دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امانتداری و راستگویی‌

No image
امانتداری و راستگویی‌

امانتداري و راستگويي‏

علی مهدوی

در بیان ویژگی‌های مومنان

«امانتداری» یکی از اصول اخلاقی است که در قرآن کریم و روایات معصومین(ع)، نسبت به آن تاکید فراوان شده است. قرآن کریم در بیان اوصاف اهل ایمان، با اشاره به وصف امانتداری آنان، می‌فرماید: «والذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون؛ و آنان (مومنان) امانت‌ها و عهدهای خود را رعایت می‌کنند»(مومنون/8). پیامبر اکرم(ص) در توصیف اهل ایمان می‌فرمایند: «امینا علی الامانات؛ مومنان نسبت به امانات مردم امین هستند» نیز فرمودند: «از اخلاق اهل ایمان این است که هر گاه مورد اطمینان و اعتماد مردم واقع شود (و امانتی بدو سپرده شود) خیانت نورزد». از امام زین العابدین(ع) نیز روایت شده است: «المومن لایحدث امانته الاصدقاء؛ مومن به امانت دوستان خود خیانت نمی کند». ‌

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «ان الله لم یبعث نبیا الابصدق الحدیث و اداء الامانه؛ همانا خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه دو صفت راستگویی و حفظ امانت جزء برنامه شریعتش بود» همچنین حضرت، مقام والا و ارجمند امیرالمومنین علی(ع) نزد پیامبر اکرم (ص) را مرهون همین دو ویژگی راستگویی و امانتداری می‌داند و می‌فرماید: «فان علیا انما بلغ ما بلغ به عند رسول الله بصدق الحدیث و اداء الامانه؛ همانا علی(ع) نزد رسول خدا(ص) به سبب راستگویی و امانتداری به آن مقام ارجمند رسید». پیامبر (ص) و امامان(ع) همواره فرزندان و اطرافیان خود را به رعایت امانتداری توصیه و سفارش می‌کردند. حضرت علی(ع) می‌فرماید: به خدا سوگند، از رسول خدا در آستانه رحلتش شنیدم که سه بار فرمود: «یا ابا الحسن ادّ الامانه الی البر و الفاجر، فیما قلّ و جلّ حتی فی الخیط و المخیط؛ ای ابوالحسن، امانت را به صاحبش برگردان، خواه صاحب امانت نیک باشد یا بد و آن امانت کم باشد یا زیاد، حتی اگر نخ و سوزن باشد». در روایتی از رسول خدا (ص)، خیانت در امانت از نشانه‌های انسان منافق دانسته شده است: «آیه المنافق ثلاث اذا حدث کذب و اذا وعد خلف و اذا ائتمن خان؛ منافق سه نشانه دارد: دروغگویی، پیمان شکنی و خیانت در امانت».

امانتداری در اسلام به قدری مهم و جدی است که هیچگونه عذری برای ترک آن وجود ندارد و امانت در هر موقعیت و شرایطی، باید به صاحبش باز گردد. امیرالمومنین(ع) می‌فرماید: «امانت را به صاحبانش بدهید اگر چه آنان قاتلان فرزندان پیامبران باشند». امام سجاد(ع) نیز می‌فرماید: «علیکم باداء الامانه فوالذی بعث محمدا بالحق نبیا لو ان قاتل ابی الحسین بن علی علیهما السلام ائتمننی علی السیف الذی قتله به لادیته الیه؛ بر شما باد به دادن امانت به صاحبش، سوگند به خداوندی که محمد (ص) را به حق به پیامبری برانگیخت هر گاه قاتل پدرم حسین بن علی (ع) همان شمشیر که پدرم را با آن کشت به من امانت دهد، آن را به او برمی گردانم». ‌

در نهج البلاغه در موارد بسیاری سخن از امانت و امانتداری به میان آمده است که غالبا مصداق آن پستها و مقام‌های سیاسی است. امیرالمومنین(ع) خطاب به یکی از یارانش فرمود: «بدان ای رفاعه همانا مقام زمامداری (و پست‌های آن) امانت است، پس کسی که آن را وسیله خیانت قرار دهد لعنت خداوند تا قیامت بر اوست». این روایت بیانگر آن است که زمامداری و پست‌های حکومتی، حق شخصی نیست تا انسان هر گونه که خواست با آن رفتار نماید، بلکه امانتی در دست اوست و باید در رفتار خود نسبت به آن، همه موازین شرعی آن را رعایت نماید و گرنه خود را به خیانت آلوده کرده است.‌یکی دیگر از مصادیق و مظاهر امانتداری، رازداری و حفظ اسرار دیگران است. از رسول خدا (ص) روایت شده است: «المجالس بالامانه و افشاء سرّ اخیک خیانه؛ مطالب خصوصی و محرمانه در مجالس، امانت است و فاش ساختن راز برادرت، خیانت می‌باشد». ‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS