دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اهمیت دوران خردسالی از دید اسلام

No image
اهمیت دوران خردسالی از دید اسلام

 اگر خردسالی به روش‌های نیکو و رفتارهای خوب انس و عادت پیدا کند، این عادت در او مستمر و بلکه رو به شدت و افزایش است و ما اگر کودک را در این دوره مهمل گذاشته، پس از آنکه این عادت در او راسخ گشت انتقال او از این عادات به عادات دیگر، برای مربی دشوار است.

مؤثرترین دوران شکل گیری اخلاق کودک، خردسالی است، زیرا خردسال براحتی و آسانی فرمانبردار است؛ سریعتر تحت تأثیر قرار می‌گیرد و هنوز در او شرایطی که مانع اطاعت او باشد به وجود نیامده است، و نیز اراده ای قوی ندارد تا او را از اطاعت باز دارد. بنابراین اگر خردسال به امری عادت کند چه خوب و چه بد این عادت به آسانی خلل پذیر نیست. اگر خردسالی به روش‌های نیکو و رفتارهای خوب، انس و عادت پیدا کند، این عادت در او مستمر و بلکه رو به شدت و افزایش است و ما اگر کودک را در این دوره مهمل گذاشته یا او را به نفع بی‌بندوباری به اموری که طبیعت و سرشت او اقتضای آن را ندارد، عادت دهیم و سپس شروع به تربیت و تهذیب او نمائیم پس از آنکه این عادت در او راسخ گشت انتقال او از این عادات به عادات دیگر، برای مربی دشوار است. زیرا اکثر انسان‌ها عادت‌های بد خود را از دوران خردسالی به یادگار دارند. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: هر گاه برگردانده می‌شدند به آنچه از آن نهی شدند، دوباره به آن دچار می گشتند. (سوره انعام، آیه 28) از این آیه چنین استفاده می شود که باید از راه تعلیم و تلقین، افراد را به فضیلت عادت دهیم و یکی از بزرگترین اشتباهات آن است که برخی می گویند کودکان را به حال خود واگذاشت تا آنها آزادانه و بی بندوبار از تمایلات و شهوات پیروی کنند، دلیل آنها این است که باید کودک را بر اساس آزادی و استقلال تربیت کرد، در پاسخ به آنها باید گفت: اگر چه آزادی در تربیت تا حدودی خوب است ولی کمتر کسی پیدا می شود که در کودکی آزادانه از تمایلات خود پیروی می کرده و در دوران رشد و بزرگسالی بتواند تمایلات خود را تعدیل و تنظیم نماید زیرا این حالت بی بندوباری و پیروی آزادانه از تمایلات، در او به صورت ملکه راسخه ای درآمده است و بالاخره بشر مسخر عادات خود می باشد و در برابر مأنوسات خود منقاد است. از دیدگاه اسلام پدر و مادر مهمترین نقش ها و وظایف را در رشد و تربیت کودک برعهده دارند. اسلام از همان ابتدای تولد، برنامه ها و دستور های خاصی را برای رشد و تربیت کودک تنظیم فرموده و اجرای آن را برعهده والدین قرار داده است. اصولاً اسلام در مورد رشد و تربیت، حقوق مسلمی را برای کودکان قائل است.امام سجاد (ع) می‌فرماید: حق کودک بر تو این است که بدانی وجود او از توست و بد و خوب او در این دنیا به تو ارتباط پیدا می کند و باید بدانی که در سرپرستی او مسئولیت داری و مسئول هستی که او را به بهترین وجه تربیت کنی و برعهده توست که او را به خداوند بزرگ راهنمایی کنی. (مکارم اخلاق) اسلام در سراسر دوره کودکی و نوجوانی که مهمترین دوران رشد و تربیت کودک است، برنامه های خاص و سفارش های تربیتی بسیاری را در انتخاب اسم، در نحوه شیر دادن و از شیر گرفتن، در جهت مهرورزی به کودکان و در رعایت عدالت و وفای به عهد نسبت به آنها، چه در دوره بلوغ و چه در دوره جوانی بیان فرموده است. غزالی می گوید: ما باید کودکان را هنگام خردسالی تعلیم دهیم زیرا تعلیم در خردسالی مانند نقش در سنگ، راسخ و پایدار می ماند و تنها راه تمرین کودکان آن است که در خردسالی مورد عنایت قرار گرفته و تمرین او در سنین پایین انجام گیرد، زیرا قلب پاک او گوهر گرانبهای ساده و بسیطی است که خالی از هرگونه نقش و قابل برای هرگونه نقش است.

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS