دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انسان؛ هیزم جهنم

از نظر قرآن، انسان در مسیر درکات و هبوط و سقوط به جایی می‌رسد که از حیوان هم پست‌تر می‌شود؛ زیرا حیوان، مقدراتی دارد که خدا برای او تعیین کرده است.
انسان؛ هیزم جهنم
انسان؛ هیزم جهنم

انسان؛ هیزم جهنم

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: سه شنبه 18 اردیبهشت ماه 1397

از نظر قرآن، انسان در مسیر درکات و هبوط و سقوط به جایی می‌رسد که از حیوان هم پست‌تر می‌شود؛ زیرا حیوان، مقدراتی دارد که خدا برای او تعیین کرده است. این مقدرات برای او همان حدّ و اندازه‌ای است که مقتضی شأن و شئون اوست؛ چنانکه مقدرات جماد و یا گیاه نیز این‌گونه است. پس برای آنها تنقیص و کاهش درجه نیست؛ زیرا خدا می‌فرماید: وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیرًا؛ و هر چیزى را آفرید و بدان گونه که درخور آن بود اندازه‏گیرى کرد.(فرقان، آیه 2) همچنین می‌فرماید: قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى؛ موسی گفت: پروردگار ما کسی است که به هر چیزی خلقتی بخشید که در خور آن است، سپس هدایت کرد. (طه، آیه 50)

اما انسان با آنکه خلقتی مناسب برای او مقدر شده که مقام مکرمان (اسراء، آیه 70) و احسن تقویم است (تین، آیه 4)؛ ولی به سبب داشتن اراده و حق انتخاب (انسان، آیه 3) می‌تواند در دو مسیر صعود یا سقوط گام بردارد و بر درجات خویش بیفزاید یا در درکات سقوط کند؛ این سقوط در حالی است که اگر گاو، گاو است و درکی از گاو بودن ندارد، یا اگر دارد، از آن اندوهگین نیست و حسرت نمی‌خورد؛ زیرا گاو یا هر موجودی دیگر حتی فرشتگان در مقام معلوم خود هستند که خدا برایشان مقدر کرده است(صافات، آیات 164 تا 166)؛ اما انسان در حالی مثلاً فرشته می‌شود که انسان است؛ یا انسان در درکات وقتی گاو می‌شود، انسان گاو است، یا وقتی گیاه و هیزم خشک می‌شود، «انسان هیزم خشک» است. (جن، آیه 15)

از نظر قرآن بدترین حالت آن است که انسان، نه تنها انسان سنگ شود، بلکه انسان زغال‌سنگ شود که سوخت دوزخ است. خدا می‌فرماید: إِنَّکُمْ وَ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ؛ در حقیقت‏ شما و آنچه غیر از خدا مى‌پرستید، هیزم دوزخ هستید، شما در آن وارد خواهید شد. (انبیاء، آیه 98)

واژه «حصب» به معنای سنگریزه است که به سادگی پرتاب می‌شود. همچنین به سنگریزه‌های سرخ‌رنگ نیز گفته می‌شود، از همین رو بیماری سرخجه را حصبه می‌گویند. البته در زبان عربی به چوب‌های ریز و زغال سنگ که برای افزایش آتش استفاده می‌شود نیز حصب می‌گویند. بر این اساس، برخی از انسان‌ها سوخت زغالی یا چوبی دوزخ می‌شوند که درکات دیگر به آتش آنان، فروزان است. از همین رو، در قرآن از انسان سوخت‌ها یاد می‌شود، چنانکه می‌فرماید: ‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده‌اند که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‌کنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند (به طور کامل) اجرا می‌کنند! (تحریم، آیه 6) 

خدا همچنین می‌فرماید: پس اگر چنین نکنید - که هرگز نخواهید کرد- از آتشی بترسید که هیزم آن، بدن‌های مردم (گنهکار) و سنگ‌ها [بتها] است که برای کافران، آماده شده است! (بقره، آیه 24) پس از نظر قرآن، این «انسان زغال سنگ»‌ها در کنار دیگر سوخت‌ها، سوخت اصلی دوزخ را تأمین می‌کنند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS