دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تجدد صور

No image
تجدد صور

كلمات كليدي : صورت، تجدد صور، حركت بسيط، حركت عرضي، ماهيت هاي نوعي

نویسنده : حسن رضايي

صورت در لغت به معنی شکل و نوع است. در اصطلاح فیلسوفان، جوهری است در مقابل ماده، که بر خلاف آن، بالفعل بوده و تمام آثار و خواصی که در انواع اجسام دیده می شود ناشی از آن می‌باشد[1] و چیزی است که مطلقا اشیاء توسط آن از یکدیگر متمایز می‌شوند.[2] هیچ صورتی نیست که بدون ماده موجود باشد همانطور که هیچ ماده‌ای بدون صورت تحقق نمی‌یابد. زیرا صورت از نوع اموری است که باید در چیز دیگری حلول کنند و ممکن نیست که بدون ماده و محل، موجود باشد. همچنانکه ماده نیز قوه و استعداد محض است واز خود هیچ فعلیتی ندارد و بدون فعلیت، ممکن نیست که شیئی موجود شود. پس باید فعلیتی داشته باشد و فعلیت آن نیز بدون صورت حاصل نمی‌شود. بنابراین باید صورتی در آن حلول کند و با آن ترکیب شود تا با این ترکیب، ماده فعلیت یابد.[3] اگر شیئ خارجی باشد، صورت آن خارجی می‌شود و اگر ذهنی باشد صورت آن نیز ذهنی می‌شود.[4] تجدد نیز عبارتست از نو شدن یک شیء.

تجدد صور عبارتست از نو و جدید شدن صورت‌های علمیه. این رویداد در حرکات عرضی روی می‌دهد. این حرکت که همان حرکت بسیط می‌باشد و در مقابل حرکت طولی یا همان حرکت مرکب قرار دارد، عبارتست از حرکتی که در ماهیت‌های نوعی زیر مجموعه یک جنس قریب که در عرض یکدیگرند نه در طول هم، روی دهد.[5] اتفاقی که در این حرکت روی می‌دهد این است که در مسیر این تغییر و حرکت که در ماهیت‌های نوعی زیر مجموعه یک جنس قریب روی می‌دهد، موضوع حرکت در تمام مراحل، یک ماده است و ثابت و همان موضوع اولیه تا اخرین مرحله، ثابت باقی می‌ماند. صورت‌های گوناگون یکی پس از دیگری بر آن در می‌آیند، بدین صورت که در هر مرحله، موضوع مذکور، صورت جدیدی را می‌پذیرد و صورت قبلی را از دست می‌دهد و آن ماده با حلول یک صورت بر رویش، از پذیرش صورت دیگر به صورت همزمان با صورت قبلی ابا خواهد داشت.[6] این رویداد، به نام "خلع و لبس" معروف است؛ یعنی موضوع، صورتی را خلع نموده و از دست می‌دهد و صورت دیگری را لبس نموده و می‌پوشد و بدین صورت به حرکت خود ادامه می‌دهد و به علت این‌که موضوع در این حرکت، همیشه ثابت است و تغییر نمی‌کند، از بساطتی که داشته است، خارج نمی‌شود و تا آخرین مرحله از حرکت در میان ماهیت‌های نوعی موجود تحت یک جنس قریب که در عرض یکدیگر قرار دارند، واحد است. نه این‌که صورتی را بر روی صورت دیگر بپذیرد تا مرکب شود.[7]

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS