دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله سید محمد مهدی حسینی اصفهانی خراسانی

No image
تدریس آیت الله سید محمد مهدی حسینی اصفهانی خراسانی

تدریس و شاگردان

میرزا محمّدمهدی با کوله باری از دانش و حکمت و معرفت و پارسایی، از عتبات عراق به مشهد مقدّس بازگشت و در آن جا حوزه ی درسی تشکیل داد. با توجه به این که در معارف اسلامی تبحّر داشت، کثیری از تشنگان معرفت و حکمت به محضرش رسیدند تا از خرمن خِرَد او خوشه ها برچینند.

به گواهی پرورش یافتگان مکتبش وشرح حال نویسان، او قادر بود فقه، اصول، رجال، حدیث، فلسفه، عرفان، کلام، منطق، ریاضی، ستاره شناسی را در عالی ترین سطح و به بیانی شیوا برای فراگیران تدریس کند. به برکت وجودش، علوم عقلی و نقلی در قلمرو خراسان و حتی در برخی نقاط دیگر ایران رونقی بسزا گرفت.[25]

برخی از شاگردان که از محضر او بهره برده اند، عبارت اند از:

ملّا حمزه قاینی.

عالم گمنامی که در فقه و اصول محضر میرزا را درک کرد و از او اجازه ی روایت دریافت کرده است.[26]

سیّد دلدار علی رضوی هندی

در سال 1194 قمری به قصد زیارت بارگاه حضرت امام رضا، علیه السلام، به مشهد مقدّس رفت و به حوزه درسی میرزا محمّدمهدی راه یافت و در فقه و حدیث و کلام از او بهره مند گردید. استاد در اجازه ی روایی که برای این شاگرد خود صادر کرده، وی را عالم عامل، فاضل کامل، سیّد بزرگوار عالی نسب معرّفی کرده است.[27]

سیّد محمّدمهدی طباطبایی، او به سال 1186 قمری به مشهد آمد. حدود شش یا هفت سال در جوار بارگاه قدس رضوی اقامت داشت. ضمن ملاقات با اقشار گوناگون و فعالیت های تحقیقاتی و آموزشی، به محضر هم مباحثه خود در درس وحید بهبهانی، یعنی میرزا محمّدمهدی رفت و در حکمت عرفان و مباحث اعتقادی از توانایی های او استفاده کرد.

در همین دوران میرزا محمّدمهدی که از استعداد فوق العاده وی شگفت زده شده بود و سوابقی از خلّاقیّت های فکریش را می دانست خطاب به او گفت: «انما انت بحرالعلوم». از آن زمان سیّد محمّدمهدی طباطبایی به بحرالعلوم شهرت یافت.[28]

حاج میرزا زین العابدین خوانساری فرزند سیّد ابوالقاسم جعفر[29]

ملّا محمّدصالح برغانی[30]

محمّدتقی برغانی (معروف به شهید ثالث)[31]

ملّا احمد نراقی فرزند ملّا محمّدمهدی نراقی

میرزا محمّد حسن فانی زنوزی الاصل صاحب ریاض الجنه در سال 1203 قمری به مشهد رفت و مدّت دوسال در علوم نقلی و عقلی از میرزا محمّدمهدی محظوظ گردید.

سیّد عبدالکریم جزایری فرزند جواد فرزند عبدالله فرزند سیّد نورالدّین فرزند سیّد نعمت الله جزایری.

حاج میرزا یوسف مجتهد طباطبایی تبریزی.

اسدالله دزفولی کاظمی.

سیّد کاظم جزایری از نوادگان سیّد نعمت الله جزایری.

ملّا عبدالوهّاب شیخ الاسلام مشهدی که در علوم ریاضی و فلسفه مهارت داشت.

سیّد جعفر ثانی خوانساری که از استاد اجازه ی روایت هم دریافت کرد.

آقا احمد بهبهانی فرزند آقا محمّد علی و نواده ی وحید بهبهانی صاحب مراة الاحوال جهان نما و مناهج الفقه.

محمّدحسین خبوشانی (قوچانی)

برای ادامه ی تحصیل به مشهد آمد و به جمع شاگردان میرزا محمّدمهدی پیوست. به توصیه ی او به قوچان رفت و زعامت دینی آن دیار را عهده دار شد. او در ربیع الاول 1262 رحلت کرد.

شیخ آقا ابو محمّد فرزند شیخ حسین مشهدی (برادر همسر آقا میرزا محمّدمهدی).[32]

در ضمن فرزندان ایشان در زمره ی شاگردانش بوده اند که در ادامه ی مقاله به شرح حال شان خواهیم پرداخت.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS