دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برادرى‌

همگی به ریسمان محکم خدا چنگ بزنید و متفرق نشوید (کتاب الاخلاق، سیدعبدالله شبر)
برادرى‌
برادرى‌

برادرى‌[1]

قال الله تعالی:وَ اعْتَصمُوا بِحَبْل اللَّهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقُوا(سوره آل عمران، آیه 105)

«یکى از نعمتهاى بزرگ الهى الفت و محبّتى است که در قلوب مسلمین نسبت به یکدیگر نهاده بطورى که آنها را چون اعضاى یک پیکر در درد و رنج و سرور و شادمانى هم شریک کرده و بطور کلى مى‌توان گفت یکى از مشخصات بارز یک جامعه اسلامى این است که این نعمت بزرگ الهى در آن بروز کرده باشد، چه اینکه تنها جامعه‌اى را که قرآن شریف به « ‌رُحَماءُ بَیْنَهُمْ » [2] توصیف مى‌کند همان جامعه مسلمانان است».

خداى تعالى در حالى که منّت بر بندگان گذارده مى‌فرماید: «لَوْ انْفَقْتَ ما فِى الأَرْضِ جَمِیعا ما الَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ الَّفَ بَیْنَهُمْ »[3].

و باز مى‌فرماید: «فَاصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إخْوانا »[4].

سپس تفرقه را نکوهش کرده براى منع از آن چنین مى‌فرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقُوا»[5].

و باز مى‌فرماید: «وَ لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا »[6].

و پیامبر اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم مى‌فرماید: خداى تعالى هر کسى را اراده کند خیرى نصیبش کند دوست صالحى به او مى‌دهد که اگر خدا را فراموش کرد به یادش آورد و اگر خدا را یاد کند تقویتش نماید[7] .

و باز مى‌فرماید: کسى که براى خدا با کسى برادرى کند خداوند درجه‌اى در بهشت به او مى‌دهد که با هیچ عملى نمى‌تواند به آن برسد[8] .

أمیر المؤمنین على علیه السّلام مى‌فرماید: عاجزترین مردم کسى است که از به دست آوردن دوست عاجز باشد و عاجزتر از او کسى است که دوستى را که به دست آورده از دست بدهد[9].

نبى اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم مى‌فرماید: محکم‌ترین دست آویزهاى ایمان حبّ و بغض بخاطر خدا و دوست داشتن دوستان خدا و بیزارى از دشمنان خداست[10] .

امام باقر علیه السّلام مى‌فرماید: اگر مى‌خواهى بدانى که در تو خیرى هست یا نه به قلبت بنگر پس اگر دیدى که اطاعت کنندگان را دوست دارى و با کسانى که در مقابل خدا سرکشى مى‌کنند دشمنى، بدان که خیر در وجودت هست و خدا تو را دوست دارد. و اگر با اطاعت کنندگان دشمن و سرکشان را دوست دارى، بدان که خیرى در تو نیست و خدا تو را دوست ندارد. چه هر کس با کسانى است که آنها را دوست دارد.

    پی نوشت:
  • [1] . شبّر؛سیدعبدالله،کتاب الاخلاق،محمدرضاجبران،قم،هجرت، 1381، هشتم، صص149-150
  • [2] . درمیان خود مهربانند، سوره فتح آیه 29
  • [3] . اگر تمام آنچه را که در زمین است خرج مى‌کردى نمى‌توانستى بین قلوب آنها الفت ایجاد کنى ولى خدا بین آنها الفت ایجاد کرد.(سوره انفال، آیه 63).
  • [4] . پس به نعمت او برادر شدید. (سوره آل عمران، آیه 103).
  • [5] . همگى به ریسمان محکم خدا چنگ بزنید و متفرق نشوید. (سوره آل عمران، آیه 103).
  • [6] . مانند کسانى نباشید که اختلاف کردند و متفرق شدند. (سوره آل عمران، آیه 105).
  • [7] .من اراد اللّه به خیرا رزقه خلیلا صالحا ان نسى ذکره و ان ذکر اعانه.(مشکینی، علی،تحریر المواعظ العددیة، قم، الهادی، 1424ق، هشتم، ص 174)
  • [8] . من آخى اخا فی اللّه رفع اللّه له درجة فی الجنّة لا ینالها بشی‌ء من عمله.(ری شهری ،محمدو همکاران؛حکم النبی الاعظم(ص) قم، دارالحدیث، 1429ق، اول، )
  • [9] .اعجز النّاس من عجز عن اکتساب الاخوان و اعجز منه من ضیّع من ظفر به.(بحارالانوار، ج 71 ،ص 278)
  • [10] .اوثق عرى الایمان الحبّ فی اللّه و البغض فی اللّه و التّولى لاولیاء اللّه و التّبرى من اعداء اللّه. شیخ صدوق، (امالی، بیروت، اعلمی، 1400ق ، پنچم، ص 578)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS