دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بهشت

No image
بهشت

كلمات كليدي : بهشت، مرگ، پل چينود، دوزخ، انديشه نيك، گفتار نيك، كردار نيك، گرزمان

نویسنده : محمد رضا نظري

تعریف و ریشه شناسی

در باور زرتشتیان، بهشت جایگاه جاودانه‌ی پس از مرگ است و به کسانی تعلق دارد که کارهای نیکی را انجام داده و از برخی محرمات پرهیز نموده‌اند.

کلمه بهشت در ( زبان اوستای Vohuišta صفت عالی است و مرکب از دو جزء Vohu به معنی نیک و پسوند صفت عالی‌ساز išta می باشد که روی هم به معنی بهترین زندگی است. این کلمه در زبان پهلوی به صورت vahišt و در فارسی به صورت بهشت در آمده است.) در اوستا از بهشت با عناوین گوناگونی چون سرای جاودانی، محل پاداش نیکوکاران، زندگی بهترین یا جهان بهترین تعبیر شده است.[1]

بهشت در عقائد اقوام هند و ایرانی

ظاهراً اعتقاد به جهان دیگر و پاداش بهشت برای نیکان، و عذاب برای بدکاران ریشه در عقائد اقوام هند و اروپای دارد. در "ریگ‌ودا" آمده است که بهشت مسکن آنهای است که نیکی می‌کنند.[2]چنان که از وداها بر می‌آید "آسوراها/ اهوراها" در بهشت پادشاهی داشته‌اند و کسانی که طبق "اشه/ رته" زندگی کرده بودند پس از مرگ بدان جا می‌رفتند.[3] اینان معتقد بودند ورود به بهشت، پاداش اعمال نیکی است که در این دنیا انجام گرفته است. در گاهان نیز آمده که هیچ عملی بی‌پاداش یا عذاب نمانده[4] و کسانی که پیروی از دروغ کرده‌اند در روز واپسین شکسته و درهم ریخته خواهند شد و پیروان راستی مزد نیکی خود را گرفته و به جایگاه خوش ابدی داخل شده[5]، در این سرزمین جاودانی از نعمت های فراوان بهره مند می گردند.[6] نکته ای که باید بدان پرداخت این است که بهشت اقوام هند و اروپای، در تعالیم زرتشت دچار تحولی بنیادین شده و مفاهیم جدیدی بر آن افزوده گشته است.

چگونگی رفتن به بهشت

به اعتقاد زرتشتیان، روح آدمی بعد از مرگ، پس از سه روز، راهی جهان دیگر می‌شود. اعمال انسان درستکار به صورت دوشیزه‌ای زیبا در می‌آید و به او می‌گوید: هرچند خوش آیند بودم تو مرا خوش آیندتر ساختی، هرچند زیبا بودم تو مرا زیباتر ساختی. اگر شخص، انسان شروری باشد، اعمالش به صورت عجوزه‌ای زشت و زننده نمایان خواهد گردید که ضد گفته‌های فوق را ابراز می‌کند. بعد از آن، انسان از پل چینود عبور می‌نماید و به اعمالش رسیدگی می‌گردد. چنانکه اعمال نیک او بیشتر از اعمال بدش باشد و وی مطابق دستورهای دین، عمل کرده و راستی و درستی را پیشه خود ساخته باشد به او پاداش نیک داده، از پل چینود به آسانی عبور کرده و پس از آن وارد بهشت خواهد شد. اما عاقبت دروغ‌پرستان، خوش نخواهد بود زیرا وجدانشان آنان را توبیخ کرده و روان و وجدان آنان چون به نزدیکی پل "چینود" می‌رسد در بیم و هراس افتاده و به دوزخ خواهند افتاد.[7] اگر اعمال خوب و بدش یکسان باشد در جایگاه میانی خواهد بود[8] که در اوستا "میسوَن گاتو" و در زبان پهلوی "همیستگان" نامیده می‌شود. [9]

در کتابهای زرتشتیان پی‌در‌پی به انسان هشدار داده شده است که دنیای مادی گذرا بوده و سرانجام مرگ فرا خواهد رسید و انسان به خاطر اعمال نیک یا بد خود پاداش یا پادافره[10] خواهد دید[11].

ویژگیهای بهشت

بنابر آنچه که در دینکرد آمده است، بهشت و دوزخ اکنون نیز وجود دارند.[12] بهشت در بالا قرار گرفته و روشن و خوش بوی و فراخ است و غذای بهشتیان، خوشمزه و خوشبو و لذیذ می‌باشد اما دوزخ در زیر زمین قرار گرفته است. جایگاهی که تنگ، تاریک، متعفن و دارای همه بدیها است و غذای ساکنان آن حاوی چرک و خون و پلیدیهای متعفن است. ساکنین همیستگان نیز که در میان این دو قرار دارند نه از سعادت بهره‌ای می‌برند و نه متحمل درد و عذابی می‌گردند.

مراتب بهشت

به اعتقاد زرتشتیان، بهشت دارای مراتبی می‌باشد - همانگونه که جهنم نیز دارای مراتبی است - و اشخاص با توجه به اعمالی که انجام داده‌اند در آنها جای می‌گیرند. گفته شده است که بهشت دارای سه مرتبه است که عبارتند از: هومت، هوخت، هورشت (اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک).[13]

البته یک مرتبه چهارم و بالاتری نیز وجود دارد که به آن "گرزمان" می‌گویند. این مرتبه مخصوص کسانی است که اعمال دینی را به بهترین وجه انجام داده‌اند. این مرتبه متعالی از بهشت که زیستگاه آواز نامیده می شود، در نوری بی پایان قرار دارد. وهومنه به استقبال شخص نیکوکار آمده و روح او را به پیشگاه اهورامزدا راهنمایی می‌کند[14] و بهشتیان با شادی و شعف به وی خوش آمد خواهند گفت.

ارداویراف‌نامه نیز درجات بهشت را به این صورت توصیف نموده است:

«روح انسان نیکوکار پس از مرگ، نخستین گام را با اندیشه نیک به "ستاره‌پایه" - جایی که اندیشه نیک قرار دارد – می‌گذارد. جایگاهی که ساکنان آن همانند ستاره‌های درخشان می‌درخشند. اهل این مرتبه کسانی هستند که یشت نکرده و گاهان را نسروده‌اند و خویدوده[15] را انجام نداده‌اند و همچنین فرمانروایی و سالاری ننموده‌اند اما به دلیل ثوابهای دیگر داخل این مرتبه از بهشت شده‌اند.

مرتبه دوم در جایگاه، "ماه‌پایه" است - آنجا که گفتار نیک قرار دارد- روان کسانی در این مرتبه است که در گیتی یشت نکرده و گاهان را نسروده و خویدوده را انجام نداده باشند اما چون ثوابهای دیگری انجام داده‌اند در این مرتبه داخل شده‌اند.

جایگاه سوم "خورشیدپایه" - مرتبه کردار نیک است- که روشنی و فروغ بسیاری دارد. در این مرتبه روانها بر تختهای طلای تکیه دارند و همانند خورشید می‌درخشند. این مرتبه جایگاه کسانی است که در دنیا پادشاهی و دهبدی و سالاری را به خوبی انجام داده‌اند.

مرتبه چهارم گروتمان (گرزمان) است که در اصطلاح، ما به آن بهشت برین می‌گوئیم محلی که روشن و پر آسایش است».[16]

در این جایگاه، روان‌ها در کنار فرشتگان به سر می‌برند و از پیری، مرگ، غم و هر گونه عذاب در امان هستند و همیشه پرفره و خوشبو و پر از شادی و نیکی می‌باشند.

زرتشتیان معتقدند که رستاخیز در زمان نابودی کامل اهریمنان خواهد بود و اهورامزدا همه مردم را زنده خواهد کرد و به حساب همه رسیدگی خواهد نمود[17]. همه بدیها و عیبها از آفریدگان نیک، دور می‌شود و مخلوقات همگی به ذات اصلی خود برگشته و در خلوص، پاکی، بی‌عیبی، بی‌نیازی و آسوده از خطرات اهریمن‌ها، در شادی کامل زندگی خواهند کرد.[18]

مقاله

نویسنده محمدرضانظری
جایگاه در درختواره ادیان غیرابراهیمی - زردشتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

کتاب شریف نهج البلاغه با 239 خطبه، 79 نامه و 472 حکمت و موعظه پس از قرآن مجید و در کنار احادیث شریف، کتاب دنیا و آخرت است؛ کتابی است که به شؤونات مختلف دنیوی و اخروی انسانها از جمله مبحث: «حکومت اسلامی، آیین زمامداری، رهبری، و ویژگی های حاکم اسلامی » نیک پرداخته است که امید است مجموعه مقالات این شماره برای علاقه مندان به این مبحث مهم، قابل توجه و سودمند باشد .
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS