دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تسویف، آفت موفقیت

No image
تسویف، آفت موفقیت

تسويف، آفت موفقيت

مصطفی یاسینی

غنیمت شمردن فرصتها یکی از موضوعاتی است که در سخنان اهل بیت(ع) مورد تاکید و ترغیب قرار گرفته است. آدمی مقاصدی دارد که در هر شرایطی نمی‌تواند در پی تحقق آنها اقدام نماید، یعنی برای هر کاری فرصت مناسب را باید جستجو نمود و شرایط خاصی باید فراهم گردد تا بتوان برای آن اقدام کرد. در واقع هر مقطع از مقاطع مختلف زندگی و هر لحظه از لحظات عمر برای یک نوع کار خاص و تحصیل هدفی معین مناسبت دارد. بنابراین آدمی باید فکر کند که آیا در این موقعیت سنی و در این شرایط زمانی، مکانی و وضعیت خانوادگی که قرار دارد، می‌تواند به هدف خود برسد یا نه؟ از مجموع شرایطی که الآن فراهم است چگونه می‌توان بهترین بهره‌ها ی کامل را برد تا برای سعادت خود و دیگران مفید باشد.به کارگیری عوامل و شرایط موجود در راستای اهداف خاص را می‌توان غنیمت شمردن فرصت نامید، امری که بسیار بر آن تاکید شده است چراکه همیشه چنین وضعیت درخشانی باقی نمی ماند اما به گونه ای رفتار می‌کنیم که گویا همیشه جوان خواهیم ماند. توجه نمی کنیم که روزی پیر می‌شویم و این قوا از دست می‌روند و نخواهیم توانست کار مورد نظر خود را انجام دهیم.

اهمیت فراوان این مطلب و شدت اهتمام دین مقدس اسلام باعث شده است تا با تعابیر مختلف در روایات شریف روی این مسئله تاکید شود که فرصتها را غنیمت بشمارید که مثل ابر می‌گذرند: «الفرصه تمرُّ مرَّ السحاب». امیرالمومنین علی (ع) در یک جمله کوتاه و پرمعنا می‌فرماید: «بادر الفرصه قبل ان تکون غصه» یعنی تا فرصت هست از شرایط برای تکامل خودت استفاده کن اگر از آن استفاده نکنی فردا غصه خواهی خورد و این فرصت به غم و اندوه تبدیل می‌شود. قبل از اینکه این فرصت از دست برود و به خاطر سپری شدن آن، مبتلابه غم و اندوه شوی آن را غنیمت بشمار. معمولا شیطان با القای افکار باطل که در ظاهر حکمت آمیز است، انسان را فریب می‌دهد، مثلادر قالب سخن حکیمانه‌ای همانند اینکه دوراندیشی اقتضا می‌کند که انسان عجله نکند، ما را به تسویف گرفتار می‌سازد و فرصتهای طلایی را از ما سلب می‌کند و ما نیز فریب خورده و می‌گوییم: العجله من الشیطان؛ عجله کار شیطان است، پس عجله نکن. حالا فرصت هست. مثلا چرا در درس خواندن عجله داری، یک روز دیرتر مجتهد شو، یا مثلا در مورد اعمال عبادی و انجام مستحبات به فریب ما همت می‌گمارد و این گونه القا می‌کند که تازه اول ماه رجب است و هنوز سی روز تا آخر ماه برای روزه گرفتن باقی مانده است، روز دیگری روزه می‌گیری چه عجله‌ای در روزه گرفتن داری؟ و با القائات دیگری از این قبیل، فرصتها را از ما می‌گیرد. شیطان انسان را با انواع بیانها، زبانها و توجیه‌ها از کار خیر باز می‌دارد؛ همانند اینکه عجله نکن، با صبر و حوصله عمل کن و ... ‌

یکی از راههای نفوذ شیطان برای فریب آدمی همین تعبیر است که دوراندیشی اقتضا می‌کند تا انسان در کارهایش عجله نکند. امیرالمومنین علی(ع) برای خنثی نمودن این دسیسه می‌فرماید: «من الحزم العزم»؛ دوراندیشی اقتضا می‌کند که انسان زود تصمیم بگیرد و عمل کند. اگر فرصتی برای عبادت، تحصیل علم، خدمت به مردم و ... فراهم آمده است انسان باید به آنچه آن فرصت اقتضا می‌کند عمل نماید. دوراندیشی اقتضا می‌کند که فرصت را غنیمت بشماریم و در همین لحظه تصمیم بگیریم و عمل مناسب این فرصت را انجام دهیم؛ چرا که این فرصت دیگر تکرار نمی شود و به دست نمی آید. مبادا کار را پشت سر بیندازد و مسامحه کند که «من سبب الحرمان التوانی؛ به تاخیر انداختن موجب محرومیت انسان می‌شود». هرگز نمی‌توان این را صبر و حوصله و دوراندیشی نامید؛ بلکه مصداق تام و کامل سهل انگاری، تسویف و فریب خوردن از شیطان است، چرا که آدمی می‌تواند کار خیری را انجام بدهد ولی با این دست و آن دست کردن، فرصت را از دست می‌دهد و از انجام آن کار خیر محروم می‌ماند. ‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS