دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امر به معروف و نهى از منکر

No image
امر به معروف و نهى از منکر

امر به معروف و نهى از منکر

آیت الله سیّد هادى خراسانى بارها و به صورت هاى مختلف، مثل: موضع گیرى، اعتراض به مقررات ظالمانه، تألیف کتاب و مقاله و راه پیمایى علیه حاکمان عراق به اعتراض پرداخت و آنان را از منکرات نهى کرد. به چند نمونه از این حرکت ها اشاره مى شود:

در سال (1341 هـ .ق.) حکومت عراق، آیت الله مجاهد، شیخ مهدى خالصى را به مشهد مقدّس تبعید کرد. گروهى از عالمان نجف به این عمل حکومت عراق اعتراض کردند و حکومت عراق نیز برخى از آنان را دستگیر و با اهانت به شهر کربلا آورد و از آن جا به ایران تبعید نمود. از جمله این عالمان سیّد ابوالحسن اصفهانى و میرزاى نایینى بودند. حاکمان محلى مقرر کرده بودند که کسى حقّ استقبال و یا بدرقه آنان را ندارد و در این میان آیت الله سیّد هادى خراسانى در اعتراض به این مقررات ظالمانه، پشت سر ماشین آیات مذکور به مراسم بدرقه پرداخت و مردم از حرکت او به جنبش درآمدند و گروه زیادى از مردم کربلا در بدرقه آن آیات شرکت کردند و بار دیگر، ارتباط تنگاتنگ مردم و مرجعیّت را به نمایش گذاشتند.([33])

در سال 1355 هـ .ق. فرماندار کربلا، به نام صالح جبر، تصمیم گرفت بدون دلیل و به بهانه توسعه خیابان، مناره تاریخى و معروف «منارة عبد» را که در قسمت شمال شرقى صحن سیّدالشهدا (علیه السلام) قرار داشت، خراب کند. در این جا نیز آیت الله سیّد هادى خراسانى اوّلین کسى بود که به اعتراض پرداخت و ترتیب راهپیمایى اعتراض آمیزى را در کربلا داد و در صف اوّل آن قرار گرفت. او با اشعار فارسى تاریخ تأسیس و انهدام آن مناره را چنین بیان کرد:

در صحن سیّدالشهدا بود برقرار *** گلدسته اى چو شاخه طوبى بزرگوار

عقل حکیم از پى تاریخ او بگفت *** «انگشت یار، سال بنایش بیادگار

«دست جفا» زپاى فکندش بدون وجه *** أرّخ «جزاى هدم و أوامر، عذاب و نار»

در این ابیات، جمله انگشت یار، سال بناى آن مناره است و آن سال (982 هـ .ق.) است و جمله «جزاى هدم» و «اوامر»، «عذاب و نار» مساوى با (1355 هـ .ق.) بنا بر حروف ابجد است.

او با چاپ مقاله اى اعتراض آمیز در مجله «النداء» بغداد، نفرت خود را از انهدام صحن کوچک حرم سیّدالشهدا(علیه السلام) توسط حاکم کربلا به نام عبدالرسول خالصى، با هدف تضعیف شیعه در سال (1368 هـ .ق.) اعلام داشت.

از جمله اعتراض هاى او بر علیه حاکم وقت کربلا، ترک نماز جماعت در صحن مقدّس امام حسین(علیه السلام) و اقامه نماز به صورت انفرادى بود که از اعتراض هاى جدّى او به حساب مى آمد.

سیّد هادى خراسانى، نه تنها نسبت به مسائل داخلى عراق داراى حساسیت ویژه اى بود بلکه نسبت به جهان اسلام نیز اهمیّت مى داد و در برابر وقایع غیر شرعى عکس العمل نشان مى داد. ارسال نامه هاى متعدد براى حکومت رضاخان مبنى بر عدم مشروعیت کشف حجاب و خلع لباس روحانیان و ارسال تلگراف و نامه به اقصى نقاط بلاد اسلامى، در اعتراض به وهابیت، در خصوص انهدام قبر معصومین(علیهم السلام)، در مدینه منوره از جمله حساسیت هاى این عالم بزرگوار است.([34])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS