دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تعيين سرنوشت در شب قدر و اختيار انسان

شب قدر، با توجه به آیه‌ای از سوره دخان[1] شب تفریق و جدایی امر خداوند است. یعنی امورات مخلوقات در آن شب اندازه‌گیری و از هم جدا می‌شوند.
تعيين سرنوشت در شب قدر و اختيار انسان
تعيين سرنوشت در شب قدر و اختيار انسان

شب قدر، با توجه به آیه‌ای از سوره دخان[1] شب تفریق و جدایی امر خداوند است. یعنی امورات مخلوقات در آن شب اندازه‌گیری و از هم جدا می‌شوند.

در بعضی روایات از تفریق چنین یاد کرده است که خداوند در این شب، اموری از قبیل مرگ، رزق و روزی را به مدبّرات امر (اسرافیل، میکائیل، عزرائیل و جبرئیل ـ علیهم‌السلام) تسلیم و مقدّر می‌کند.[2] این تقدیر و اندازه‌گیری گرچه حتمی است، اما مانع از مشیّت خدا نمی‌شود. یعنی حتمیّت مقدرّات به آن معنا نیست که خداوند تبارک و تعالی به دست خود، دست مردم و مخلوقش را ببندد که نتوانند بر خلاف آن را بخواهند. اعمال و رفتار آدمی با قید اختیار آدمی نوشته می‌شوند. یعنی با توجه به اختیار در انجام آن، خداوند آنها را مقدّر می‌کند. روی این جهت است که در چنین شبی از مردم  درخواست شده که آن را به دعا و مناجات و عبادت زنده نگه دارند و از خداوند طلب خیر و برکت کنند و تقرّب به سوی او جویند. این درخواست از مردم در جهت دعا و مناجات، در حقیقت یک نوع لطف، رحمت، عنایت و حکمت از طرف خداوند به بندگان است؛ زیرا، اگر مقدّرات هر چیز و هر کسی از قبل تعیین می‌شدند و اگر انسان قابلیت جبران و تغییر آن را نداشت و یا فرصتی برای او پیش نمی‌آمد که آن را تغییر دهد، یا راهی نبود که در رفع آن و یا تبدیل به احسن کردن آن، از خدا درخواست کند، در این صورت مسیر به اجبار و اکراه کشیده می‌شد. امّا طبق روایات با اینکه مقدّرات یک سال در یک شب معیّن می‌شود، ولی شخص می‌تواند خطاهای خود را جبران کند و با اعمال صالحه، بعضی از مقدّرات را تغییر دهد. چنانکه صدقه، احترام به والدین، صله رحم، کمک به فقرا، بسیاری از بلاها را رفع نموده وسیله وسعت روزی، طول عمر، و توفیق آداب نیکو می‌شود.

بنابراین، تقدیرات در یک شب نه قدرت مطلقه خدا را مقیّد می‌کند، نه مشیّت او را حتمی می‌سازد.[3] چون منافات ندارد که در شب قدر چیزی مقدّر بشود ولی در هنگام تحقّق و واقع شدن طور دیگر محقق و واقع بشود. زیرا در عین اینکه کیفیت موجود شدن و مقدّر یک امر، حتمی است اما دگرگونی در تقدیر امر مسلم دیگری است؛ مثل حوادث که در لوح محو و اثبات معیّن شده است ولی مشیت الهی به وسیله عملکردهای انسان آن را تغییر می‌دهد.[4] چنانکه طول عمر انسان در لوح محفوظ برای هر کسی معیّن می‌باشد، امّا صدقه، احترام والدین، صله رحم آن را تغییر می‌دهد. اگر احترام، صدقه، صله رحم بود، از آن اندازه معین فراتر اگر نرود در همان اندازه می‌ماند و اگر نافرمانی باشد از آن هم کمتر می‌شود. پس تقدیر مقدرات در شب قدر، هیچگونه منافاتی با تلاش انسان در تغیير سرنوشت ندارد.

* مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم

پی‌نوشت‌ها:

[1]. دخان، 4. 

[2].جامع الاحکام، قرطبی، ج20، ص 130، مؤسسه التاریخ، بیروت.

[3].رعد، 39. 

[4] .المیزان، علامه طباطبایی، ج20، ص 331، اعلمی، بیروت.

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: شنبه 12 خرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS