دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اگر در زندگی قانع نيستی، بخوان

No image
اگر در زندگی قانع نيستی، بخوان

هليا بامداد

اسم استسقاء را شنيده‌اي؟... مرضي است كه در آن، تشنگي، بيمار را از پا مي‌اندازد. هر قدر هم كه آب بخورد، باز هم احساس تشنگي مي‌كند و آب مي‌خواهد. آبي كه مي‌خورد، او را سيراب نمي‌كند... گاهي آدم از درون به این مرض مبتلا می‌شود و دچار عطش بي‌پايان مي‌شود. اگر هر چه بخواهد، برايش آماده كني بيشتر مي‌خواهد و به آنچه برايش تهيه كردي، قانع نمي‌شود. اين تشنگي دروني يا همان «حرص و آز» كم كم بر وجود آدمي‌چيره مي‌شود و سرانجام هم او را از پا در مي‌آورد. اگر نفست و روح و روانت را با «قناعت» آشنا كردي، نه تنها زندگي ديگر برايت سخت و طاقت‌فرسا نيست كه لذت‌بخش هم هست. قناعت؛ يعني انسان به آنچه خداوند از رزق و روزي و امكانات زندگي برايش تعيين كرده است، قانع و راضي باشد، آرزوهاي طولاني و بلندپروازي، حرص‌ورزي و طمع به مال ديگران نداشته باشد و در امور زندگي ميانه رو باشد. امام علي (ع) نيز فرموده: «شكرگزارترين مردم نسبت به نعمت‌ها، قانع‌ترين آنهاست و ناسپاس‌ترين آنان در برابر نعمت‌ها، حريص‌ترين آنها». گروهي از مردم به دليل خوش‌گذراني و ولخرجي، بيش از درآمد خود خرج مي‌كنند و در نتيجه، هر روز بيشتر از روز قبل بدهكار مي‌شوند تا اينكه زندگيشان فلج مي‌شود. به فرموده پيامبر خدا(ص) قناعت، ثروتي تمام نشدني است. به راستي، انسان اگر تمام ثروت دنيا و همه امكانات را داشته باشد ولي صفت قناعت در او نباشد، فقير و بيچاره است و نه تنها دنيا، بلكه آخرت خويش را نيز از دست مي‌دهد. امام صادق (ع) فرمود: به آنچه خداوند قسمت تو كرده، قانع باش و به آنچه ديگران دارند، چشم مدوز و آنچه را بدان نمي‌رسي، آرزو مكن؛ زيرا كسي كه قانع باشد، سير مي‌شود و كسي كه قانع نباشد، سير نمي‌شود. پس بهره آخرتت را درياب. سعدي مي‌گويد: درويشي را ديدم كه در آتش مي‌سوخت و خرقه بر خرقه مي‌دوخت و تسلّي خاطر خود را اين بيت ترنّم مي‌كرد: به نان خشك قناعت كنيم و جامه دلق / كه بار محنت خود بهْ كه بار منّت خلق. در ادامه به نتايج قانع نبودن در زندگي مي‌پردازيم:

ذلّت و خواری

كسي كه به آنچه خدا براي او مقدّر كرده است راضي نباشد خواه ناخواه چشم طمع به مال ديگران خواهد داشت كه در نتيجه، دست نياز به سوي آنان دراز خواهد كرد و اين خود موجب ذلّت و خواري او خواهد شد. امام صادق (ع) فرمود: «ما أقبح بالمومن أن تكون له رغبه تذلّه»؛ چه زشت است براي مومن كه ميل و رغبتي در او باشد كه او را خوار و ذليل كند. مرحوم مجلسي مي‌گويد: والمراد الرّغبه إلي النّاس بالسوال عنهم وهي الّتي تصير سببا للمذلّه و امّا الرّغبه إلي‌الله فهي عين العزّه. مقصود از ميل و رغبتي كه نكوهش شده و سبب ذلّت و خواري انسان مي‌شود آن است كه دست به سوي مردم دراز كند و از آنان چيزي بخواهد، اما سوال كردن از خدا و توجّه و رغبت به پروردگار گذشته از اينكه ذلت آفرين نيست مايه سربلندي و عين عزّت است.

نگرانی دائم

از نتايج آز و طمع، نگراني و تشويش خاطر است. امام صادق (ع) درباره نزول آيه «و لاتمُدن عينيك الي ما متعْنا بِهِ ازْواجا مِنْهُمْ زهْره الْحيوهِ الدُّنْيا لِنفْتِنهُمْ فيهِ ورِزْقُ ربِّك خيرٌ و ابْقي» (سوره 20: آيه 131)؛ هرگز چشم خود را به نعمت‌هاي مادي كه به گروه‌هايي از آنها داده‌ايم ميفكن كه اينها شكوفه‌هاي زندگي دنياست و براي آن است كه آنان را با آن بيازماييم و روزي پروردگارت پايدارتر است، مي‌فرمايد: استوي رسول‌الله صلّي‌الله عليه و‌الله و سلّم جالسا ثمّ قال من لم يتعزّ بعزاء‌الله تقطّعت نفسه علي الدّنيا حسرات و من أتبع بصره ما في أيدي النّاس طال همّه و لم يشف غيظه و من لم يعرف أنّ اللّه عليه نعمه إلا في مطعم و مشرب قصر أجله و دنا عذابه. پيامبر اكرم(ص) وقتي اين آيه را شنيد فرمود: هر كس به خدا دل نبندد حسرت دنيا او را از پاي در مي‌آورد، و هر كس چشم از مال و ثروت مردم برندارد حزنش طولاني شود و خشمش فرو ننشيند، و هر كس نعمت خدا را تنها در خوردني‌ها و نوشيدني‌ها ببيند عمرش كم و عذابش، درد و رنجش نزديك شود. قرآن مجيد در جاي ديگر به همين مضمون مي‌فرمايد: و لا تمُدن عينيك الي ما متعْنا بِهِ ازْواجا مِنْهُمْ و لاتحْزنْ عليهِمْ و اخْفِضْ جناحك لِلْمُومِنين؛ هرگز چشم خود را به نعمت‌هايي كه به گروه‌هايي از آنها، كافران، داديم ميفكن و به خاطر آنچه آنها دارند غمگين مباش و بال و پر خود را بر مومنان فرو آر و آنها را زير پوشش مهر و محبت خود قرار ده (سوره حجر: آيه 88). بنابراين، انسان بايد هميشه در زندگي اعتدال و ميانه روي را از دست ندهد و قناعت را پيشه خود سازد، كه در غير اين صورت، روي سعادت و خوشبختي را نخواهد ديد. امام سجاد (ع) فرمود: «رأيت الخير كلّه قد اجتمع في قطع الطّمع عمّا في أيدي النّاس»؛ تمامي‌خير و سعادت را در اين ديدم كه انسان به آنچه در دست مردم است چشم طمع نداشته باشد زيرا طمع خواه ناخواه انسان را خوار و ذليل مي‌سازد. خلاصه دست دراز كردن به سوي اين و آن از شرف و عظمت انسان مي‌كاهد، يعني او را بدهكار و مردم را بستانكار مي‌كند، ولي بي‌اعتنا بودن به آنچه نزد مردم است (از ثروت و نعمت) سبب عزّت و سربلندي او مي‌شود. امام صادق(ع) فرمود: «شرف المومن قيام اللّيل و عزّه استغناه عن‌النّاس»؛ شرف و سربلندي مومن، در شب زنده داري، و عزّت او در بي‌نيازي از مردم است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

کتاب شریف نهج البلاغه با 239 خطبه، 79 نامه و 472 حکمت و موعظه پس از قرآن مجید و در کنار احادیث شریف، کتاب دنیا و آخرت است؛ کتابی است که به شؤونات مختلف دنیوی و اخروی انسانها از جمله مبحث: «حکومت اسلامی، آیین زمامداری، رهبری، و ویژگی های حاکم اسلامی » نیک پرداخته است که امید است مجموعه مقالات این شماره برای علاقه مندان به این مبحث مهم، قابل توجه و سودمند باشد .
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS