دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعجاز علمی قرآن کریم (قرآن و حیات در کرات دیگر)

سفر به آسمان و آگاهی از عوالم پیچیده‌ی آن همواره از آرزوهای بشر بوده است، تا این که با اختراع فضاپیماها این امر میسر شد و دانشمندان با بخشی از این عوالم آشنا شدند. یکی از مسائلی که مورد جستجوی اندیشمندان بوده این که آیا حیات و زندگانی مخصوص کره‌‌‌‌‌‌ی زمین است یا در کرات دیگر نیز شرایط سکونت وجود داشته و موجوداتی زندگی می‌کنند؟
اعجاز علمی قرآن کریم (قرآن و حیات در کرات دیگر)
اعجاز علمی قرآن کریم (قرآن و حیات در کرات دیگر)

نویسنده: علی اسعدی

سفر به آسمان و آگاهی از عوالم پیچیده‌ی آن همواره از آرزوهای بشر بوده است، تا این که با اختراع فضاپیماها این امر میسر شد و دانشمندان با بخشی از این عوالم آشنا شدند. یکی از مسائلی که مورد جستجوی اندیشمندان بوده این که آیا حیات و زندگانی مخصوص کره‌‌‌‌‌‌ی زمین است یا در کرات دیگر نیز شرایط سکونت وجود داشته و موجوداتی زندگی می‌کنند؟

نتایج جدید علمی بیانگر این حقیقت است که شرایط حیات، منحصر به زمین نیست و در کرات دیگر نیز زیست موجودات صورت می‌گیرد، هر چند شیوه‌ی این زیست با زندگی برروی کره‌ی زمین تفاوت دارد.

جمعی از دانشمندان فلک‌شناس که "هرشل" از جمله‌ی آن‌هاست معتقدند: مجموع ستارگان ثابت و سیار، مسکونی می‌باشد و تجلیات اسرار آمیز حیات منحصر به زمین نیست، منتها شرایط حیات بر حسب انواع جاندارانی که در هر یک از کرات آسمانی زندگی می‌کنند متفاوت است.[1]

در گزارش دیگر به نقل از دانشمندان آمده است که: «تنها در کهکشان ما 600ستاره‌ی مسکونی وجود دارد و در این ستارگان تمدنی شبیه تمدن زمین دیده می‌شود و شاید ساکنین نیمی از این ستارگان از مردم کره‌ی زمین متمدن تر باشند.»[2]

در تحقیقی که با همکاری یکی از دانشمندان فضایی شوروی سابق و یکی از متخصصین فضایی آمریکا تحت عنوان «ما تنها نیستیم» تألیف و منتشر شد اعلام گردید که: «در کهکشان ما (کهکشانی که منظومه‌ی شمسی ما از اعضای آن محسوب می‌شود) دست کم هزار میلیون کره‌ی قابل زندگی موجود است.»[3]

اکنون نکوست به قرآن نظری افکنیم و دیدگاه قرآن را در این باره جویا شویم. با شگفتی فراوان، قرآن و روایات حکایت از وجود جنبندگانی در آسمان‌ها می‌کند و می‌فرماید:

« وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فیهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلى‌ جَمْعِهِمْ إِذا یَشاءُ قَدیرٌ »

«از جمله نشانه‌های خداوند، آفرینش آسمان‌ها و زمین و جنبندگانی است که در آن‌ها پراکنده ساخته و او قدرت دارد هرگاه بخواهد همه را جمع آوری نماید». (شوری/ 29)

کلمه‌ی «دابه » به معنی «جنبندگان» و کلمه «فیهما» به وجود موجودات زنده در کرات دیگر تصریح می‌کند.[4]

علاوه بر این آیه، آیات دیگری از قرآن نیز به این حقیقت اشاره می‌کند: نظیر آیاتی که سخن از سجده و تسبیح جنبندگان و فرشتگان آسمان و زمین به میان می‌آورد، مانند:

«و لله یسجد ما فی السموات و ما فی الأرض من دابه و الملائکه و هم لا یستکبرون» (نحل/49)

و نیز «تسبح له السموات السبع و الأرض و من فیهن» (اسراء/44)

و آیات فراوان دیگر که ذکر آن‌ها به اطاله‌ی کلام می‌انجامد.[5]

در گفتار پیشوایان بزرگ اسلام نیز نمونه‌هایی که حاکی از این حقیقت است موجود می‌باشد. از جمله حضرت علی(ع) می‌فرماید:

«این ستارگان آسمان، شهرهایی همانند شهرهای زمین هستند که شهری با شهر دیگر با ستونی از نور مربوط است».[6]

    پی نوشت:
  • [1] . دانش عصر فضا، حسین نوری، ص185
  • [2] . منبع پیشین، به نقل از اطلاعات، 7/7/1343
  • [3] . منبع پیشین، به نقل از دانستنی‌های جهان علم، ص227
  • [4] . قرآن و آخرین پیامبر، ص194
  • [5] . پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص196
  • [6] . سفینة البحار، ج2، ص574، ذیل ماده‌ی «نجم»
    روزنامه ی کیهان، یکشنبه، 6 شهریور 1384، سال شصت و چهارم،شماره ی 18317

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS