دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اهمیت عزم در ترک معاصى

No image
اهمیت عزم در ترک معاصى

كلمات كليدي : عزم، اهمیت عزم، ترک گناهان، انجام واجبات، آداب شریعت

نویسنده :امام خمینی

اهمیت عزم در ترک معاصى

مـنـزل دیـگـر کـه بـعـد از تـفـکـر از بـراى انـسـان مـجـاهـد پـیـش مـى‌آیـد، مـنـزل عـزم اسـت .

بـعـضـى از مـشـایـخ مـا (أطـال الله عمره) ، مى‌فرمودند که عزم جوهره انسانیت و میزان امتیاز انسان است ، و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم او است .

و عزمى که مناسب با این مقام است عبارت است از بناگذارى و تصمیم بر ترک گناهان ، و انجام واجبات ، و جبران آنچه از او فوت شده در ایام حیات ، و بالاخره عزم بر اینکه ظاهر و صـورت خـود را انـسـان عـقـلى و شـرعـى نـمـایـد کـه شـرع و عـقـل بـه حـسب ظاهر حکم کنند که این شخص ، انسان است . و انسان شرعى عبارت از آن است کـه مـوافـق مـطـلوبـات شـرع رفـتـار کـنـد، و ظـاهـرش ظـاهـر رسـول اکـرم ، صلى الله علیه و آله ، باشد، و تأسى به آن بزرگوار بکند در جمیع حـرکـات و سـکنات و در تمام افعال و تروک . و این امرى است بس ممکن ، زیرا که ظاهر را مثل آن سرور کردن امرى است مقدور هر یک از بندگان خدا.

و بـدان کـه هـیچ راهى در معارف الهیه پیموده نمى‌شود مگر آنکه ابتدا کند انسان از ظاهر شـریـعت . و تا انسان متأََََدّب به آداب شریعت حقّه نشود، هیچیک از اخلاق حسنه از براى او بـه حـقـیـقـت پیدا نشود، و ممکن نیست که نور معرفت الهى در قلب او جلوه کند و علم باطن و اسرار شریعت از براى او منکشف شود. و پس از انکشاف حقیقت و بروز انوار معارف در قلب نـیـز مـتـأدّب بـه آداب ظـاهـره خـواهـد بـود. و از ایـن جـهـت دعـوى بـعـضـى بـاطـل اسـت کـه بـه ترک ظاهر. علم باطن پیدا شود. یا پس از پیدایش آن به آداب ظاهره احـتـیـاج نباشد. و این از جهل گوینده است به مقامات عبادت و مدارج انسانیت .

اى عـزیـز، بـکـوش تـا صـاحب عزم و داراى اراده شوى ، که خداى نخواسته اگر بى عزم از این دنیا هجرت کنى ، انسان صورى بی‌مغزى هستى که در آن عالم به صورت انـسـان مـحـشور نشوى ، زیرا که آن عالم محل کشف باطن و ظهور سریره است . و جرئت بر مـعـاصى کم کم انسان را بى عزم مى‌کند، و این جوهر شریف را از انسان مى‌رباید. استاد مـعـظم ما، دام ظله ، مى‌فرمودند بیشتر از هر چه گوش کردن به تغنیّات سلب اراده و عزم از انسان مى کند.

پـس اى بـرادر، از مـعـاصـى احـتراز کن ، و عزم هجرت به سوى حق تعالى نما، و ظاهر را ظـاهـر انـسـان کـن ، و خـود را در سـلک اربـاب شـرایـع داخـل کـن ، و از خـداونـد تـبـارک و تـعـالى در خـلوات بـخـواه کـه ترا در این مقصد همراهى فـرمـایـد، و رسـول اکـرم ، صـلى الله عـلیـه و آله ، و اهـل بـیت او را شفیع قرار ده که خداوند به توفیق عنایت فرماید و از تو دستگیرى نماید در لغـزشـهـایـى که در پیش دارى ، زیرا که انسان در ایام حیات لغزشگاههاى عمیقى دارد کـه مـمـکن است در آن واحد به پرتگاه هلاکت چنان افتد که دیگر نتواند از براى خود چاره بـکـنـد، بـلکـه در صـدد چـاره‌جـویـى هـم بـرنـیـایـد، بـلکـه شـایـد شـفـاعت شافعین هم شامل حال او نشود. نعوذبالله منها.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS