالت اضطرار سخن به میان آمده است. (مائده، آیه 3؛ انعام، آیه 145؛ بقره، آیه 173؛ رعد، آیه 115)

اما با نگاهی به آیه مورد بحث معلوم می‌شود که این حالت اضطراری و گرفتاری‌، درباره قحطی یا بیماری و مانند آنها از اموری شخصی زندگی نیست، بلکه مرتبط با امر خلافت الهی انسان بر اجتماع است. خدا پس از اینکه داستان پیامبران را نقل می‌کند، در ادامه می‌فرماید: قُلِ الْحَمْدُلله وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَى الله خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ؛ بگو سپاس براى خداست و درود بر آن بندگانش که آنان را برگزیده است. آیا خدا بهتر است یا آنچه با او شریک مىگردانند (نمل، آیه 59) به این نمونه دیگر ‌اشاره می‌کند و می‌فرماید: أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الارْضِ اَإِلَهٌ مَعَ الله قَلِیلًا مَا تَذَکَّرُونَ؛ یا کیست آن کس که گرفتار و درمانده را چون وى را بخواند اجابت مى‌کند و گرفتارى را برطرف مى‌گرداند و شما را جانشینان این زمین قرار مى‌دهد؟ آیا معبودى با خداست؟ چه کم پند مى‌پذیرید. (نمل، آیه 62)

بنابراین، اضطراری که از آن سخن به میان آمده است، فقدان خلیفه و خلافت برگزیدگان خدا بر زمین است. این همان اضطرار واقعی است که خواهان برطرف شدن آن هستند؛ زیرا با فقدان خلیفه الهی بر زمین، عدالت که مأموریت همه پیامبران بود(حدید، آیه 25) اجرایی نمی‌شود؛ چنانکه امر به معروف و نهی از منکر، نماز و دیگر حدود الهی اقامه نشده و ظالمان و مستکبران دفع نمی‌شوند. (حج، آیات 40 و 41) چنانکه بدون آن امنیت و آرامش فراهم نمی‌شود (نور، آیه 55)

پس، از منظر قرآن، اضطرار واقعی فقدان خلیفه و خلافت الهی است و آنچه موجب می‌شود مردم دست به دعا شوند، برطرف شدن این اضطرار است تا با حضور خلیفه و خلافت الهی، سلامت دین و دنیا و سعادت دو سرا تأمین و تضمین شود. پس اضطرار واقعی فقدان خلیفه الهی و مضطر واقعی خلیفه و مردم خلیفهخواهی هستند که در انتظار آن خلیفه و خلافت هستند. از همین رو، گفته می‌شود که مضطر واقعی امام زمان(عج) است و اضطرار واقعی نیاز مردم به حکومت و خلافت آن حضرت است که ان‌شاء‌الله به زودی خدا تعجیل کرده و این اضطرار برداشته و کشف شود.

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 11 مرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS