دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

افسانه غرانيق

No image
افسانه غرانيق

پرسش:

    در مورد افسانه غرانيق که معروف به آيات شيطاني است توضيح دهيد که منشا پيدايش آن چه بوده و در بطلان سند آن چه استدلال هايي را مي توان مطرح کرد؟

پاسخ: افسانه غرانيق ساخته و پرداخته دشمنان و مخالفان بي خبري است که براي تضعيف موقعيت قرآن و پيامبر (ص) چنين حديث بي اساسي را جعل کرده‌اند. آنها در اين افسانه گفته اند: پيامبر خدا (ص) در مکه مشغول خواندن سوره «النجم» بود، چون به آياتي که نام بتهاي مشرکان در آن بود يعني: «اَ فَرَءَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّي‌ وَ مَنَوةَ الثَّالِثَةَ الْاُخْرَي» رسيد، (نعوذ بالله) شيطان اين دو جمله را بر زبان او جاري ساخت که: «تلک الغرانيق العلي، و ان شفاعتهن لترجي»! يعني: «اينها پرندگان زيباي بلند مقامي هستند و از آنها اميد شفاعت است»!، در اين هنگام پيامبر(ص) سجده کرد و آنها هم سجده کردند، جبرئيل نازل شد و به پيامبر(ص) اخطار کرد که اين دو جمله را من‌ براي تو نياورده بودم، اين از القائات شيطان بود.

    قرائن و شواهد فراواني نشان مي‌دهد که اين يک حديث مجعول و ساختگي است. لذا تمام محققان اسلامي اعم از شيعه و اهل تسنن اين حديث را قويا نفي و آنرا به جعل جاعلين نسبت داده‌اند.

    پيرامون افسانه ساختگي غرانيق در بعضي از کتب اهل سنت روايات عجيبي از ابن عباس نقل شده از جمله اين که: پيامبر خدا (ص) در مکه مشغول خواندن سوره «النجم» بود، چون به آياتي که نام بتهاي مشرکان در آن بود رسيد که: «اَ فَرَءَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّي‌ وَ مَنَوةَ الثَّالِثَةَ الْاُخْرَي» يعني: به من خبر دهيد آيا بت هاي «لات» و «عزّي» و «منات» که سوّمين آنهاست (دختران خدا هستند) (النجم 19و20) در اين هنگام شيطان اين دو جمله را بر زبان او جاري ساخت: «تلک الغرانيق العلي، و ان شفاعتهن لترجي»! يعني: «اينها پرندگان زيباي بلند مقامي هستند و از آنها اميد شفاعت است!» (غرانيق جمع غرنوق (بر وزن مزدور) يک نوع پرنده آبي سفيد يا سياه رنگ است و به معاني ديگر نيز آمده است (قاموس اللغة).

    در اين هنگام مشرکان خوشحال شدند و گفتند: « محمد (ص) تاکنون نام خدايان ما را به نيکي نبرده بود»، در اين هنگام پيامبر (ص) سجده کرد و آنها هم سجده کردند، جبرئيل نازل شد و به پيامبر(ص) اخطار کرد که اين دو جمله را من‌ براي تو نياورده بودم، اين از القائات شيطان بود در اين موقع آيات مورد بحث (وَ ما اَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لانَبِيٍّ ...) نازل گرديد و به پيامبر(ص) و مومنان هشدار داد! (در الميزان ذيل آيات مورد بحث، اين حديث از جماعتي از حفاظ اهل سنت از جمله ابن حجر نقل شده است).

    دلايل بطلان اين روايت

    گر چه جمعي از مخالفان اسلام براي تضعيف برنامه‌هاي پيامبر(ص) به گمان اينکه دستاويز خوبي پيدا کرده‌اند اين قضيه را با آب و تاب فراوان نقل کرده و شاخ و برگهاي زيادي به آن داده‌اند. ولي قرائن فراوان نشان مي‌دهد که اين يک حديث مجعول و ساختگي است که براي بي اعتبار جلوه دادن قرآن و کلمات پيامبر اسلام (ص)، به وسيله شيطان‌صفتان جعل شده است زيرا:

    اولاً: به گفته محققان، راويان اين حديث افراد ضعيف و غيرموثقند، و صدور آن از ابن عباس نيز به هيچ وجه معلوم نيست، و به گفته «محمد بن اسحاق» اين حديث از مجعولات زنادقه مي‌باشد و او کتابي در اين باره نگاشته است (تفسير کبير فخر رازي جلد 23 صفحه 50).

    ثانياً: احاديث متعددي در مورد نزول سوره نجم و سپس سجده کردن پيامبر و مسلمانان در کتب مختلف نقل شده، ولي در هيچ يک از اين احاديث سخني از افسانه غرانيق نيست، و اين نشان مي‌دهد که اين جمله بعدا به آن افزوده شده است. (همان مدرک)

    ثالثاً: آيات آغاز سوره نجم صريحا اين خرافات را ابطال مي‌کند آنجا که مي‌گويد: «پيامبر(ص) از روي هواي نفس سخن نمي‌گويد آنچه مي‌گويد تنها وحي الهي است» (النجم،3و4، وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوي‌ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحي) اين آيه با افسانه فوق چگونه سازگار است؟   

   

                  روزنامه كيهان، شماره 21058 به تاريخ 24/2/94، صفحه 6 (معارف)

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS