دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انفاق کنندگان؛ مومنین راستین

«الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوه و مما رزقناهم ینفقون؛

متقین کسانی هستند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و نماز به پا می‌دارند و از آنچه که خدا به آنها روزی داده، انفاق می‌کنند»(بقره/3).

انفاق کنندگان؛ مومنین راستین
انفاق کنندگان؛ مومنین راستین
نویسنده: علی مهدوی

 

«الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوه و مما رزقناهم ینفقون؛

متقین کسانی هستند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و نماز به پا می‌دارند و از آنچه که خدا به آنها روزی داده، انفاق می‌کنند»(بقره/3).

مطابق آیه شریفه فوق، یکی از ویژگی‌های بارز «متقین»، آن است که از آنچه حق تعالی به آنها روزی داده است، در راه خدا انفاق می‌کنند. خدای سبحان در ابتدای سوره بقره می‌فرماید: وجه ترتب انفاق بر اقامه نماز در آیه شریفه فوق آن است که حبّ مال و جاه و بخل، مانع از انفاق است و تنها نمازگزاران راستین هستند که جان خود را از این قیود رهانیده، قدرت انفاق دارند. خدای سبحان می‌فرماید:

«إنّ الإنسان خلق هلوعاً إذا مسّه الشرّ جزوعاً و إذا مسّه الخیر منوعا إلاالمصلینً»(معارج/19-22).

«هلوع» صفتی است که از مصدر «هلع» که به معنای شدت حرص است، اشتقاق یافته و به کسی گفته می‌شود که هنگام برخورد با ناملایمات بسیار جزع می‌کند و چون به خیری می‌رسد از انفاق به دیگران خودداری می‌کند. مطابق این آیه شریفه، نمازگزاران واقعی از گزند هلوع بودن، مصونند، از این رو به دنبال آیات فوق می‌فرماید:

«و الذین فی اموالهم حق معلوم للسائل و المحروم»(معارج/24و25).

بنابراین، اقامه نماز سهم موثری در بخل زدایی دارد.

قرآن کریم آنچنان برای مسئله انفاق، ارزش و اهمیت قائل است که از آن با عنوان جهاد مالی تعبیر نموده:

«لکن الرسول و الذین آمنوا معه جاهدوا باموالهم و انفسهم»(توبه/88) و خودداری از انفاق را با «هلاکت به دست خود» برابر می‌داند و می‌فرماید: «و انفقوا فی سبیل الله و لاتلقوا بایدیکم إلی التهلکه»؛ از دارایی و اموال خود در راه خدا انفاق کنید و خود را با دست خود (به خاطر بخل از انفاق)، در هلاکت نیندازید»(بقره/195). قرآن کریم، انفاق کنندگان را با عنوان «صادقون» یعنی راستگویان و مومنین راستین «المومنون حقاً»، توصیف نموده و انفاق در راه خدا را در کنار تلاوت آیات کتاب وحی و اقامة نماز، تجارتی بدون زیان و کسبی پرسود معرفی نموده است:

«إنّ الذین یتلون کتاب الله و اقاموا الصلاه و انفقوا ممّا رزقناهم سرّاً و علانیه یرجونَ تجاره لن تبور»؛

همانا کسانی که کتاب خدا را تلاوت می‌کنند، و نماز به پا داشته و از آنچه روزی آنان کردیم در پنهان و آشکار انفاق نموده اند، تجارتی را امید دارند که زیان و ضرری در آن نخواهد بود و هرگز کسادی ندارد»«(فاطر/29).

همچنین قرآن مجید خودداری از انفاق را باعث خرابی آخرت و مساوی با کفر و ظلم می‌داند و اعلام می‌کند آنان که از انفاق، بخل می‌ورزند در قیامت دوست و شفیعی نخواهند داشت:

«یا ایها الذین آمنوا انفقوا ممّا رزقناکم من قبل ان یاتی یوم لابیع فیه و لاخلّه و لاشفاعه»؛

ای کسانی که ایمان آورده اید، از آنچه روزی شما کرده ایم در راه خدا انفاق کنید پیش از آنکه قیامت برسد، قیامتی که برای اهل بخل از انفاق نه چیزی برای خرید هست و نه دوستی و نه شفیعی«(بقره/254).

خداوند برای بیان ارزش انفاق از روش تمثیل استفاده کرده و با یک مثال جامع و دقیق، برکات و خیرات آن را به تصویر کشیده است:

«مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبّه انبتت سبع سنابل فی کلِّ سنبله مائه حبَّه والله یضاعف لمن یشاء والله واسع علیم»(بقره/261).

قرآن در این آیه شریفه، دانه انفاق را چنین توصیف می‌کند که هفت خوشه از آن می‌روید که در هر خوشه یکصد دانه است و به این ترتیب هفتصد برابر اصل خود می‌گردد. در آیات بیشماری از قرآن کریم، خداوند به انفاق کنندگان بشارت می‌دهد که از انفاق کردن هراس نداشته باشند، چراکه خداوند، عمل آنها را نادیده نخواهد گرفت و به بهترین وجهی جبران خواهد کرد. خداوند در آیه 39 از سوره سبا، «و ما انْفَقْتُمْ منْ شَیءٍ فهو یخلفه و هو خیرُ الرازقین»، تضمین نموده است که اموال انفاق کنندگان را برکت و فزونی بخشد، به شرط آنکه انفاق آنها در راه خدا باشد، یعنی هدفی جز کسب رضایت حضرت حق نداشته باشند و خدای ناکرده به خاطر اغراض دنیوی و انگیزه های مادی انفاق نکرده باشند. در روایتی از رسول اکرم (ص)آمده است: هر شب منادی ندا سر می‌دهد: «اللهم هَب للمُنْفِقِ خلفاً و هَبْ للمُمْسِکِ تلفاً؛ بار الها انفاق کنندگان را بیشتر عطا کن و اموال بخیلان را نابود ساز».

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS