دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بی حجابی جرم است یا بیماری؟

No image
بی حجابی جرم است یا بیماری؟

بي حجابي جرم است يا بيماري؟

علیرضا فرقانی

هر از چند گاهی موضوع حجاب در رسانه ها به تبع برخورد نیروهای سازمانی یا شخصی با منکر بی حجابی، مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد.

در این بررسی ها عموما مناقشات بر سر تعیین متولی و حد تعادل برخورد با فرد بی حجاب است. ریشه این اختلافات به دو دلیل است. مهمترین دلیل اینکه هیچ وقت حد و حدود حجاب زن و مرد در حکومت دینی از طرف جمیع مراجع به صورت صریح تعریف نشده است و دومی نا نگاه درست به فرد بی حجاب است.

دلیل اول را باید عاجزانه از علمای ساکن و مستقر در حوزه های علمیه درخواست کرد و اما دلیل دوم.

اگر نگاه درستی به سوژه صورت گیرد می‌توان برای سازمان متولی تعریفی واضح از جنس برخورد تعریف کرد و طبق قاعده «یک عارضه یک یگان»، برای هر معضل، از یک سازمان انتظار داشت و آن را پاسخگو کرد.

از آنجایی که خداوند فطرت را در انسان به ودیعه گذاشته، فرد مرتکب منکر اساسا یا مجرم است یا بیمار. البته این دو حالت بعضی اوقات همزمان در فرد پدیدار می‌شود.

برای بررسی دلیل دوم یعنی نگاه درست به سوژه، نگاهی گذرا به بحث قدیمی «معتاد؛ مجرم یا بیمار» می‌تواند سرآغاز خوبی برای فهم موضوع باشد.

طبق دو آیه (لایکلّف الله نفساً الاما آتاها و لایکلف الله نفسا الاوسعها) قرآن از نظر خداوند مجرم یا بیمار بودن فرد خاطی بستگی دارد به 1- میزان آگاهی فرد و 2- عناد ورزیدن با دستور خداوند دارد اما چون بشر توانایی سنجش میزان علم و عناد فرد را با موضوعی ندارد بایستی میزان حد جرم یا حاد بودن بیماری فرد عامل منکر را با سنگ محک دیگری بسنجد. این شاخص ها به دو مولفه کلی تقسیم می‌گردد: فرهنگ اجتماعی، میزان حد منکر.

البته میزان حد منکر هر چقدر هم که کم و کوتاه باشد از دایره منکرات خارج نمی شود لذاست که مفهوم بد حجابی اساسا وجود ندارد زیرا فرد یا در محدوده حجاب است یا خارج از آن یعنی بی‌حجابی.

بیماری: هر عاملی که بتواند نظم داخلی بدن را برهم بزند یا تند کند یا بی‌حرکت نماید می‌تواند عامل بیماری زا باشد، این عوامل می‌توانند: غذا، دارو، ضربه، میکروب، باکتری، سرما، گرما، غم و اندوه .... باشند. اما در بحث عقیده و فرهنگ می‌توان از ضد فرهنگ به عنوان میکروب نام برد که قصد نهایی آن ورود به اعتقادات فرد و تغییر ارزشگذاری ارزشها و فرهنگ متداول فرد و جامعه می‌باشد.در زیست شناسی، هر نوع حالت غیر عادی در موجود زنده که عملکرد بدن او را مختل کند، بیماری نام دارد. گاهی از این واژه برای بیان حالتهای غیرعادی، نگران کننده یا عملکرد بد در حوزه های دیگر نیز استفاده می‌کنند؛ مثل بیماری جامعه.

جرم: جُرم یا بزه، به معنی هر انجام هر نوع رفتار یا ترک رفتاری است که قانون را نقض می‌کند و مجازات در پی دارد. اهمیت نسبی جرایم مختلف و شیوه کیفر دادن فعالیت های مجرمانه؛ در طول تاریخ و در جوامع مختلف، متفاوت بوده است.یک فرد بیمار هرگز خودش به سراغ بیماری نمی رود و این بیماری است که به سراغ فرد می‌آید و همیشه یک بیمار تلاش می‌کند که بیماری را از خود دور کند و به همین دلیل تحت نظر پزشک تلاش می‌کند که مداوا شود و از هر آنچه که باعث تشدید بیماری‌اش می‌شود گریزان است.

ولی یک مجرم خودش با توجه به آگاهی نسبت به عواقب کارش به سراغ جرم می‌رود و در بسیاری از موارد مجرمین نسبت به جرمی که انجام می‌دهند و عواقب سوء آن آگاهی کامل دارند ولی باز هم مرتکب کار نادرست می‌شوند. بسیاری از مجرمین هم اصلا« تمایلی برای بهبود بخشیدن به زندگی و روش زندگی خود ندارند و حتی در مواردی کمک دیگران را هم رد می‌کنند.

فرد معتاد ابتدا مجرم است و سپس بیمار می‌شود

بر اساس تعاریف جرم و بیماری؛ فرد معتاد در ابتدای مصرف »مجرم« است زیرا خودش با آگاهی به سراغ مواد مخدر می‌رود ولی پس از انکه فرد مصرف کننده به معتاد بدل گشت و بدن وی عادت و نیاز به مواد پیدا کرد، به جرگه افراد »بیمار« می‌پیوندد.

پس فردی که هنوز عادت به مصرف مواد مخدر نکرده بایستی به عنوان مجرم توسط نهادهای امنیتی مورد عنایت قرار گیرد اما بعد از آنکه دچار اعتیاد شد باید در مراکز تربیتی-پرورشی به بهبودی اوضاع فرد معتاد پرداخت.

بی حجاب مجرم است یا بیمار؟

اینکه فلسفه و حکمت حجاب چیست به کرات به آن پرداخته شده است اما موضوع مغفول مانده این است که فرد بی حجاب در چه مرحله ای از انجام این منکر است و چه نهادی به چه میزانی باید با آن برخورد کند؟قضیه فرد بی حجاب عکس فرد معتاد است. فرد بی حجاب در اوایل سالهای بلوغ یک بیمار تلقی می‌شود. زیرا هرگز فرد خودش به سراغ «بی حجابی» نمی‌رود بلکه مروجین ضد فرهنگ بی‌حجابی طی فرایندی فرد را برخلاف فطرتش وادار می‌کنند تن به این خفت دهد. در این مسیر افرادی که بی حجابی را توجیه یا زینت می‌دهند، مجرم هستند اما فرد مورد حمله این افراد یک بیمار است.در نتیجه وظیفه مراکز تبیتی مانند مدرسه، صدا و سیما و ... این است که همواره نگاه بیمار گونه به فرد بی جاب داشته و راهکار های لازم جهت بهبودی فرد بیمار را طراحی و اجرا کنند. اما پس از آنکه فرد بی حجاب با معارف حجاب آشنا و از فرهنگ اجتماعی مطلع شد ولی اراده ای برای بهبودی اوضاع خود نکرد، به یک مجرم تبدیل می‌شود زیرا عموما مجرمین نسبت به جرمی که انجام می‌دهند و عواقب سوء آن، آگاهی کامل دارند ولی باز هم مرتکب کار نادرست می‌شوند. میزان برخورد اننظامی با فرد بی حجاب در جامعه‌ای با فرهنگ غالب حجاب، بستگی به میزان تبرج و خودنمایی فرد خاطی دارد و به هر میزان که از حد حجاب گذشته باشد بایستی مورد شماتت و مواخذه قرار گیرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS