دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تلاش برای تقویت مذهب تشیع

No image
تلاش برای تقویت مذهب تشیع

تلاش برای تقویت مذهب تشیع

میرحامد حسین در آن زمان کتابی با عنوان عبقات الانوار نوشت که تأثیری زیادی در میان اهل سنت گذاشت و جمع زیادی از اهل سنت را شیعه کرد. عمق و قوت استدلال این کتاب باعث شد که میرزای شیرازی حکم به لزوم خواندن کتاب بر مسلمانان کند.

شیخ زین العابدین مازندرانی نیز حکم کرد تا به محض آماده شدن جلدهای بعدی کتاب، در اسرع وقت به چاپ آن اقدام کنند و تمام امکانات مالی و غیر مالی خود را در اختیار میرحامد حسین قرار دهند[73].

شیخ تقریظی نیز بر این کتاب زده است. بخشی از این تقریظ در این جا ذکر می شود: «...چون متدرجاً مجلدات کتب مؤلفات و مصنفات آن جناب سامی صفات که عبارت از استقصاء الافحام و عبقات بوده باشد، در این صفحات به دست علما و فضلاى این عتبات عرش درجات ملحوظ و مشاهد افتاد، به اضعاف مضاعف آن چه شنیده مى شد، دیده شد: "کتاب أحکمت آیاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر"[74] از صفحاتش نمودار؛ "کتاب مرقوم یشهده المقربون"[75] از اوراقش پدیدار؛ از عناوینش "آیات محکمات هنّ أم الکتاب"[76] پیدا؛ از مضامینش "هذا بلاغ للناس و لینذروا به و لیعلموا أنما هو اله واحد ولیذکّر اولوا الألباب"[77] هویدا؛ از فصولش عالمی را تاج تشیع و استبصار بر سر نهاده؛ از ابوابش به سوى "جنات عدن تجری من تحتها الأنهار"[78] باب ها گشاده؛ کلماتش "و جعلناها رجوماً للشیاطین"[79]، کلامش "ألا لعنة الله على القوم الظالمین". مفاهیمش "ألم أعهد إلیکم یا بنی آدم أن لا تعبدوا الشیطان إنه لکم عدو مبین"[80] مضامینش در لسان حال اعدا "یا لیت بینی و بینک بعد المشرقین و بئس القرین"[81]. دلائلش "هذا بیان للناس و هدًى و موعظة للمتقین"[82]، براهینش "کتاب أنزل إلیک فلایکن فی صدرک حرج منه لتنذر به و ذکرى للمؤمنین"[83]؛ برای دفع یأجوج و مأجوج مخالفین دین مبین، سدّى است متین؛ از جهت قلع و قمع زمره ی معاندین مذهب و آیین چون تیغ أمیرالمؤمنین؛ سیمرغ سریع النقل عقل از طیران به سوى شُرَف[84] اخبارش عاجز، همای تیز پاى خیال از وصول به سوى غرف آثارش قاصر.

کتبی به این لیاقت و متانت و اتقان تا الان از بنان تحریر نحریرى سر نزده، و تصنیفی در اثبات حقیت مذهب و ایقان تا این زمان از بیان تقریر حبر خبیرى صادر و ظاهر نگشته. از عبقاتش رائح? تحقیق وَزان، و از استقصایش استقصاء بر جمیع دلائل قوم عیان!

ولله درّ مؤلفها و مصنفها! "أ کان للنّاس عجباً أن أوحینا إلى رجل منهم أن أنذر الناس و بشر الذین آمنوا أنّ لهم قدم صدق عند ربهم قال الکافرون إن هذا لساحر مبین"[85]»[86].

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS