دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تلخ و شیرین رفاقت

No image
تلخ و شیرین رفاقت

تلخ و شيرين رفاقت

مصطفي ياسيني

آدمی هیچ گاه بی نیاز از معاشرت با دیگران نیست. برخورد با افراد دیگر، ضرورت زندگی انسانی است. این معاشرت و برخورد وقتی می تواند مایه ترقی و تعالی انسان گردد که سطح تحمل خود را بالاببرد. انسان در مقام معاشرت با دیگران باید قدرت تحمل آنها را داشته باشد تا بتواند از خوبی های ایشان بهره مند گردد. بی تردید سلیقه، افکار، رفتار و عملکرد انسانها با هم اختلاف دارند. برخی ممکن است به خاطر اختلاف نظر و دیدگاهی که با ما دارند، به گونه ای رفتار کنند که ما نپسندیم و عده ای هم، نه از روی اختلاف دیدگاه و نظر، بلکه از روی قصور در عمل ممکن است در معاشرتشان حق دیگران را رعایت نکنند، حق ادب را نگه ندارند و مرتکب بی احترامی، تندی، ظلم و ... شوند و از این جهت مورد پسند ما واقع نشوند. ‌

آدمی در زندگی اجتماعی از رفتارهای نابجا و بی احترامی های دیگران مصون نیست. البته ما معمولاعیوب خودمان را نمی بینیم و بیشتر از رفتارهای نابجای دیگران رنجیده خاطر و مکدر می شویم. کمتر کسی را می توان یافت که از عملکرد خودش ناراضی باشد و احساس رنجش نماید. ما معمولابه وجود ناشایسته ها در اعمال دیگران بیشتر و بهتر پی می بریم مثلاوقتی دیگران به ما ظلم می کنند آن وقت متوجه می شویم که ظلم تا چه اندازه زشت و ناپسند است؛ اما اگر ده برابر آن خودمان ظلم بکنیم توجه نداریم که چه قدر کار بدی است. وقتی که کسی به ما تندی و بی احترامی می کند خیلی به ما برمی خورد و ناراحت می شویم در حالی که توجه نداریم وقتی به دیگران تندی و بی احترامی می کنیم چه تاثیری در روح آنها می گذارد و چقدر آنها آزرده می شوند. به هر حال این گونه فراز و نشیب ها و رفتارهای نسنجیده و تند در زندگی ما انسانها رخ می دهد چرا که معصوم نیستیم و کم و بیش لغزش داریم.

اگر بنا باشد انسان در زندگی اجتماعی خود با اندک نابهنجاری ای که از دیگران می بیند برآشفته و ناراحت گردد هیچ گاه نمی تواند از خوبی های دیگران استفاده کند. هر کسی هم خوبی دارد و هم ضعف و بدی، اگر آدمی در مقام معاشرت با دیگران از نقطه ضعفهای آنان زود آزرده شود و با آنها قطع رابطه نماید و به خاطر یک بی احترامی، تندی، بی ادبی و ظلم معرکه را ترک نماید از بسیاری خوبی ها و نعمت های دیگران محروم خواهد ماند. اگر انسان می خواهد در زندگی اجتماعی از نعمت وجود انسانهای دیگر که خدا ارزانی نموده است، استفاده کند و استفاده برساند، تنها نباید در این فکر باشد که از دیگران بهره بگیرد، بلکه باید ناملایمات ناشی از برخورد با دیگران را بر خود هموار سازد تا بتواند در کنار آن از خوبی های آنها نیز بهره مند گردد. ما همه بندگان خدا هستیم و باید نعمتهای خدا چه مادی و چه معنوی به دست خود ما به همدیگر برسد و در این مسیر باید ناهمواری ها را تحمل کنیم. البته باید هر کسی سعی کند رابطه صحیحی با دیگران داشته باشد تا بتواند حرف خود را به آنها القا نماید. اگر بخواهیم با تندی و خشونت با خلق خدا رفتار کنیم نه می توانیم از آنها استفاده کنیم و نه می توانیم استفاده برسانیم. از نعمتی که خدا در زندگی اجتماعی برای انسانها قرار داده است هم خودمان محروم می شویم و هم دیگران را محروم می سازیم. بزرگواری اقتضا می کند که فردی نرمخو باشیم: «من الکرم لین الشیم»؛ شیم، جمع «شیمه» به معنای خلق و خوی می باشد. لین الشیم به معنای نرم خویی، اخلاق نرم داشتن و خوش خو بودن است.‌‌ هر انسان عاقلی که می خواهد در پرتو زندگی اجتماعی از وجود دیگران و کمکهای ایشان بهره مند گردد، باید خوشرفتار و خوش اخلاق باشد تا دیگران به معاشرت با او راغب باشند. همان گونه که در مقام فایده رساندن به دیگران نیز باید با اخلاقی خوش، زبانی شیرین و رفتاری دلسوزانه با دیگران رفتار کند تا زمینه استفاده دیگران و هدایت و ارشاد آنها فراهم گردد و بتواند حرفش را به آنها القاء کند و دستشان را بگیرد و از خطاها و لغزش ها دورشان نماید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS