دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امامت، پیشوایی امت به سوی هدایت

امامت در زبان عربی به معنای رهبری و پیشوایی آمده است.
امامت، پیشوایی امت به سوی هدایت
امامت، پیشوایی امت به سوی هدایت
نویسنده: محمدتقی انصاری

امامت در زبان عربی به معنای رهبری و پیشوایی آمده است. از این رو امام به فردی اطلاق دارد که رهبر، مقتدا و پیشوای گروه یا جمعیتی باشد که این افراد از رفتار و گفتار وی پیروی نموده و در شیوه و روش زندگی خویش از سیرو سلوک و گفته‌های وی تمسک می‌جویند.

امام در گنجینه واژگان دینی دارای معنایی مهم و جایگاهی متمایز از معنای لغوی آن می‌باشد. در تعریف اخص کلمه می‌توان گفت، امامت عبارت است از ریاست کلی الهی به نیابت از رسول خدا در امور دین و دنیای مردم. البته باید اذعان داشت، واژه امامت با واژه خلافت متفاوت بوده و مترادف هم نمی باشد، هرچند گاهاً به اشتباه یکسان تلقی می‌گردند.

خلافت به معنای جانشین پیامبر (ص) است. پس خلیفه شخصی است که بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) و یا در غیاب او وظایف و کارهای وی را بر عهده گرفته و به انجام می‌رساند. ابن خلدون در تعریف خلافت بیان می‌دارد: «خلافت یعنی نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین و سیاست دنیا و به همین اعتبار خلافت گفته می‌شود و متصدی آن مقام را خلیفه می‌نامند».

باید توجه داشت برای تحقق معنای امامت، پیشوایی شرط است. یعنی امام می‌بایست به گفتار و قول خویش ملتزم بوده و باید با قول و عمل خود، مردم را رهبری کند. امّا خلیفه، صرفاً جانشین پیامبر بوده و نیازی به احراز شرط پیشوایی نیست. همچنین امامت دارای ویژگی‌ها و اوصافی است که از سوی پروردگار تنها برای شایستگان به ودیعه گذاشته شده است. پرهیزکاری، خلوص، ایمان راسخ و عمیق، اطاعت خدا با زبان، دست و تمامی اعضاء و جوارح، فضیلت و شرف و جانفشانی در راه خدا و دین اسلام و رسیدن به حدّ اعلای تقوا از جمله ویژگی‌های امام و رهبر معنوی مسلمانان می‌باشد. همچنین در تحقق امامت، عقیده و آرای مردم تاثیر گذار نبوده و به عبارتی امامت یک مقام انتصابی و انتخابی از سوی مردم نمی باشد. بلکه انتصاب از جانب خداوند موجب تحقق مقام امامت می‌باشد. امام رضا(ع) در تعریف امامت می‌فرمایند: «امامت یعنی نگهداری از دین و حفظ نظام مسلمانان. مقام امامت بزرگ تر و عالی تر و دقیق تر از آن است که عقول مردم بدان برسد یا به واسطه آرای خودشان بتوانند آن را درک کنند یا امامی را اختیار نمایند. خداوند متعال بعد از پیغمبری و خلیل الرحمان شدن حضرت ابراهیم (ع)، مقام شامخ امامت را به وی ارزانی داشته و بدان فضیلت و شرف برگزید و فرمود: من تو را امام ملت قرار می‌دهم. ابراهیم بدین بشارت خشنود شد و عرض کرد: امامت در ذریه من نیز خواهد بود؟ خداوند فرمود: مقام امامت به ستمکاران نخواهد رسید».

پرواضح است که امامت به برگزیدگان و خوبان اختصاص دارد و با ستمکاری و ظلم پیشگی منافات داشته و در تضاد آشکار است. از برخی از احادیث استنباط می‌شود که حضرت علی(ع) در زمان حیات پیامبر(ص) امام و پیشوای مردم بوده است. در حدیث است که پیغمبر اکرم(ص) به ام سلمه فرمودند: «علی، سید مسلمانان و امام پرهیزکاران می‌باشد» و نیز در حدیثی دیگر آمده است که پیامبر (ص) فرمودند: «خداوند درباره علی (ع) به من فرمود: علی پرچم هدایت و امام دوستان من است».

لذا از مجموع این احادیث و روایات می‌توان پی برد که حضرت علی(ع) در زمان رسول خدا(ص) متصف به مقام امامت، پیشوایی و رهبری معنوی مسلمانان بوده و در همان عصر نیز پیروانی داشته است که از سیره و روش وی سرمشق گرفته و راه و روش زندگی او را چراغ هدایت حیات خویش قرار داده بودند. لذا امامت در نظر مسلمانان و بویژه شیعیان، یک مقام شاخص بوده که فضایل و کمالات نفسانی و شایستگی ذاتی برای رهبری معنوی مسلمان را در شخص امام لازم و ضروری می‌دانند.‌

مقاله

نویسنده محمدتقی انصاری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS