دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توحید؛ اساسی‌ترین حق انسانی

No image
توحید؛ اساسی‌ترین حق انسانی

علامه طباطبایی در الميزان تأکید دارد که مهم‌ترین و اساسی‌ترین حقوق انسانی، حق توحید است. اینکه انسان به خداوند کفر و شرک نورزد و در همه ابعاد و اقسام به توحید اعتقاد و ایمان داشته و در مأمن «لا اله ‌الا الله» در آید.

از نظر ديگران مهم‌ترين حقّ بشر، حق «حيات» است. از این رو، می‌گویند کشتن انسان، بدترین ظلم و بی‌عدالتی و حق‌کشی نسبت به اوست؛ اما از نظر دین اسلام، مهم‌ترين حقّ بشر توحيد است؛ زیرا اگر کسی توحید نداشته باشد، از حیات واقعی بی‌بهره است.

ایشان می نویسد: قرآن مهم‌ترین حقوق انسانی را توحید و قوانین دینی مبتنی بر آن دانسته است؛ همچنانکه خردمندان اجتماعی انسانی بر آن هستند که مهم‌ترین حقوق انسان همانا حق حیات تحت قوانین حاکم بر مجتمع انسانی است که منافع افراد را در زندگی ایشان حفظ می‌کند.(‌الميزان ، ج2، ص71)

از نظر اسلام، حيات واقعی انسان در زندگی موحّدانه است و كسانی كه اين حقّ توحيد را از جامعه سلب می‌كنند، بدترين ظالمان هستند؛ زیرا از نظر قرآن شرک همانا ظلم عظیم است: إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ(لقمان، آیه 13)؛ در حالی که در هیچ کجای قرآن نیامده است که مثلاً «ان القتل لظلم عظيم»!؛ زیرا اگر «قتل» آن حيات حيوانی را از بين می‌برد؛ «شرك» آن حيات انسانی را نابود می‌کند. شکی نیست که حقیقت انسانی همان حیات معنوی اوست که بر محور توحید شکل می‌گیرد و کسی که انسانی را از توحید به کفر و شرک می‌کشاند، بزرگترین و عظیم‌ترین جنایت را مرتکب شده است و هیچ قتلی به پای قتل معنوی و حقیقی انسان نمی‌رسد؛ زیرا آن که نفس را از تن با کشتن جدا کرده، حیات حیوانی را قطع کرده، ولی کسی که شرک و کفر را در نفس وارد کرده‌، حیات واقعی و معنوی شخص را از میان برده است. از نظر قرآن، کاری که پیامبر(ص) با آموزه‌های وحیانی و نورانی قرآن انجام می‌دهد، حیات بخشی واقعی به بشر است. خداوند می‌فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ‌؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فراخواندند كه به شما حيات مى‌‌بخشد، آنان را اجابت كنيد. (انفال، آیه 24) پس آموزه‌های قرآنی حیات‌بخش است و حیات واقعی که همان توحید است را به آدمی می‌بخشد. این بزرگترین حق بشر است که سلب آن به عنوان بزرگترین ظلم به بشر دانسته شده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS